پرش به محتوا

عمر بن عبدالعزیز اموی

از ویکی غدیر
عمر بن عبدالعزیز اموی
اطلاعات فردی
نام کاملعمر بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم بن ابی‌العاص بن امیه
سرشناسیاز تابعین • هشتمین خلیفه اموی
تولد۶۱ یا ۶۳ق • مدینه یا حلوان مصر
وفات۲۵ رجب ۱۰۱ق، دیر سمعان نزدیک حمص
نحوه درگذشتاحتمالاً مسمومیت
محل دفندیر سمعان (نزدیک حمص)
خویشان سرشناسبنی‌امیه
اطلاعات علمی
مذهباموی
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتخلافت •اصلاحات دینی و اجتماعی
علت شهرتلغو سب امیرالمؤمنین علیه السلام • بازگرداندن فدک • رفع منع کتابت حدیث • نقل حدیث غدیر

عمر بن عبدالعزیز، هشتمین خلیفه اموی (حکومت: ۹۹–۱۰۱ق) از جمله تابعینی دانسته شده که در در ماجرایی حدیث غدیر نقل کرده است. این ماجرا را ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء، ابوالفرج اصفهانی در الاغانی، ابن‌عساکر در تاریخ دمشق و حموینی در فرائد السمطین هم نقل کرده‌اند.

به‌گزارش منابع، عمر بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم، از خلفای شاخص سلسله اموی به‌شمار می‌رود که در مقایسه با سایر حکام این خاندان، از جایگاه بهتری در میان مسلمانان برخوردار بوده است.

عمر بن عبدالعزیز نسبت به اهل‌بیت پیامبر صلی الله علیه و آله رفتار ملایم‌تری داشت. او سنت سب و لعن امیرالمؤمنین علیه السلام را لغو کرد و به تمامی فرماندارانش دستور داد که این کار را ترک کنند. همچنین، فدک را به فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها بازگرداند و کمک‌های مالی ویژه‌ای برای آنان در نظر گرفت.

جایگاه: روایت حدیث غدیر

عمر بن عبدالعزیز، خلیفه اموی (حکومت: ۹۹–۱۰۱ق) از جمله تابعینی دانسته شده که در در ماجرایی حدیث غدیر نقل کرده است.[۱] این ماجرا را ابونعیم اصفهانی در حلیة الاولیاء،[۲] ابوالفرج اصفهانی در الاغانی،[۳] ابن‌عساکر در تاریخ دمشق[۴] و حموینی در فرائد السمطین[۵] هم نقل کرده‌اند.

این روایت به نقل از کتاب عبقات الانوار نوشته میرحامدحسین هندی چنین است: «حدثنی یزید بن عمر بن مورق، قال: کنت بالشام و عمر بن عبد العزیز یعطی الناس، فتقدمت إلیه، فقال: ممن انت؟ فقلت: من قریش، قال: من أی قریش انت؟ قلت: من بنی هاشم، قال: من أی بنی هاشم؟ فسکت فوضع یده علی صدره فقال: انا و اللَّه مولی علی بن أبی طالب، ثم قال: حدثنی عدة: انهم سمعوا النبی صلی اللَّه علیه و آله وسلم یقول: من کنت مولاه فعلی مولاه. ثم قال: یا مزاحم، کم تعطی امثاله؟ قال: مائة و مائتی درهم، قال: اعطه خمسین دینارا لولایة علی بن أبی طالب، ثم قال: الحق ببلدک فسیأتیک مثل ما یأتی نظرائک؛ یزید بن عمر بن مورق برای من حدیث کرد که در شام نزد عمر بن عبدالعزیز آمدم در حالی که به مردم عطایایی می‌داد و من نیز پیش رفتم. به من گفت: از کدام طایفه‌ای؟ گفتم: از قریش. گفت: از کدام طایفه قریش؟ گفتم: از بنی‌هاشم. پرسید: از کدام بنی‌هاشم؟ گفتم: از موالیان علی علیه السلام هستم! پرسید: علی کیست؟ من سکوت نمودم. عمر بن عبدالعزیز دست بر سینه‌اش گذاشت و گفت: من هم به‌خدا قسم از موالیان علی بن ابی‌طالب هستم. سپس گفت: عده‌ای برایم روایت کرده‌اند که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده‌اند که فرمود: هرکس من مولای اویم، پس علی مولای اوست».[۶]

زندگی و حکومت

به‌گزارش منابع، عمر بن عبدالعزیز بن مروان بن حکم، از خلفای شاخص سلسله اموی به‌شمار می‌رود که در مقایسه با سایر حکام این خاندان، از جایگاه بهتری در میان مسلمانان برخوردار بوده است.[۷]

به‌گزارش منابع، عمر بن عبدالعزیز در سال ۶۲ هجری در شهر حلوان مصر متولد شد. مادرش ام‌عاصم لیلی، دختر عاصم پسر عمر بن خطاب بود. عمر بن عبدالعزیز در کودکی قرآن را حفظ کرد و پس از رسیدن به سن بلو، علاقه فراوانی به کسب دانش و همنشینی با علما و فقهای مدینه پیدا کرد. او از انس بن مالک، سائب بن یزید، یوسف بن عبدالله بن سلام و جمعی دیگر از تابعین روایت نقل کرده است. احمد بن حنبل درباره او گفته است: «در میان تابعین، سخن هیچ‌کس جز عمر بن عبدالعزیز برای من حجت نیست».[۸]

نقل شده که عمر بن عبدالعزیز تا سال ۸۵ق، یعنی تا زمان وفات پدرش و آغاز خلافت عبدالملک بن مروان در مدینه اقامت داشت. پس از آن، عبدالملک او را به دمشق فراخواند و دخترش فاطمه را به عقد او درآورد. سپس او را به‌عنوان حاکم خناصره منصوب کرد. در سال ۸۷ هجری، ولید بن عبدالملک او را به‌عنوان والی مدینه برگزید.[۹]

عمر بن عبدالعزیز شش سال والی مدینه بود و سیاست باز او موجب شد تا مدینه به پناهگاهی برای افراد تحت تعقیب و شکنجه‌شدگان حکومت اموی، به‌ویژه از سوی حجاج بن یوسف، تبدیل شود. همین امر موجب شد که حجاج از او نزد ولید شکایت کند و در نهایت در سال ۹۳ق، عمر از ولایت مدینه برکنار شد.[۱۰] پس از وفات سلیمان بن عبدالملک، در سال ۹۹ هجری، عمر بن عبدالعزیز، با شرط ولایت عهدی یزید بن عبدالملک، به خلافت رسید.[۱۱]

خلافت

به‌نقل از منابع، عمر بن عبدالعزیز در آغاز خلافتش اعلام کرد که خود را مجری احکام دین می‌داند و نه مبتکر بدعت جدید.[۱۲] او در سخنرانی خود تصریح کرد: «پس از قرآن کتابی نیست و پس از حضرت محمد صلی الله علیه وآله پیامبری نخواهد آمد. من قاضی نیستم، بلکه مجری هستم».[۱۳]

عمر بن عبدالعزیز نسبت به اهل‌بیت پیامبر صلی الله علیه و آله رفتار ملایم‌تری داشت.[۱۴] او سنت سب و لعن امیرالمؤمنین علیه السلام را لغو کرد و به تمامی فرماندارانش دستور داد که این کار را ترک کنند.[۱۵] همچنین، فدک را به فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها بازگرداند و کمک‌های مالی ویژه‌ای برای آنان در نظر گرفت.[۱۶]

عمر بن عبدالعزیز نخستین خلیفه‌ای بود که دستور جمع‌آوری و کتابت احادیث پیامبر صلی الله علیه وآله، پس از منع در دوره عمر بن خطاب، را صادر کرد و به ابوبکر بن محمد بن حزم مأموریت داد تا احادیث را گردآوری کند.[۱۷]

عمر بن عبدالعزیز پس از دو سال و پنج ماه خلافت، در ۲۵ رجب سال ۱۰۱ق در سن ۳۹ سالگی درگذشت.[۱۸] برخی منابع احتمال داده‌اند که او توسط امویان مسموم شده باشد، اما این موضوع به صورت قطعی اثبات نشده است.[۱۹]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. الغدیر، ج۱، ص۱۵۸؛ چکیده عبقات الانوار، ص۱۷۴.
  2. حلیة الاولیاء، ج۵، ص۳۶۴.
  3. الاغانی، ج۷، ص۱۹۱.
  4. تاریخ مدینة دمشق، ج۶۵، ص۳۲۴–۳۲۵.
  5. فرائد السمطین، ج۱، ص۶۶.
  6. عبقات الأنوار، ج‏۷، ص۵۲.
  7. تاریخ خلفا، ص۶۵۳.
  8. البدایة و النهایة، ج۹، ص۱۹۲.
  9. البدایة و النهایة، ج۹، ص۱۹۲.
  10. تاریخ الطبری، ج۶، ص۴۸۱–۴۸۲.
  11. الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۶۱.
  12. الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۶۲.
  13. الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۶۲.
  14. تاریخ خلفا، ص۶۵۴.
  15. الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۹۸.
  16. مروج الذهب، ج۳، ص۱۸۴.
  17. المصنف، ج۹، ص۳۳۷؛ تاریخ خلفا، ص۶۶۰–۶۶۱.
  18. الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۱۱۳–۱۱۴.
  19. تاریخ خلفا، صفحه۶۶۱.

منابع

  • الاغانی؛ ابوالفرج علی بن حسین اصفهانی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۱۵ق.
  • البدایة و النهایة؛ إسماعیل بن عمر بن کثیر قرشی دمشقی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۷ق.
  • تاریخ خلفا (از رحات پیامبر تا زوال امویان)؛ رسول جعفریان، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۲ش.
  • تاریخ الطبری (تاریخ الامم و الملوک)؛ محمد بن جریر طبری، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: بی‌نا، بی‌تا.
  • تاریخ مدینة دمشق؛ علی بن حسن شافعی (ابن‌عساکر)، تحقیق: علی شیری، بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
  • چکیده عبقات الانوار حدیث غدیر؛ میرحامد حسین کنتوری هندی، به‌کوشش: محمدرضا شریفی و مرتضی نادری و سید علی میلانی، قم: عطر عترت، ۱۳۹۶ش.
  • حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء؛ احمد بن عبدالله ابونعیم اصفهانی، تحقیق: کمال یوسف حوت، قاهره: دار أم القری، بی‌تا.
  • دانشنامه غدیر؛ محمدرضا شریفی، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۹۸ش.
  • الطبقات الکبری؛ محمد بن سعد کاتب واقدی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • عبقات الأنوار فی امامة الأئمة الأطهار؛ میرحامدحسین بن محمدقلی کنتوری هندی، تحقیق: غلامرضا مولانا بروجردی، قم: غلامرضا مولانا بروجردی، ۱۴۰۴ق.
  • الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۶ق.
  • الکامل فی التاریخ؛ علی بن محمد جزری (ابن اثیر)، بیروت: دار صادر و دار بیروت، ۱۳۸۵ق.
  • مروج الذهب و معادن الجوهر ؛ علی بن حسین مسعودی، تحقیق: یوسف احمد داغر، قم: مؤسسة دار الهجرة، ۱۴۰۹ق.