تاریخ در لغت به معنای تعیین زمان یک رخداداست. تاریخ در اسلام، رخداد مهم هجرت رسول اکرم صلّی اللّه علیه وآله از مکّه به مدینه، مبدأ تاریخ مسلمانان قرار داده شده که به دوگونهٔ قمری و شمسی محاسبه می‌گردد. مراد از تاریخ در کلمات فقها، زمان وقوع یک پدیده است؛ مثلاً گفته می‌شود: تاریخ هریک از طهارت یا نجاست آب، یا معلوم است یا مجهول ومراد، زمان حدوث طهارت یا نجاست است. ضرورت و اهمیت پرداختن به موضوع تاریخ غدیر از جهات گوناگونی قابل بررسی است، که در اینجا اهمیت و ضرورت غدیر از لحاظ تاریخی را بیان می‌کنیم.

اهمیت غدیر از لحاظ تاریخی

جای هیچ تردیدی نیست که شرافت و برتری هر چیزی به شرافت و برتری نتیجه آن می‌باشد؛ بنابراین، در میان موضوعات تاریخی، بهترین و پرفایده‌ترین مباحث موضوعی است که دین الهی بر آن پایه‌گذاری شده و آئینی بر آن استوار گشته و پایه‌های اعتقادی و مذهبی بر اساس آن بنا گردیده است، و امت‌ها و دولت‌هایی از آن به وجود آمده و ذکر و یاد آنان جاودانه شده باشد.

در علوم تاریخی، فلسفه پیدایش امت‌ها و طرز تشکیل دولت‌ها و اصول و تعالیم آنها بسیار مهم است. به همین جهت، مورخان در ثبت و ضبط این گونه اصول اعتقادی و مبانی دینی تلاش کرده، و با زحمت و مشقت فراوان تمامی وقایع و حوادث مربوط به آن را قید می‌نمایند.

ماجرای غدیر از جمله مهم‌ترین موضوعات تاریخ اسلام است. چرا که رویداد غدیر با بسیاری از دلایل ریشه ای و سلسله مباحث مربوط به آن، مبنا و اساس جمع کثیری از پیروان آثار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شده است. از میان پیروان میلیونی این گروه، دانشمندان، حکما، ادیبان، نوابغ، فرماندهان، پادشاهان و فضلای بسیاری به وجود آمده‌اند و صاحب آثار و کتب فراوانی می‌باشند. پس با توجه به اهمیت و ضرورت بحث غدیر، اگر مورخی در این مورد کوتاهی کند قابل بخشش نیست.

به هر ترتیب، اگر مورخ خود از پیروان آل رسول علیهم السلام باشد یا از وجدانی بیدار و انصاف برخوردار باشد، بر او لازم و واجب است که اخبار و مطالب مهم مربوط به دعوت نبوی را در روز غدیر خم به گوش هم کیشان خویش و مردم حقیقت جو برساند. اگر غیر از این باشد، باز هم ناچار است نسبت به چنین مطلب اساسی و مهم هر چند ساده و مختصر ذکری بنماید، یا اگر تحت تأثیر عواطف و تعصب‌های قومی و قبیله ای و زیر نفوذ فتنه جویان قرار گرفته، لااقل انتقاد خویش در مورد دلالت و مفهوم غدیر ابراز دارد.

دانشمندان علوم حدیث به هر جانب که نظر کنند، دست ه‌ای از روایات صحیح با سندهای معتبر را خواهند دید، که آنها را راویان و رجال مورد اعتماد خویش نقل کردند، و مضمون آن احادیث بر افتخارات و فضائل امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام دلالت دارد.

از جمله این دسته از روایات حدیث متواتر غدیر است. هیچ حدیث پژوهی نمی‌تواند از این حدیث چشم پوشی و صرف نظر کند، چرا که تواتر و صحت آن خدشه ناپذیر است.

بر مفسران نیز لازم است که شأن نزول و تفسیر آیاتی را که درباره غدیر در احادیث آمده به همراه روایات پیامبر صلی الله علیه وآله در این زمینه بیان کنند، چرا که هیچ مفسری حاضر نیست کارش ناتمام و نارسا باشد. در میان دانشمندان علم کلام، بحث غدیر و امامت اجتناب ناپذیر است؛ همگی ناگزیر اند اشاره ای به واقعه غدیر داشته باشند، و برای رد مسئله امامت یا لزوم آن برهانی بیاورند.

بنابراین، بزرگان و فضلای علوم مختلف اعم از تاریخ، کلام، حدیث، تفسیر و… همگی ناگزیر به طرح ماجرای غدیر در آثار خود هستند و مسئله غدیر چیزی نیست که بتوانند از آن چشم پوشی کنند.

با چنین کیفیت و شأن، اگر هر یک از این دانشمندان از ذکر چنین واقعه ای غفلت کنند، در حق اسلام کم فروشی و خیانت کرده و امت اسلامی را از بخش زیادی از حقایق نابی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از گنجینه وسیع مواهب خویش به امت اسلامی ارزانی داشتند محروم ساخته، و جامعه اسلامی را از راهیابی به شاهراه هدایت و سعادت بازداشته است. علامه بزرگوار امینی در کتاب گرانقدر «الغدیر» اسامی علمایی از اهل تسنن را که در آثار خود در علوم ذکر شده به بیان واقعه غدیر پرداختند، گرد آورده است.[۱]

در اینجا به دو شبهه دیگر پاسخ کوتاهی می‌دهیم:

شبهه اول

هر ملتی همواره سعی دارد زیبایی‌های تاریخی خویش را به تصویر بکشد، و از ذکر حوادث نامطلوب تاریخی خود دوری جوید. چرا که ذکر حوادث نامطلوب تاریخ یک آیین، سبب تردید در اصالت آن می‌گردد. بحث در مورد خلافت و امامت و حوادث ناگوار صدر اسلام و تکرار آن - به خصوص در زمانی که نسل جوان با بحران‌های روحی و اجتماعی مواجه است - از ایمان و شور آنها نسبت به اسلام می‌کاهد و افکار آنان را متزلزل می‌سازد. دیگران همواره در صدد کتمان زشتی‌های تاریخی خود هستند، ولی مسلمانان بر عکس؛ همه تلاش خویش را در بازگو کردن آن صرف می‌کنند.

پاسخ این است که: اگر نقد و نقل تاریخ تنها به صورت باز گو کردن و منعکس نمودن حوادث نامطلوب باشد، اثرش همان‌طور است که در شبهه مطرح شد.

  • اولاً: اگر قرار باشد تنها به حوادث غرورآفرین و زیبایی‌ها بسنده کنیم، نمی‌توان آن را نقل تاریخ دانست، بلکه نوعی تحریف تاریخ است!
  • ثانیاً: هیچ تاریخی از حوادث نامطلوب و زشت مبرّا نمی‌باشد، و حتی خلقت انسان نیز مجموعه ای از زشتی‌ها و زیبایی هاست. تفاوت آیین‌ها و قوم‌ها در سراسر زیبایی یا سراسر زشتی آنان نیست، بلکه به نسبت و درصد زشتی و زیبایی میان آنهاست. اما این مایه افتخار ماست که تاریخ اسلام از نظر زیبایی‌ها و جلوه‌های انسانی بی نظیر و مملوّ از حماسه و لبریز از جمال و شکوه است، و هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که زیبایی‌های تاریخش از زیبایی‌های تاریخ اسلام بیشتر باشد. به هر حال، همان‌طور که گفته شد، چشم پوشی در موردی که با متن اسلام و اساسی‌ترین مسئله اسلام یعنی «امامت و رهبری» مربوط است و سرنوشت جامعه به آن وابسته است روا نمی‌باشد. بازگو نکردن این حقایق تاریخی، چیزی جز همگامی با ظلم و ستم و همنوایی با ظالمان و ستمگران نیست!

شبهه دوم

امروزه در جامعه، شبهه دیگری که مطرح می‌گردد و به آن دامن می‌زنند این است که: با طرح این گونه مسائل، اتحاد مسلمین تضعیف می‌شود. آنچه بر سر مسلمین آمد و شوکت آنها را گرفت و آنها را زیر دست قرار داد، همین اختلافات فرقه ای است. دستان پلید استعمار بهترین ابزاری که مورد استفاده قرار می‌دهد شعله‌ور ساختن این مباحث است. آیا شایسته نیست که از طرح این مباحث اجتناب کنیم؟

پاسخ این است که: مفهومی که امروزه از سوی بعضی مطرح می‌شود، علی فرض بی اشکال بودن آن، نباید به گونه ای باشد که فرقه‌های اسلامی به خاطر آن از اصول اعتقادی یا غیر اعتقادی خود صرف نظر کنند! چه این کار نه منطقی است و نه عملی. چگونه ممکن است با خواهش و تمنا و به نام مصلحت، از پیروان یک مذهب بخواهیم از برخی اصول اعتقادی خویش به خاطر مصالحی هر چند بر حق چشم پوشی کنند؟

به هر حال طرفداری از تز «وحدت اسلامی» نباید این لازمه را داشته باشد که در گفتن حقایق کوتاهی شود! بحث علمی سر و کارش با عقل و منطق است، نه عواطف و احساسات، که خوشبختانه علمای شیعه همیشه همین شیوه را در پیش می‌گرفتند.

حتی سیره عملی امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان خلفا نیز بر همین شیوه بود؛ حضرتش از اظهار و مطالبه حق خود و شکایت از ربایندگان آن خودداری نکرد و با کمال صراحت ابراز داشت، و بهانه اتحاد اسلامی مانع آن نشد. خطبه‌های نهج البلاغه بهترین شاهد این مدعی است.[۲]

تاریخ نگاران و غدیر خم[۳]

اینک به ذکر خصوصیات جمعی از مورخان که واقعه غدیر خم را در آثار و کتب تاریخی خود ثبت نموده‌اند مبادرت می‌شود:

  • بلاذری (م ۱۷۹ ق) در انساب الاشراف.
  • ابن قتیبه (م ۲۷۶ ق) در المعارف و الامامة و السیاسة.
  • طبری (م ۳۱۰ ق) در کتابی مختص به این موضوع.
  • ابن زولاق لیثی مصری (م ۲۸۷ ق) در تألیف خود.
  • خطیب بغدادی (م ۴۶۳ ق) در تاریخ بغداد.
  • ابن عبدالبرّ (م ۴۶۳ ق) در الاستیعاب.
  • شهرستانی (م ۵۴۸ ق) در الملل و النحل.
  • ابن عساکر (م ۵۷۱ ق) در تاریخ الشام.
  • یاقوت حموی (م ۶۲۶ ق) در معجم الادباء: ۸۴/۱۸.
  • ابن اثیر (م ۶۳۰ ق) در اسد الغابه.
  • ابن ابی الحدید (م ۶۵۶ ق) در شرح نهج البلاغه.
  • ابن خلّکان (م ۶۸۱ ق) در وفیات الاعیان.
  • یافعی (م ۷۶۸ ق) در مرآة الجنان.
  • ابن الشیخ بلوی (م ۶۰۴ ق) در الف باء.
  • ابن کثیر شامی (م ۷۷۴ ق) در البدایة و النهایة.
  • ابن خلدون (م ۸۰۸ ق) در مقدمه ابن خلدون.
  • شمس الدین ذهبی (م ۷۴۸ ق) تذکرة الحفاظ.
  • نویری (م حدود ۷۳۳ ق) در نهایة الارب فی فنون الادب.
  • ابن حجر عسقلانی (م ۸۵۲ ق) در الاصابة و تهذیب التهذیب.
  • ابن صبژاغ مالکی (م ۸۵۵ ق) در الفصول المهمة.
  • مقریزی (م ۸۴۵ ق) در الخطط.
  • جلال الدین سیوطی (م ۹۱۱ ق) در تعدادی از کتاب‌هایش.
  • قرمانی دمشقی (م ۱۰۱۹ ق) در اخبار الدول.
  • نورالدین حلبی (م ۱۰۴۴ ق) در السیرة الحلبیة.


تحقیق تاریخی غدیر[۴]

از جمله موضوعاتی که درباره غدیر باید مورد تحقیق و تألیف قرار گیرد تحقیق در جزئیات تاریخی واقعه غدیر و حجةالوداع که در چند جنبه می‌تواند باشد:

  • ابتدای حرکت پیامبر صلی الله علیه و آله برای سفر حجة الوداع و سپس مراسم حج.
  • منتهی شدن حج به واقعه غدیر.
  • خطبه و مراسم قبل و بعد از خطبه که تا سه روز به طول انجامید.
  • منافقین و سخنان آنان در غدیر و نقشه‌های آنان برای ضربه به غدیر.
  • سابقه تاریخی غدیر و وقایع امم گذشته در روز غدیر.

زمینه کتاب‌شناسی غدیر[۵]

با توجه جهانی به مکتب اهل بیت علیهم السلام و عنایت خاص ائمه علیهم السلام، در سده اخیر گرایش خاصی به تألیف کتبِ مربوط به آل محمد علیهم السلام مشهود است و شاهد کتاب‌های پرمحتوا و تحقیقی چه از نظر تاریخی و حدیثی و چه از نظر ادبی و شعری هستیم که غدیر نیز یکی از همین زمینه هاست.

منابع

دانشنامه غدیر، جلد ۵، صفحه ۳۳۹


پانویس

  1. الغدیر: ج ۱ ص ۲۵–۲۹. المولی ۱فی الغدیر (مؤسسه جهانی سبطین علیه السلام): ص۲۹–۳۴.
  2. نهج البلاغه (ترجمه محمد دشتی): خطبه‌های ۱۴۴،۹۳،۲۶،۵.
  3. ترجمه الغدیر (امینی - واحدی): ص۶۵–۷۱.
  4. چهارده قرن با غدیر: ص۱۵۳–۱۵۷.
  5. چهارده قرن با غدیر: ص ۱۴۷.