اَبوهُرَیْره (درگذشت: ۵۹ق) با آنکه از مخالفان گفتمان غدیر برشمرده شده، از جمله راویان حدیث غدیر و معترفان به آن برشمرده شده است. منابع زیادی حدیث غدیر و اعتراف او به آن را به صورت‌های مختلف نقل کرده‌اند.

ابوهریره
اطلاعات فردی
نام کاملعبدالله یا عبدالرحمن بن عامر (یا صخر) دوسی
سرشناسیصحابه پیامبر صلی الله علیه و آله
تولد۲۰ سال قبل از هجرت
وفات۵۹ق
اطلاعات علمی
مذهباهل سنت
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتحدیث
علت شهرتاعتراف و نقل حدیث غدیر

ابوهریره از قبیله دوس یمن بود و در سال ۷ق به اسلام گروید؛ درباره نام و نسب او در منابع تاریخی اختلاف فراوانی وجود دارد. پس از پیامبر صلی الله علیه و آله، در دوره خلفا مسئولیت‌هایی مانند ولایت و قضاوت بحرین داشت و در برخی رویدادهای سیاسی و نظامی آن دوران نیز حضور داشت. او در دوره عثمان از وی حمایت کرد و در زمان معاویه از نزدیکان مروان بود.

ابوهریره به‌دلیل نقل احادیث بسیار و متنوع از پیامبر صلی الله علیه و آله مشهور شد، اما برخی صحابه و علما به‌دلیل کثرت و تناقض برخی روایاتش از او انتقاد کردند. اهل‌سنت عموماً او را به‌عنوان صحابی عادل محترم می‌دانند، درحالی‌که شیعه امامیه و معتزله شخصیت و روایات او را نقد کرده‌اند.

ابوهریره و حدیث غدیر

ابوهریره دَوسی، با آنکه از مخالفان گفتمان غدیر برشمرده شده، از جمله راویان حدیث غدیر و معترفان به آن برشمرده شده است.[۱] روایت او به‌گونه‌های مختلف در برخی منابع نقل شده و در برخی دیگر جزء راویان حدیث غدیر برشمرده شده است:


نمونه نقل‌ها

برخی از نمونه نقل‌های ابوهریره از حدیث غدیر چنین سیاهه شده است:

  • ابوهریره می‌گوید: در روز غدیر خم پیامبر دست علی بن ابی‌طالب را گرفت و فرمود: آیا من صاحب اختیار مؤمنان نیستم؟ گفتند: آری یا رسول‌الله. فرمود: هرکس من مولای اویم پس علی مولای اوست و خداوند این آیه را نازل کرد: امروز دین شما را کامل کردم.[۲۸]
  • در جنگ صفین، اصبغ بن نباته نامه‌ای از جانب امیرالمؤمنین علیه السلام برای معاویة بن ابی‌سفیان آورد. اصبغ بن نباته، ابوهریره را نزد معاویه دید. اصبغ به ابوهریره گفت: تو را قسم می‌دهم…، آیا در روز غدیر خم حاضر بودی؟ گفت: آری. پرسید: چه شنیدی که پیامبر صلی الله علیه و آله درباره علی علیه السلام فرمود. گفت: شنیدم که فرمود: «هر که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست. خدایا، هر که او را دوست بدارد، دوست بدار، و هر که با او دشمنی کند، دشمن باش و هر که او را یاری کند، یاری کن و هر که او را رها کند، رهایش کن».[۲۹]
  • پس از صلح امام حسن علیه السلام، معاویه وارد کوفه شد. هر شب ابوهریره همراه معاویه در مسجد کوفه می‌نشست. یک شب جوانی به او گفت: تو را به خدا قسم می‌دهم، آیا از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدی که درباره علی بن ابی‌طالب علیه السلام می‌فرمود: «خدایا، هر که با او [علی علیه السلام] دشمنی کند، دشمن باش»؟ ابوهریره در حضور معاویه گفت: آری. آن جوان گفت: من هم خدا را شاهد می‌گیرم که تو ولایت دشمن او (معاویه) را پذیرفته‌ای و با دوست او دشمنی کرده‌ای![۳۰]

شخصیت و زندگی

به‌نقل از ابن‌کثیر، مورخ قرن هشتم قمری، در روایات تاریخی اختلاف زیادی در مورد نام و نسب ابوهریره وجود دارد؛[۳۱] به طوری که گفته شده در مورد هیچ صحابه دیگری به‌اندازه او در این زمینه اختلاف نظر وجود ندارد.[۳۲] به‌نوشتهٔ ابن‌کثیر، نام‌های دوران جاهلی او عبدالرحمن یا عبدشمس یا عبدغنم بوده و پس از اسلام، پیامبر صلی الله علیه و آله نام عبدالله را بر او نهاد.[۳۳]

گزارش شده که ابوهریره از قبیله «دوس»، یکی از شاخه‌های قبیله بزرگ «ازد»، در یمن بود.[۳۴] گفته شده که او در سال ۷ق (۶۲۸ میلادی) به‌همراه هیئتی از یمن به حضور پیامبر صلی الله علیه وآله رسید و اسلام آورد.[۳۵] نقل شده که او در زمان ورود به مدینه، به‌دلیل فقر شدید، در زمره فقیرترین صحابه (اصحاب صفه) قرار داشت.[۳۶] گفته شده که حضور او در جنگ خیبر مسجل نیست،[۳۷] ولی از حضور او در جنگ موته یاد شده و نام او را در شمار گریختگان آورده‌اند.[۳۸] نقل شده که او در سال پایانی عمر پیامبر صلی الله علیه وآله به بحرین فرستاده شد.[۳۹]

پس از پیامبر صلی الله علیه و آله

به‌نقل از منابع، پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله، ابوبکر ابوهریره را مجدداً به بحرین فرستاد.[۴۰] نقل شده که در زمان خلافت عمر، به‌عنوان والی یا قاضی بحرین منصوب شد، ولی به جهت گردآوری مال بسیار از سوی خلیفه عمر مورد عتاب و سوءظن قرار گرفت و به مدینه فراخوانده شد ومقداری از اموالش ضبط شد.[۴۱] در مورد حضور او در فتح برخی مناطق ایران نیز روایات مختلفی وجود دارد.[۴۲]

گزارش شده که ابوهریره در زمان خلافت عثمان از هواداران او بود؛ به طوری که در جریان محاصره خانه عثمان از جمله حامیان خلیفه بود و در خانه‌اش حضور داشت و حملات مخالفان را دفع می‌کرد.[۴۳] همین موضع‌گیری او نسبت به عثمان موجب آن دانسته شده که پس از مرگش فرزندان عثمان در مراسم تشییع جنازه وی با احترام خاصی شرکت کنند.[۴۴]

خبر دیگر از حضور ابوهریره در وقایع تاریخی، به نقش او در جنگ صفین بازگردانده شده؛ گفته شده که وی معاویه را به‌سبب جنگ با امیرالمؤمنین علیه السلام مورد سرزنش قرار داد؛ با این‌همه، او را در زمرهٔ کسانی که پس از صفین به امیرالمؤمنین علیه السلام پشت کردند، برشمرده شده است.[۴۵]

نقل شده که در زمان خلافت معاویه، از یاران نزدیک مروان بن حکم، حاکم مدینه، بود و در موسم حج و در غیاب مروان به‌عنوان جانشین او منصوب می‌شد.[۴۶] به‌هنگام شهادت امام حسن علیه السلام، در سال ۵۰ قمری، ابوهریره در زمرهٔ کسانی بود که از دفن آن حضرت در کنار مرقد پیامبر صلی الله علیه و آله، با استناد به حدیثی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله، پشتیبانی کرد.[۴۷] قول مشهور در مورد وفات ابوهریره، سال ۵۹ق است و گفته شده که قبرش در طبریه شام است.[۴۸]

ابوهریره و حدیث

به‌نوشته برخی محققان، ابوهریره به‌دلیل نقل روایات فراوان از پیامبر صلی الله علیه و آله مشهور است.[۴۹] احادیث ابوهریره، از حیث موضوع بسیار متنوع بوده، مسائلی از عقاید وفقه گرفته تا سیره و ملاحم و حتی طب را دربرمی‌گیرد.[۵۰]

گفته شده برخی از صحابه و علمای بعدی، به‌دلیل کثرت روایات و برخی تناقضات در آنها، به نقد روایات ابوهریره پرداختند؛ آنچنان که عمر او را به دلیل نقل احادیث فراوان و متهم‌شدن به جعل و وضع حدیث مورد توبیخ قرار داده و تازیانه زد.[۵۱]

نقل شده که اهل حدیث از اهل سنت، به‌طور کلی، صحابه را عادل می‌دانند و به نقد آنها نمی‌پردازند؛ بنابراین، شخصیت ابوهریره نیز در میان آنها مورد احترام است.[۵۲] شیعه امامیه و معتزله، امکان نقد صحابه را برای خود محفوظ می‌دارند و در آثار این دو گروه، انتقاداتی به شخصیت و روایات ابوهریره وارد شده است.[۵۳] گفته شده که در دوره‌های بعد شخصیت و روایات او مورد بازبینی و نقد قرار گرفته است.[۵۴]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. الغدیر، ج۱، ص۴۱.
  2. مسند أبی یعلی الموصلی، ج۱۱، ص۳۰۷.
  3. کتاب الولایه، ص۲۰۶.
  4. الامالی للصدوق، ص۲.
  5. مناقب علی بن ابی‌طالب علیه السلام، ص۲۳۱.
  6. الاستیعاب، ج۳، ص۲۰۳.
  7. تاریخ بغداد، ج۸، ص۲۸۴.
  8. الغارات، ج۲، ص۶۵۶–۶۵۹.
  9. شواهد التنزیل، ج۱، ص۲۵۲–۲۵۳.
  10. الامالی الخمیسیه، ج۱، ص۵۶؛ الامالی الخمیسیه، ج۱، ص۱۹۱–۱۹۲؛ الامالی الخمیسیه، ج۱، ص۳۴۳؛ الامالی الخمیسیه، ج۲، ص۱۰۱–۱۰۲.
  11. الخصائص العلویة، ص۱۰۵.
  12. المناقب، ص۱۵۷.
  13. الطرائف، ص۱۴۱.
  14. اسنی المطالب، ص۴۸.
  15. تهذیب الکمال، ج۲۰، ص۴۸۴؛ تهذیب الکمال، ج۲۲، ص۳۹۸.
  16. البدایة و النهایة، ج۵، ص۲۱۱؛ البدایة و النهایة، ج۵، ص۲۱۳؛ البدایة و النهایة، ج۷، ص۳۴۷؛ البدایة و النهایة، ج۷، ص۳۴۹.
  17. تهذیب التهذیب، ج۷، ص۳۳۷.
  18. المطالب العالیه، ج۱۶، ص۹۷.
  19. الدر المنثور، ج۳، ص۱۹.
  20. تاریخ الخلفاء، ص۲۰۱.
  21. جامع الاحادیث، ج۷، ص۳۶۹.
  22. سبل الهدی و الرشاد، ج۱۱، ص۲۹۴.
  23. بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۰۸؛ بحار الانوار، ج۹۷، ص۱۱۰.
  24. نزل الابرار، ص۵۱.
  25. لقط اللآلی، ص۲۰۵.
  26. نظم المتناثر، ص۱۹۴.
  27. سلسلة الأحادیث الصحیحة، ج۴، ص۳۳۰.
  28. بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۰۸، ح۱.
  29. الغدیر، ج۱، ص۴۰۵.
  30. بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۹۹.
  31. البدایة و النهایة، ج۸، ص۱۰۳.
  32. عمدة القاری، ج۱، ص۱۲۴.
  33. البدایة و النهایه، ج۸، ص۱۰۳.
  34. المعارف، ص۲۷۷.
  35. الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۴۴.
  36. البدایة و النهایه، ج۸، ص۱۰۴؛ الاصابة، ج۷، ص۳۵۴.
  37. بهرامیان، «ابوهریره»، ص۳۹۸.
  38. المغازی، ج۲، ص۷۶۵.
  39. الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۰۲.
  40. بهرامیان، «ابوهریره»، ص۳۹۸.
  41. جمل من أنساب الأشراف، ج۱۰، ص۳۶۷؛ فتوح البلدان، ص۸۹.
  42. تاریخ ابن‌خلدون، ج۲، ص۵۶۲.
  43. الامامة و السیاسه، ج۱، ص۵۸.
  44. الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۵۴.
  45. بهرامیان، «ابوهریره»، ص۳۹۸.
  46. الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۵۰.
  47. أنساب الأشراف، ج۳، ص۶۰.
  48. بهرامیان، «ابوهریره»، ص۳۹۸.
  49. بهرامیان، «ابوهریره»، ص۳۹۹.
  50. سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۶۳۲.
  51. شرح نهج البلاغة، ج۴، ص۶۷–۶۸.
  52. بهرامیان، «ابوهریره»، ص۳۹۹.
  53. بهرامیان، «ابوهریره»، ص۳۹۹.
  54. بهرامیان، «ابوهریره»، ص۳۹۹.

منابع

  • «ابوهریره»؛ علی بهرامیان، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی (ج۶)، تهران: مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۷۶ش.
  • الإستیعاب فی معرفة الأصحاب؛ یوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر قرطبی اندلسی، تحقیق: علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
  • أسد الغابة فی معرفة الصحابة؛ علی بن محمد جزری (عزالدین ابن‌اثیر)، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه؛ محمد بن محمد بن محمد جزری شافعی، تحقیق: محمدهادی امینی، اصفهان: مکتبة الإمام أمیرالمؤمنین علی علیه السلام العامة، بی‌تا.
  • الامالی؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، تحقیق: محمدباقر کمره‌ای، تهران: انتشارات کتابچی، ۱۳۷۶ش.
  • الامالی الخمیسیة؛ مرشد بالله یحیی بن حسن شجری جرجانی، تحقیق: محمد حسن محمد حسن اسماعیل، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
  • الامامة و السیاسة؛ عبدالله بن مسلم (ابن‌قتیبه دینوری)، تحقیق: علی شیری، بیروت: دار الأضواء، ۱۴۱۰ق.
  • بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • البدایة و النهایة؛ إسماعیل بن عمر بن کثیر قرشی دمشقی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۷ق.
  • تاریخ ابن‌خلدون (دیوان المبتدأ و الخبر فی تاریخ العرب و البربر ومن عاصرهم من ذوی الشأن الأکبر)، تحقیق: خلیل شحادة، بیروت: دار الفکر، ۱۴۰۸ق.
  • تاریخ بغداد أو مدینة السلام؛ احمد بن علی خطیب بغدادی، تحقیق: مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.
  • تاریخ الخلفاء؛ عبدالرحمن بن ابی‌بکر سیوطی، تحقیق: ابراهیم صالح، بیروت: دار صادر، ۱۴۱۷ق.
  • تهذیب التهذیب؛ ابن‌حجر احمد بن علی عسقلانی، بیروت: دار صادر، بی‌تا.
  • تهذیب الکمال فی أسماء الرجال؛ یوسف بن عبدالرحمن مزی، تحقیق: بشار عواد معروف، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۰۶ق.
  • جامع الاحادیث؛ جلال‌الدین عبدالرحمن بن ابوبکر سیوطی، تحقیق: عباس احمد صقر و احمد عبدالجواد، بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۴ق.
  • جمل من أنساب الأشراف؛ احمد بن یحیی بن داود بلاذری، تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
  • الخصائص العلویة علی سائر البریة؛ محمد بن احمد نطنزی، تحقیق: علی آل‌کوثر، قم: مجمع إحیاء الثقافة الإسلامیة، ۱۴۳۳.
  • الدر المنثور فی التفسیر المأثور؛ عبدالرحمن بن ابی‌بکر سیوطی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۴ق.
  • سبل الهدی والرشاد، فی سیرة خیر العباد و ذکر فضائله و أعلام نبوته و أفعاله و أحواله فی المبدأ و المعاد؛ محمد بن یوسف صالحی شامی، تحقیق: عادل أحمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۴ق.
  • سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقه‌ها وفوائدها؛ محمد ناصرالدین آلبانی، ریاض: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، ۱۴۱۵ق.
  • سیر اعلام النبلاء؛ محمد بن احمد ذهبی، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۴ق.
  • شرح نهج‌البلاغة؛ عبدالحمید بن هبة الله (ابن ابی‌الحدید معتزلی)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، بی‌تا.
  • شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فی الآیات النازلة فی أهل البیت صلوات الله و سلامه علیهم؛ عبیدالله بن عبدالله حسکانی، تحقیق: محمدباقر حسکانی، تهران: وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی (مؤسسة الطبع و النشر)، ۱۴۱۱ق.
  • الطبقات الکبری؛ محمد بن سعد کاتب واقدی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف؛ علی بن موسی بن طاووس (سید بن طاووس)، قم: مطبعة الخیام، ۱۴۰۰ق.
  • عمدة القاری شرح صحیح البخاری؛ بدر الدین محمود بن احمد عینی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • الغارات؛ ابراهیم بن محمد ثقفی، تحقیق: میرجلال الدین محدث ارموی، تهران: انتشارات انجمن آثار ملی، ۱۳۹۵ق.
  • الغدیر فی الکتاب و السنة و الأدب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۶ق.
  • فتوح البلدان؛ احمد بن یحیی بلاذری، بیروت: دار ومکتبة الهلال، ۱۹۸۸ق.
  • کتاب الولایة؛ احمد بن محمد کوفی (ابن‌عقده)، تحقیق: عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، قم: دلیل ما، ۱۴۲۴ق.
  • لقط اللآلی المتناثره فی الاحادیث المتواتره؛ محمد مرتضی حسینی زبیدی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۹۸۵م.
  • مسند أبی یعلی الموصلی؛ أبویعلی احمد بن علی تمیمی موصلی، تحقیق: حسین سلیم أسد، دمشق: دار المأمون للتراث، ۱۴۰۴ق.
  • المعارف؛ عبدالله بن مسلم بن قتیبة دینوری، تحقیق: ثروت عکاشه، قاهره: الهیئة المصریة العامة للکتاب، ۱۹۹۲ق.
  • المغازی؛ محمد بن عمر واقدی، تحقیق: مارزدن جونز، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.
  • المطالب العالیة بزوائد المسانید الثمانیة؛ احمد بن علی (ابن حجر عسقلانی)، ریاض: دار العاصمة، ۱۴۱۹ق.
  • المناقب؛ موفق بن احمد بکری مکی حنفی خوارزمی، تحقیق: مالک محمودی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • مناقب علی بن ابی‌طالب علیه السلام و ما نزل من القرآن فی علی علیه السلام؛ ابوبکر أحمد بن موسی ابن‌مردویه اصفهانی، تحقیق: عبدالرزاق محمد حسین حرزالدین، قم: دارالحدیث، ۱۴۲۴ق.
  • نزل الابرار بما صح من مناقب اهل البیت الاطهار؛ محمد بن معتمد بدخشانی، تحقیق: محمدهادی امینی، اصفهان: مکتبة الإمام أمیرالمؤمنین علی علیه السلام العامة، ۱۴۰۳ق.
  • نظم المتناثر من الحدیث المتواتر؛ محمد بن جعفر کتانی، مصر: دار الکتب السلفیة للطباعة والنشر، بی‌تا.