سیف بن عمیره
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | سیف بن عمیره نخعی (نخعی، عربی، کوفی) |
| سرشناسی | راوی ثقهٔ امامیه، از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السلام، صاحب کتاب |
| خویشان سرشناس | علی بن سیف (فرزند، راوی)، حسین بن سیف (فرزند، راوی) |
| اطلاعات علمی | |
| استادان | امام صادق علیه السلام، امام کاظم علیه السلام، ابو بصیر، ابو بکر حضرمی، ابو حمزه ثمالی، ابان بن تغلب و دیگران |
| شاگردان | علی بن حکم، ابن ابی عمیر، فضالة بن ایوب، حسن بن محبوب، محمد بن خالد طیالسی، علی بن سیف (فرزند)، حسین بن سیف (فرزند) و دیگران |
| مذهب | شیعه امامی (برخی او را واقفی خوانده اند) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | حدیث، فقه، کلام |
| علت شهرت | وثاقت، کثرت روایات (۲۹۷ مورد در کتب اربعه)، تألیف کتاب |
سیف بن عمیره نخعی، از راویان برجسته و ثقهٔ امامیه در قرن دوم هجری است که در محضر امام صادق علیه السلام و امام کاظم علیه السلام شرفیاب شده است. منابع رجالی شیعه همچون نجاشی، شیخ طوسی، برقی و ابن شهرآشوب، او را با عباراتی چون «ثقه» و «عربی، کوفی» ستودهاند. با وجود برخی گزارشها مبنی بر واقفی بودن وی، تحلیل دقیق نشان میدهد که این انتساب نادرست و ناشی از اشتباه نسخهبرداران یا سهو قلم بوده است. همچنین تضعیف منسوب به شهید ثانی دربارهٔ او بیاساس است، زیرا وثاقت وی با صراحت تأیید شده و حتی اگر واقفی فرض شود، واقفی بودن با وثاقت منافاتی ندارد.
جایگاه رجالی[۱]
سیف بن عمیره نخعی از چهرههای شاخص در حلقهٔ اصحاب امام صادق و امام کاظم (علیهما السلام) است. نام وی در اسناد نزدیک به سیصد روایت به چشم میخورد که نشانگر جایگاه والای او در جریان حدیث امامیه است. با این حال، برخی ابهامات دربارهٔ زمان دقیق وفاتش، انتساب احتمالی به واقفه و نیز اختلافات نسخهای در نام راویان همسند او، موجب شده است که محققان به تفصیل دربارهٔ وی سخن گویند.
وثاقت
الف) گفتار نجاشی
نجاشی در رجال خود مینویسد: «سيف بن عميرة النخعي، عربي، كوفي، ثقة، روى عن أبي عبد الله عليه السلام و أبي الحسن عليه السلام، له كتاب يرويه جماعات من أصحابنا». اگرچه در برخی نسخههای رجال نجاشی واژهٔ «ثقة» دیده نمیشود، اما در نسخهٔ ابن داود (ج ۱، ص ۷۴۰)، سید تفریشی، مولی عنایت الله قهبائی و نیز در خلاصه (به نقل از میرزای بزرگ در رجال کبیر) این واژه موجود است.
ب) گفتار شیخ طوسی
شیخ طوسی (ره) در الفهرست (ص ۳۳۵) میگوید: «سيف بن عميرة، ثقة، كوفي، نخعي، عربي، له كتاب». همچنین شیخ در رجال خود، دو بار از او یاد کرده است: یک بار در زمرهٔ اصحاب امام صادق علیه السلام(ص ۲۰۹) با عنوان «سيف بن عميرة النخعي الكوفي» و بار دیگر در اصحاب امام کاظم علیه السلام(ص ۳) با عبارت «سيف بن عميرة، له كتاب، روى عن أبي عبد الله عليه السلام».
ج) گفتار برقی
برقی نیز در رجال خود، سیف بن عمیره را هم در اصحاب امام صادق و هم در اصحاب امام کاظم علیهما السلام ذکر کرده است.
د) گفتار ابن شهرآشوب
ابن شهرآشوب در معالم العلماء (ص ۳۷۷) مینویسد: «سيف بن عميرة، ثقة، من أصحاب الكاظم عليه السلام، واقفي له كتاب».
اساتید
سیف بن عمیره از راویان بسیاری حدیث شنیده است که از آن جمله میتوان به این افراد اشاره کرد:
- ابو عبدالله (امام صادق علیه السلام)
- ابو بصیر
- ابو بکر حضرمی
- ابو حمزه ثمالی
- ابو الصباح کنانی
- ابان بن تغلب
- اسحاق بن عمار
- بشیر نبال، جابر
- زید شحام
- سعد اسكاف
- سلیمان بن عمرو نخعی
- عبدالله بن سنان
- عبدالله بن مسكان
- عبدالملك بن اعین
- عمر بن حنظله
- فضیل بن یسار
- فیض بن مختار
- محمد بن حمران
- منصور بن حازم
- یعقوب بن شعیب
و دهها راوی دیگر.
شاگردان
کسانی که از سیف بن عمیره روایت کردهاند، عبارتند از:
- علی بن حکم (از راویان بسیار مهم)
- ابن ابی عمیر
- ابن محبوب
- فضالة بن ایوب
- حسن بن محبوب
- عباس بن عامر
- محمد بن ابی عمیر
- محمد بن خالد طیالسی
- موسی بن قاسم
- یونس بن ابی الحارث
- و دو فرزندش: علی بن سیف و حسین بن سیف.
واقفی بودن
ابن شهرآشوب در معالم العلماء، سیف بن عمیره را «واقفی» خوانده است. اما نگارنده (آیتالله خویی) معتقد است این جمله یا از سهو قلم ابن شهرآشوب است یا از غلط نسخهبرداران. دلایل این مدعا:
- هیچیک از رجالیان متقدم مانند نجاشی، شیخ طوسی و برقی، سیف را واقفی ندانستهاند.
- سیف بن عمیره از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السلام است و هیچ کس نگفته که به امام رضا علیه السلام دست یافته است. واقفی بودن معمولاً به کسانی اطلاق میشود که پس از امام کاظم توقف کرده و امامت امام رضا علیه السلام را نپذیرفتند، در حالی که سیف در زمان خود امام کاظم را درک کرده و ضرورتی ندارد که قائل به وقف باشد.
- حتی اگر کسی او را واقفی بداند، واقفی بودن منافاتی با وثاقت ندارد؛ زیرا واقفه گروهی از راویان ثقه و امین بودند که صرفاً در مسئلهٔ امامت دچار اشتباه شدند.
بنابراین، انتساب واقفی به سیف بن عمیره نادرست است و تضعیف وی به دلیل واقفی بودن بیاساس.
برخی به شهید ثانی نسبت دادهاند که سیف بن عمیره را تضعیف کرده است. این نسبت نیز بیوجه است و منشأ آن احتمالاً همان توهم واقفی بودن است. از آنجا که وثاقت سیف در منابع متعدد تصریح شده، تضعیف او قطعاً باطل است.
محدث نوری در جلد سوم مستدرک الوسائل (خاتمه، فایدهٔ پنجم) در بحث از مشیخهٔ شیخ صدوق، به اشکالی در طریق صدوق به سیف بن عمیره اشاره کرده است:
طریق صدوق چنین است:
«محمد بن الحسن (رضی الله عنه)، عن محمد بن الحسن الصفار، عن احمد بن محمد بن عیسی، عن علی بن سیف، عن اخیه الحسین بن سیف، عن ابیه سیف بن عمیره نخعی».
طبقه حدیث
سیف بن عمیره در اسناد ۲۹۷ روایت (مورد) از جوامع حدیثی شیعه آمده است. این شمار نشانگر جایگاه والای او در حلقهٔ حدیث است.
در سند خطبه غدير[۲]
در دو سند از اسناد خطبه غدیر نام سيف بن عميره آمده است: يكى در سند خطبه غدیر در كتاب «الیقین» سید ابن طاووس، و ديگر در سند خطبه غدير در كتاب «الاحتجاج» طبرسی، و هر دو سند به امام باقر علیه السلام منتهى مى شود.[۳]
سند کتاب الاحتجاج:
حَدَّثَنِي السَّيِّدُ الْعَالِمُ الْعَابِدُ أَبُو جَعْفَرٍ مَهْدِيُّ بْنُ أَبِي حَرْبِ الْحُسَيْنِيُّ الْمَرْعَشِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنَا الشَّيْخ أَبُو عَلِي الْحَسَنُ بْنُ الشَّيْخِ السَّعِيدِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الطُّوسِيِّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ أَخْبَرَنِي الشَّيْحُ السَّعِيدُ الْوَالِدُ أَبُو جَعْفَرٍ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ قَالَ أَخْبَرَنِي جَمَاعَةً عَن أبِي مُحَمَّدٍ هَارُونَ بْنِ مُوسَى التَّلّعُكْبَرِي قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو عَلِي مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّام قَالَ أَخْبَرَنَا عَلِيُّ السُّورِيٌّ قَالَ أَخْبَرَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيُّ مِنْ وُلْدِ الْأَفطسِ وَ كَانَ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى الْهَمْدَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ خَالِد الطَّيَالِسِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا سَيْفُ بْنُ عَمِيرَةَ و صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ جَمِيعاً عَنْ قَيْسِ بْنِ سِمْعَانَ عَنْ عَلْقَمَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی علیهما السلام.
برایم روایت کرد سید عالم و عابد، ابوجعفر مهدی بن ابی حرب حسینی مرعشی «خداوند از او خشنود باد» که گفت: به ما خبر داد شیخ ابوعلی حسن بن شیخ سعید ابوجعفر محمد بن حسن طوسی «خداوند از او خشنود باد» که گفت: برایم خبر داد شیخ سعیدِ پدرم ابوجعفر «خداوند روحش را مقدس بدارد» که گفت: گروهی از جمله محمد بن هارون بن موسی تلعکبری به من خبر دادند که گفت: به ما خبر داد ابوعلی محمد بن همام که گفت: به ما خبر داد علی سوری که گفت: به ما خبر داد ابومحمد علوی « از فرزندان افطس» که از بندگان صالح خدا بود، گفت: برایم روایت کرد محمد بن موسی همدانی که گفت: برایم روایت کرد محمد بن خالد طیالسی که گفت: برایم روایت کرد سیف بن عمیره و صالح بن عقبه، هر دو از قیس بن سمعان، از علقمه بن محمد حضرمی، از ابوجعفر محمد بن علی (امام باقر) علیهماالسلام.