ابوالهیثم بن تیهان
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | ابوالهیثم مالک بن تیهان بن مالک انصاری |
| سرشناسی | صحابی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله • از یاران امیرالمؤمنین علیه السلام |
| وفات | صفر ۳۷ق |
| نحوه درگذشت | شهادت در جنگ صفین |
| محل دفن | کوفه |
| خویشان سرشناس | برادر: عبید بن تیهان؛ همسر: ملیکه بنت سهل |
| اطلاعات علمی | |
| اطلاعات فرهنگی | |
| علت شهرت | از نقبای دوازدهگانه پیامبر • از جمله اتمام حجتکنندگان با غدیر، راویان حدیث غدیر و شهادتدهندگان به حدیث غدیر |
ابوالهَیثَم بن تَیِّهان یکی از صحابه برجسته پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از یاران وفادار امیرالمؤمنین علی علیه السلام که از جمله اتمام حجتکنندگان با غدیر، راویان حدیث غدیر و شهادتدهندگان به حدیث غدیر در ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه و صفین دانسته شده است.
ابوالهیثم بن تیهان از قبیله اوس و اهل مدینه بود که پیش از اسلام گرایش به یکتاپرستی داشت و در سال یازدهم بعثت اسلام آورد؛ او در دو بیعت عقبه حضور یافت و از نقبای دوازدهگانه شد.
وی در غزوات پیامبر صلی الله علیه و آله، از جمله بدر، احد و خندق شرکت داشت. او، پس از رحلت پیامبر، از مخالفان خلافت ابوبکر و از حامیان امیرالمؤمنین علیهالسلام بود، در جنگ جمل در کنار ایشان جنگید و سرانجام در سال ۳۷ق در نبرد صفین بهشهادت رسید.
جایگاه: ابوالهیثم بن تیهان و غدیر
ابوالهیثم بن تیهان یکی از صحابه برجسته پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از یاران وفادار امیرالمؤمنین علی علیه السلام که از اتمام حجت با غدیر، راویان حدیث غدیر و شهادتدهندگان به حدیث غدیر در ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام به حدیث غدیر در رحبه کوفه و صفین دانسته شده است:
اتمام حجت ابوالهیثم با غدیر
یکی از اصحاب معصومان علیهم السلام که با غدیر اتمام حجت نموده ابوالهیثم بن تیهان دانسته شده است:[۱] دوازده نفر با اجازه امیرالمؤمنین علیه السلام قرار گذاشتند در روز جمعه که ابوبکر منبر میرود در مقابل منبر اجتماع کنند و آنچه درباره ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام میدانند بگویند تا هم اتمام حجت بر ابوبکر باشد و هم بر مردم. روز جمعه یکی پس از دیگری برخاستند و مطالبی گفتند تا نوبت به ابوالهیثم بن تیهان رسید. او گفت: من گواهی میدهم که پیامبرمان علی علیه السلام را در روز غدیر منصوب کرد.
عدهای از انصار در این باره به گفتوگو پرداختند که منظور پیامبر صلی الله علیه و آله از این اقدام چه بود و در این باره سخن بسیار گفتند؛ برای همین عدهای را خدمت آن حضرت فرستادند و در این باره سؤال کردند. فرمود: به آنان بگویید: علی بعد از من صاحب اختیار مؤمنین است و دلسوزترین مردم برای امت من است. من به آنچه در خاطرم بود شهادت دادم. هر کس میخواهد ایمان بیاورد و هر کس میخواهد کافر شود. وعدهگاه روز قیامت است.[۲]
روایت حدیث غدیر
ابنعقده در کتاب الولایه،[۳] علی بن عبدالله سمهودی در جواهر العقدین[۴] و قاضی بهلول بهجت زنگنهزوری در تاریخ آل محمد علیهم السلام[۵] ابوالهیثم بن تیهان را در شمار راویان حدیث غدیر و گواهیدهندگان به آن در ماجرای احتجاج امیرالمؤمنین علیه السلام در رحبه کوفه بهشمار بردهاند.
عبدالحسین امینی در الغدیر روایت او را چنین نقل کرده است: «عن أبی الطفیل، قال: إنَّ علیّا علیه السلام قام، فحمد اللَّه، و أثنی علیه، ثمّ قال: أَنشُد اللَّه من شهد یوم غدیر خُمّ إلّا قام، و لا یقوم رجل یقول: إنّی نُبِّئتُ أو بلغنی، إلّا رجل سمعت أُذُناه، و وعاه قلبه. فقام سبعة عشر رجلًا، منهم: خزیمة بن ثابت، و سهل بن سعد، و عدیُّ بن حاتم، و عقبة بن عامر، و أبو أیّوب الأنصاری، و أبو سعید الخُدری، و أبو شریح الخزاعی، و أبو قدامة الأنصاری، و أبو لیلی، و أبو الهیثم بن التیّهان، و رجالٌ من قریش، فقال علیّ علیه السلام و عنهم: هاتوا ما سمعتم. فقالوا: نشهد أنَّا أقبلنا مع رسول اللَّه صلی الله علیه وآله من حجّة الوداع، حتی إذا کان الظهر خرج رسول اللَّه صلی الله علیه وآله فأمر بشجرات فشُذِّبنَ و أُلقی علیهنّ ثوبٌ، ثمّ نادی بالصلاة، فخرجنا، فصلّینا، ثمّ قام، فحمد اللَّه، و أثنی علیه، ثمّ قال: أیّها الناس ما أنتم قائلون؟ قالوا: قد بلّغت. قال: اللّهمّ اشهد. ثلاث مرّات. قال: إنّی أُوشِک أن أُدعی، فأجیب، و إنّی مسؤولٌ، و أنتم مسؤولون. ثمّ قال: أیّها الناس إنّی تارکٌ فیکم الثّقَلَین: کتاب اللَّه، و عترتی أهل بیتی، إن تمسّکتم بهما لن تَضِلّوا، فانظروا کیف تخلفون فیهما، و إنَّهما لن یفترقا حتی یردا علیَّ الحوض، نبّأنی بذلک اللطیف الخبیر. ثمّ قال: إنَّ اللَّه مولای، و أنا مولی المؤمنین، أ لستم تعلمون أنّی أولی بکم من أنفسکم؟ قالوا: بلی ذلک. ثلاثاً. ثمّ أخذ بیدک یا أمیر المؤمنین فرفعها، و قال: من کنتُ مولاه فهذا علیٌّ مولاه: اللّهمّ والِ من والاه، و عادِ من عاداه. فقال علیٌّ: صدقتم و أنا علی ذلک من الشاهدین.؛ أبیطفیل گفت: امیرالمؤمنین علیه السلام ایستاد، خدا را حمد و ثنا گفت، سپس فرمود: از خدا میخواهم هرکس که در روز غدیر خم شاهد بوده است بلند شود و هر کسی که بگوید به من خبر دادهاند یا به من رسیده است، مگر آن کسی که این مطلب بهگوشش رسیده و در قلبش جای گرفته، بلند نشود. هفده نفر برخاستند، از جمله: خزیمه بن ثابت، سهل بن سعد، عدی بن حاتم، عقبه بن عامر، ابوایوب انصاری، ابوسعید خدری، ابوشریح خزاعی، ابوقدامه انصاری، ابولیلی، ابوالهیثم بن تیهان، و مردانی از قریش. امیرالمؤمنین علیه السلام به آنان گفت: آنچه شنیدهاید بیان کنید. آنها گفتند: شهادت میدهیم که ما همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله از حجّةالوداع آمدیم، تا وقتی ظهر شد، پیامبر صلی الله علیه و آله بیرون آمد و دستور داد درختانی هرس و بریده شدند و روی آنها پارچهای انداخته شد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله ندا داد به نماز، ما بیرون رفتیم و نماز خواندیم. سپس پیامبر ایستاد، خدا را حمد و ثنا کرد و گفت: ای مردم، شما چه میگویید؟ آنان گفتند: به تحقیق که ابلاغ کردید. پیامبر گفت: خدایا شاهد باش. سه بار گفت. سپس فرمود: من بهزودی دعوت میشوم، دعوت را پاسخ میگویم و من مورد سؤال قرار میگیرم و شما نیز مورد سؤال قرار میگیرید. سپس فرمود: ای مردم، من در میان شما دو چیز گرانبها میگذارم: کتاب خدا و عترت و اهل بیت من، اگر به آنها چنگ بزنید، هرگز گمراه نخواهید شد. پس مواظب باشید پس از من چگونه با آنها رفتار خواهید کرد و این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا به کنار حوض در قیامت بازگردند، این خبر را از لطیف خبیر به من رسیده است. سپس فرمود: خدا مولای من است و من مولای مؤمنانم. آیا نمیدانید که من نسبت به شما از خودتان سزاوارترم؟ آنان گفتند: بله، این را سه بار گفتیم. سپس دست شما را گرفت ای امیر مؤمنان، بالا برد و فرمود: هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست، خدایا دوست بدار هر کس او را دوست دارد و دشمن بدار هر کس با او دشمنی کند. آنگاه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: شما راست گفتید و من بر این امر از شاهدانم».[۶]
شهادت به حدیث غدیر در صفین
ابوالهیثم تیهان همچنین از جمله شهادتدهندگان به حدیث غدیر در صفین برشمرده شده است.[۷] در این رخداد امیرالمؤمنین علیه السلام فضایل خود، ازجمله حدیث و ماجرای غدیر را روایت کرد و دوازده نفر از اهل بدر برخاستند و گفتند:
ما شهادت میدهیم که این مطالب را همانطور که گفتی از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدیم، نه یک حرف زیاد نمودی و نه کم کردی، و پیامبر صلی الله علیه و آله ما را بر این مطلب شاهد گرفت. بقیه هفتاد نفر هم گفتند: این مطالب را شنیدیم ولی همه آن را حفظ نکردیم، ولی این دوازده نفر برگزیدگان و بهتران ما هستند. از بین آن دوازده نفر چهار نفر برخاستند: ابوالهیثم بن تیهان، ابوایوب انصاری، عمار بن یاسر و خزیمة بن ثابت انصاری، که خداوند آنان را رحمت کند. اینان گفتند: شهادت میدهیم که سخن پیامبر صلی الله علیه و آله را شنیدیم و آن را حفظ کردیم که در آن روز فرمود در حالی که ایستاده بود و علی هم در کنار او ایستاده بود.
سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای مردم، خداوند به من دستور داده که برای شما امام و وصیّ و جانشینی منصوب کنم که وصی پیامبرتان در میان شما و جانشین من در امتم و بین اهل بیتم بعد از من باشد. کسی که خداوند در کتابش اطاعت او را بر مؤمنان واجب کرده و به شما دستور ولایت او را داده است. من از ترس اهل نفاق و تکذیب آنان از پروردگارم خواستم که این دستور را از عهده من بردارد، ولی خداوند مرا ترسانید که باید ابلاغ کنم و گرنه مرا عذاب خواهد کرد.[۸]
زندگینامه
ابوالهیثم بن تیهان، با نام کامل مالک بن تیهان بن مالک انصاری، از قبیله اوس و اهل مدینه بوده است.[۹] نقل شده که او پیش از اسلام نیز به یکتاپرستی گرایش داشت و از بتپرستی بیزار بود.[۱۰]
بهنقل از ابنسعد کاتب واقدی، ابوالهیثم بن تیهان در سال یازدهم بعثت، پس از آگاهی از ظهور اسلام، به اسلام گروید.[۱۱] بهنقل از کتاب انساب الاشراف، او در هر دو بیعت عقبه (اول و دوم) حضور یافت و بهعنوان یکی از نقبای دوازدهگانه پیامبر صلی الله علیه و آله برگزیده شد.[۱۲]
بهنوشتهٔ از ابنسعد، ابنتیهان در تمامی غزوات پیامبر صلی الله علیه و آله از جمله بدر، احد و خندق شرکت داشته است.[۱۳] نقل شده که او به دلیل مهارتش در جنگیدن با دو شمشیر، لقب «ذوالسیفین» (صاحب دو شمشیر) را به خود اختصاص داده بود.[۱۴]
نقل شده که مالک بن تیهان از ثروتمندان مدینه بهشمار میرفت و نخلستانی داشت که در آن از پیامبر صلی الله علیه وآله و همراهانش پذیرایی میکرد.[۱۵] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میان او و عثمان بن مظعون پیمان برادری (عقد اخوت) برقرار کرد.[۱۶]
براساس نقلی از سید بن طاووس، پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ابوالهیثم از مخالفان سرسخت خلافت ابوبکر و از حامیان پرشور امیرالمؤمنین علیه السلام بود.[۱۷] او در کنار شخصیتهای برجستهای چون عمار یاسر و سلمان فارسی، به دفاع از حق امیرالمؤمنین علیه السلام پرداخت و از بیعت با ابوبکر امتناع ورزید.[۱۸] او در جنگ جمل در رکاب حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام حضور داشت و سرانجام سال ۳۷ق در جریان نبرد صفین بهشهادت رسید.[۱۹]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ چهاردهقرن با غدیر، ص۸۶؛ اسرار غدیر، ص۲۸۶.
- ↑ بحار الانوار، ج۲۸، ص۲۰۰.
- ↑ کتاب الولایه، ص۱۹۷.
- ↑ جواهر العقدین، ج۲، ص۸۱.
- ↑ تاریخ آل محمد علیهم السلام، ص۵۷.
- ↑ الغدیر، ج۱، ص۳۵۸.
- ↑ اولین میراث مکتوب درباره غدیر، ص۳۷.
- ↑ کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص۱۴۷–۱۴۸.
- ↑ الاستیعاب، ج۳، ص۴۰۴.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۱.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۱.
- ↑ جمل من انساب الاشراف، ج۱، ص۲۴۰.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۲.
- ↑ الاستیعاب، ج۲، ص۵۷.
- ↑ البدایة و النهایه، ج۶، ص۵۳.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۴۲.
- ↑ الیقین، ص۳۳۶.
- ↑ بحار الأنوار، ج۲۸، ص۱۸۹؛ بحار الأنوار، ج۳۲، ص۲۷.
- ↑ الاستیعاب، ج۳، ص۴۰۴.
منابع
- الإستیعاب فی معرفة الأصحاب؛ یوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر قرطبی اندلسی، تحقیق: علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
- اسرار غدیر؛ محمدباقر انصاری، تهران: نشر تک، ۱۳۸۴ش.
- اولین میراث مکتوب از واقعه غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
- بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- جمل من أنساب الأشراف؛ احمد بن یحیی بن داود بلاذری، تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
- چهارده قرن با غدیر (اتمام حجتها، بحثهای علمی، مناظرات، میراث مکتوب، شعر و ادب، یادگارها و یادبودها)؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۷۹ش.
- الطبقات الکبری؛ محمد بن سعد کاتب واقدی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
- الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۶ق.
- کتاب سلیم بن قیس الهلالی؛ سلیم بن قیس هلالی، تحقیق: علاءالدین موسوی، تهران: مؤسسة البعثة (قسم الدراسات الإسلامیة)، ۱۴۰۷ق.
- الیقین باختصاص مولانا علی علیهالسلام بامرة المؤمنین؛ سید علی بن موسی بن طاووس، تحقیق: محمدباقر انصاری، قم: مؤسسه دار الکتاب الجزائری، ۱۴۱۳ق.