دشمنان اهل بیت و غدیر
بزرگترین امتحان بشریت در غدیر مطرح شد. امتحانی همهجانبه که اتمام حجت آن به نحو اکمل انجام گرفت و برای هیچکس به هیچ دلیل و بهانه ای راه گریز نماند. در این امتحان عظیم، هم جهاتی که میتوانست سر منشأ آزمایش باشد متعدد بود، و هم عللی که میتوانست انگیزه شیطانی برای سقوط در امتحان باشد در جلوههای مختلف به میان آمد.
آیات مربوط به امتحان و مقابله با دشمنان غدیر[۱]
پیامبر صلی الله علیه و آله در خطابه بلند خود، این شرایط امتحان را برای مردم تبیین فرمود تا با آمادگی کامل به استقبال آن بروند.
جا داشت هنگام امتحان - که آغازش شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله بود - کسی سقوط نکند، و همه پیروزمندانه و سرفراز در پیشگاه خداوند و در برابر قضاوت آینده تاریخ از آن بیرون آیند، ولی امت اسلام شکستی تأسفانگیز در این آزمایش الهی از خود به یادگار گذاشتند که سرافکندگی آن پس از هزار و چهارصد سال هنوز رنگ نباخته است.
مسلمانان به گونه ای امتحان دادند که جا دارد عنوان آن را به امتحانِ دشمنی با علی علیه السلام تغییر دهیم و بگوییم: با بالاترین نمره ای از آن بیرون آمدند که ما فوقش فرض نمیشود. به گونه ای امتحان دادند که گویا اصلاً غدیر اتفاق نیفتاده و کمتر از ۸۰ روز از خطابه پیامبر صلی الله علیه و آله نگذشته است! این آینده تلخِ امتحان را حضرتش در غدیر به اشارت و صراحت پیشبینی فرمود و مراحل چنین امتحان بزرگی را با استشهاد به آیات قرآن این گونه ترسیم فرمود:
- حضرت ابتدا یادآور شد که خداوند متعال بندگان را رها نمیکند، و نتیجه عمر هر کس را بدون امتحان نمیگوید.
- سپس تصریح فرمود که امتحان بر سر ولایت علی علیه السلام وعده الهی است، و این امتحانی است که قبل از روز قیامت در برابر آن قرار خواهند گرفت.
- سپس ضابطه ای روشن برای پیروزی در چنین امتحانی به مردم ارائه فرمود و آن اینکه مخالفت با دستورات انبیای الهی به هر گونه ای باشد مخالفت با خداوند و سقوط در امتحان است. آنگاه سقوط در چنین امتحانی را هلاکت و جهنم و کفر خواند.
- سپس تأکید کرد که خداوند در امتحان ولایت از کسی نمیگذرد و با شکست خوردگان این امتحان قاطعانه برخورد مینماید. در موردی فرصت طلبان را نشانه گرفت که گویا منتظر تغییر شرایطی هستند تا بر ضد ولایت علی علیه السلام اقدام کنند، غافل از اینکه همه این تحولات بستری برای امتحان است.
- در فرازی دیگر یکی از عوامل سقوط در امتحان را منت گذاشتن بر خدا و رسول در قبول ولایت دانست که این غرور به دنبال خود شکستی عظیم دارد.
- در قسمتی دیگر حسد نسبت به مقام شامخ ولایت را از عوامل سقوط در امتحان الهی اعلام کرد.
اینها سرفصلهای این موضوع بودند که با مطرح کردن آیات تضمین شده در کلام پیامبر صلی الله علیه و آله - که ۱۱ آیه است - در اینجا ذکر میکنیم:
- سوره آل عمران، آیه ۱۷۹:
ما کانَ اللَّه لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلی ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ حَتَّی یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَ ما کانَ اللَّه لِیُطْلِعَکُمْ عَلَی الْغَیْبِ وَ لکِنَّ اللَّه یَجْتَبِی مِنْ رُسُلِهِ مَنْ یَشاءُ، فَآمِنُوا بِاللَّه وَ رُسُلِهِ وَ إِنْ تُؤْمِنُوا وَ تَتَّقُوا فَلَکُمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ
. - سوره حج، آیه ۴۵:
فَکَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها وَ هِیَ ظالِمَةٌ، فَهِیَ خاوِیَةٌ عَلی عُرُوشِها وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِیدٍ
. - سوره اسراء، آیه ۵۸:
وَ إِنْ مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّ نَحْنُ مُهْلِکُوها قَبْلَ یَوْمِ الْقِیامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوها عَذاباً شَدِیداً کانَ ذلِکَ فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً
. - سوره آل عمران، آیه ۱۴۴:
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ، أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّه شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّه الشَّاکِرِینَ
. - سوره حجرات، آیه ۱۷:
یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا، قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ، بَلِ اللَّه یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإِیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ
. - سوره محمد صلی الله علیه و آله، آیه ۲۸:
ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّه وَ کَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ
. - سوره الرحمن، آیه ۳۵:
یُرْسَلُ عَلَیْکُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ
. - سوره فجر، آیه ۱۳ و ۱۴:
فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذابٍ. إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ
. - سوره صافات، آیه ۷۱:
وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَکْثَرُ الْأَوَّلِینَ
. - سوره طلاق، آیه ۸:
وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهِ فَحاسَبْناها حِساباً شَدِیداً وَ عَذَّبْناها عَذاباً نُکْراً
. - سوره بقره، آیه ۲۴:
فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکافِرِینَ
.
آیات مربوط به دشمنان غدیر[۲]
علی بن ابی طالب علیه السلام آن امامی است که پیامبر صلی الله علیه و آله او را سبب امتحان امت قرار داد و فرمود:«لَوْ لا انْتَ يا عَلِىُّ لَمْ يُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدى»: ای علی، اگر تو نبودی مؤمنین بعد از من شناخته نمیشدند. پیامبر صلی الله علیه و آله فصلی از مراسم غدیر و خطابه آن را به دشمنان ائمه علیهم السلام اختصاص داده تا مردود شوندگان از امتحان علوی بدانند چه آینده ای در انتظار آنان است.
اقتباس از چند آیه و تضمین آیاتی دیگر برای این منظور، روی هم ۱۵ آیه را عنوان این بخش قرار داده است. در این آیات از یک سو اوصاف و رفتار اعداء اهل بیت علیهم السلام در دنیا مطرح شده، که ثابت قدم نبودن آنان در ایمان و گفتگوهای ناروای آنان و متکبر بودن آنان ذکر شده است. از سوی دیگر جزای اعتقاد و عملشان در دنیا و آخرت را بیان میکند که سقوط ارزش اعمالشان، و استحقاق آتش ابدی بدون تخفیف و مهلت و بدون شفاعت، آن هم عذاب فوقالعاده ای در پایینترین درجه جهنم با شنیدن صدای جوشش جهنم و دیدن شعلههای آتش نمونههای آن است.
اینها سرفصلهای این موضوع بودند که با مطرح کردن آیات تضمین شده در کلام پیامبر صلی الله علیه و آله - که ۱۵ آیه است - در اینجا ذکر میکنیم:
- سوره حشر، آیه ۱۸:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّه إِنَّ اللَّه خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ
. - سوره نحل، آیه ۹۴:
وَ لا تَتَّخِذُوا أَیْمانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِیلِ اللَّه وَ لَکُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ
. - سوره انعام، آیه ۱۱۲:
وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما یَفْتَرُونَ
- سوره بقره، آیه ۲۱۷:
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِیهِ قُلْ قِتالٌ فِیهِ کَبِیرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِیلِ اللَّه وَ کُفْرٌ بِهِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللَّه وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کافِرٌ فَأُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِکَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ
. - سوره آل عمران، آیه ۸۶–۸۸:
کَیْفَ یَهْدِی اللَّه قَوْماً کَفَرُوا بَعْدَ إِیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ اللَّه لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ. أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللَّه وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ. خالِدِینَ فِیها لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ
. - سوره انشقاق، آیه ۱۰–۱۲:
وَ أَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ، فَسَوْفَ یَدْعُوا ثُبُوراً، وَ یَصْلی سَعِیراً
. - سوره الرحمن، آیه ۳۱ و ۳۵:
سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَ الثَّقَلانِ … یُرْسَلُ عَلَیْکُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ
. - سوره ملک، آیه ۷٬۶:
وَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ. إِذا أُلْقُوا فِیها سَمِعُوا لَها شَهِیقاً وَ هِیَ تَفُورُ
. - سوره فرقان، آیه ۱۲:
إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَکانٍ بَعِیدٍ سَمِعُوا لَها تَغَیُّظاً وَ زَفِیراً
. - سوره بقره، آیه ۱۴۰:
أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ کانُوا هُوداً أَوْ نَصاری قُلْ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّه وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّه وَ مَا اللَّه بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ
. - سوره لقمان، آیه ۲۴:
نُمَتِّعُهُمْ قَلِیلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلی عَذابٍ غَلِیظٍم
. - سوره فجر، آیه ۱۴:
إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ
. - سوره بقره، آیه ۷۹:
فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ یَکْتُبُونَ الْکِتابَ بِأَیْدِیهِمْ ثُمَّ یَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّه لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَوَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا کَتَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَ وَیْلٌ لَهُمْ مِمَّا یَکْسِبُونَ
. - سوره نساء، آیه ۱۰۸:
یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّه وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ یُبَیِّتُونَ ما لا یَرْضی مِنَ الْقَوْلِ وَ کانَ اللَّه بِما یَعْمَلُونَ مُحِیطاً
. - سوره ناس، آیه ۵٬۴:
مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاسِ، الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ
.
اثر دشمنی اهل بیت علیهم السلام[۳]
سخنرانی تاریخی پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر که حدود یک ساعت طول کشید در یازده بخش قابل ترسیم است. در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثراتِ ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام قرار دادند و فرمودند: «اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهل بیت علیهم السلام هستند».
سپس آیاتی از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شیعیان و پیروان آل محمدعلیهم السلام تفسیر فرمودند. آیاتی هم درباره اهل جهنم تلاوت کردند و آنها را به دشمنان آل محمدعلیهم السلام معنی کردند.
ارتباط ولایت با حبّ و بغض[۴]
حدیث «هَل الدّينُ إلاّ الحُبّ وَ الْبُغض»[۵] از مهمترین ارکان اعتقادی ماست. ولایت اهل بیت علیهم السلام که به معنای صاحب اختیار بودن آنان و اطاعت کامل مردم از ایشان است، لازمه اش محبت داشتن نسبت به آنان و بغض و کینه نسبت به دشمنان ایشان است. در این باره سه جنبه در خطبه غدیر بیان شده است:
اهمیت حب و بغض اهل بیت علیهم السلام نزد خداوند
سه نکته در این باره فرمودهاند:
- الف) هر کس علی علیه السلام را دوست بدارد خدا او را دوست میدارد، و هر کس علی علیه السلام را دشمن بدارد خدا او را دشمن میدارد. در واقع مسئله حب و بغض ایشان به حب وبغض نسبت به خود خداوند برمی گردد.
- ب) دشمن اهل بیت علیهم السلام مورد ذمّ و لعن خداوند است، و دوست ایشان مورد مدح خداوند است، و خدا او را دوست دارد.
- ج) خداوند در یک وحی و خطاب خاص فرموده است: «هر کس با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضبم بر او باد».
حب اهل بیت علیهم السلام ضابطه و ترازوی سنجش اعمال
در این باره فرموده است: «پس هر یک از شما، طبق آنچه در قلبش از حب و بغض نسبت به علی مییابد عمل کند»، یعنی هر کس قبل از عمل، باید ببیند چه اندازه محبت یا بغض نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام دارد و طبق آن عمل کند. از این مطلب سه موضوع استفاده میشود:
- الف) آنان که حب اهل بیت علیهم السلام را دارند قدرِ این نعمت را بدانند، و به اقتضای داشتن این نعمت در اعمال حسنه کوشا باشند.
- ب) محبّان و شیعیان در راهِ محبت اهل بیت علیهم السلام بیشتر کار کنند و عیار محبت خویش را بالا ببرند، و در راه ایشان و احیای امرشان فداکاری نمایند.
- ج) دشمنانِ اهل بیت علیهم السلام بدانند که تا ریشه و پایه را که همان محبت ایشان است درست نکردهاند بیهوده خود را به اعمالی مشغول داشتهاند که نزد خداوند بدون محبت آنان ارزشی ندارد. پس بهتر است اگر در فکر خودسازی و حرکت در راه خدا هستند، اصلاح خود را از این مرحله شروع کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله در حدیثی میفرماید: «اِنَّما يَكْتَفى أحَدكُم بِما يَجِدُ لِعَلىٍّ فى قَلْبِه»: «هر یک از شما فقط به آنچه نسبت به علی در قلب خود مییابد اکتفا میکند».[۶]
حب اهل بیت علیهم السلام درّ گرانمایه
حب اهل بیت علیهم السلام درّ گرانمایه ای است که به هر کس نمیدهند. اگر کسی آن را پذیرفت نشانه سعادت و تقوای اوست، و اگر کسی نپذیرفت نشانگرِ شقاوت اوست، و سزاوار نیست انسانهای شقی به این گوهر ناب دست یابند.
اقرار دشمنان به حدیث غدیر[۷]
سرعت و وسعت انتشار خبر غدیر به قدری حیرتانگیز بود که باعث شد تلاشهای مذبوحانه دشمن برای مخفی کردن آن ناکام بماند و در حکومت ضد غدیر هم ذکر آن علناً شنیده میشد. در چنین شرایطی مخالفین غدیر نیز مورد سؤال قرار میگرفتند و درباره غدیر از آنان پرسیده میشد، و آنان چارهای جز اقرار نداشتند. حتی سران سقیفه که برای ریشه کن کردن غدیر به میدان آمده بودند نیز به آن اعتراف کردند و این اقرار به قدری علنی بود که دوست و دشمن را به تعجب واداشت.
مواردی در تاریخ به عنوان اقرار دشمنان غدیر درباره آن آمده که حجتی علیه خودشان به حساب میآید. البته اینها فقط نمونههایی از اقرارهای طرفداران سقیفه درباره غدیر است. در طول چهارده قرن بسیاری از بزرگان عامه در کتابها و گفتارشان به حدیث غدیر اعتراف کردهاند و حتی کتابهایی نوشتهاند. ارزش این اقرارهای خصم در بحثهای علمی غدیر بر احدی پوشیده نیست و نزدیکترین راه برای اثبات غدیر است. اقرارهای دشمنان اولیه غدیر در قرنهای بعد به صورت کتابهایی که مخالفین غدیر نوشتند و در آنها حدیث غدیر را با اسناد معتبر نقل کردند جلوه نمود.
این سیر تا آنجا پیشرفت که عده ای از مؤلفین مخالف به جمعآوری اسناد و متون مربوط به غدیر در ضمن کتابهایشان یا به صورت کتابهای مستقل پرداختند و جای هر گونه شک و اشکال در این زمینه را تا ابد مسدود نمودند.
تک تک این موارد را ذیلاً و به ترتیب حروف الفبا میآوریم.
ابلیس و حدیث غدیر
سلمان که چشم بصیرتش در پرتو نور ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام فراتر از ظاهر را میدید نقل میکند: روزی ابلیس (به صورت آدمی) عبورش به عده ای افتاد که به امیرالمؤمنین علیه السلام ناسزا میگفتند. ابلیس به آنان گفت: بدا به حال شما که به مولای خود علی بن ابی طالب ناسزا میگویید! گفتند: تو از کجا می دانی که او مولای ماست؟ ابلیس گفت: از گفته پیامبرتان که گفت: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ…».[۸]
ابوبکر و حدیث غدیر
روزی ابوبکر برای توجیه غصب خلافت نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمد و گفت: پیامبر درباره مسئله ولایت تو بعد از ایام ولایت در غدیر چیزی را تغییر نداده، و من شهادت میدهم که تو مولای من هستی و بدین مطالب اقرار مینمایم، و در زمان پیامبر هم به عنوان امیرالمؤمنین بر تو سلام کردم ….[۹]
ابوحنیفه و حدیث غدیر
روزی ابوحنیفه به مجلسی که درباره غدیر خم صحبت بود وارد شد و وقتی متوجه شد گفت: به اصحاب خود گفتهام در برابر شیعیان به حدیث غدیر اقرار نکنید که شما را محکوم میکنند!!
هیثم بن حبیب صیرفی که در آن مجلس بود متغیر شد و گفت: چرا به آن اقرار نمیکنید؟ آیا این مطلب نزد تو ثابت نیست؟ ابوحنیفه گفت: ثابت است و خود آن را روایت کردهام. هیثم گفت: پس چرا به آن اقرار نمیکنید…، در حالی که پیامبر صلی الله علیه و آله آن را فرموده و درباره اش خطابه ایراد کرده؟ آنگاه ما دلسوزتر از پیامبر صلی الله علیه و آله باشیم و به خاطر گفته این و آن از نقلش چشم بپوشیم؟![۱۰]
ابوهریره و حدیث غدیر
ابوهریره که از بازوان قوی سقیفه است، داستان غدیر را در چندین موقعیت چنین توصیف میکند:
- الف) ابوهریره میگوید: در روز غدیر خم پیامبر دست علی بن ابی طالب را گرفت و فرمود: آیا من صاحب اختیار مؤمنان نیستم؟ گفتند: آری یا رسول اللَّه. فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ…» و خداوند این آیه را نازل کرد:
الیوم اکملت لکم دینکم…
.[۱۱] - ب) در جنگ صفین اصبغ بن نباته نامه ای از جانب امیرالمؤمنین علیه السلام برای معاویه آورد. در آنجا ابوهریره را دید و گفت: تو را قسم میدهم …، آیا در روز غدیر خم حاضر بودی؟ گفت: آری. پرسید: چه شنیدی که پیامبر صلی الله علیه و آله درباره علی علیه السلام فرمود. گفت: شنیدم که فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ».[۱۲]
- ج) پس از صلح امام حسن علیه السلام معاویه وارد کوفه شد. هر شب ابوهریره همراه معاویه در مسجد کوفه مینشست. یک شب جوانی به او گفت: تو را به خدا قسم میدهم، آیا از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدی که درباره علی بن ابی طالب علیه السلام میفرمود: «اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ»؟ ابوهریره در حضور معاویه گفت: آری. آن جوان گفت: من هم خدا را شاهد میگیرم که تو ولایت دشمن او (معاویه) را پذیرفتهای و با دوست او دشمنی کردهای![۱۳]
انس بن مالک و حدیث غدیر
انس بن مالک خدمتکار پیامبر صلی الله علیه و آله و از حاضران غدیر است. او در حساسترین موقعیت - که امیرالمؤمنین علیه السلام در کوفه از او خواست تا درباره غدیر در حضور مردم شهادت دهد - از این کار سرباز زد و به نفرین حضرت به مرض برص (پیسی) در پیشانیش مبتلا شد که همه آن را میدیدند و علتش را میدانستند.
او پس از مبتلا شدن تصمیم گرفت هرگز غدیر را کتمان نکند. نمونه ای از آن چنین است که گفت: من در روز غدیر خم از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم در حالی که دست علی علیه السلام را گرفته بود فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ…».[۱۴]
حارث فهری و حدیث غدیر
از جمله معجزات غدیر ماجرای حارث فهری و عذاب الهی بر او با انکار غدیر است. در آخرین ساعات روز سوم، به همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و او از طرف بقیه گفت: ای محمد سه سؤال از تو دارم: شهادت به یگانگی خداوند و پیامبری خود را از جانب پروردگارت آوردهای یا از پیش خود گفتی؟ آیا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آوردهای یا از پیش خود گفتی؟ آیا این علی بن ابی طالب که گفتی: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ…» از جانب پروردگار گفتی یا از پیش خود گفتی؟
حضرت در جواب هر سه سؤال فرمودند: خداوند به من وحی کرده است، و واسطه بین من و خدا جبرئیل است، و من اعلان کننده پیام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبری را اعلان نمیکنم.
حارث گفت: «خدایا، اگر آنچه محمد میگوید حق و از جانب توست سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر ما بفرست». و به روایتی: «خدایا، اگر محمد در آنچه میگوید صادق و راستگو است شعله ای از آتش بر ما بفرست» !!
همین که سخن حارث تمام شد و به راه افتاد، خداوند سنگی از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد شد و از دُبُرش خارج گردید و همانجا او را هلاک کرد. در روایت دیگر: ابر غلیظی ظاهر شد و رعد و برقی به وجود آمد و صاعقه ای رخ داد و آتشی فرود آمد و همه آن دوازده نفر را سوزانید.
بعد از این ماجرا، آیه نازل شد:
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ…
، یعنی «درخواست کننده ای عذاب واقع شدنی را درخواست کرد که کسی نتواند آن را دفع کند». پیامبر صلی الله علیه و آله به اصحابشان فرمودند: آیا دیدید و شنیدید؟ گفتند: آری.
با این معجزه، بر همگان مسلم شد که «غدیر» از منبع وحی سرچشمه گرفته و یک فرمان الهی است.[۱۵]
حسن بصری و حدیث غدیر
حسن بصری حدیث غدیر را این گونه نقل کرده است: پیامبر صلی الله علیه و آله علی را در روز غدیر خم برای مردم منصوب کرد و فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ».[۱۶]
سعد بن ابی وقاص و حدیث غدیر
سعد بن ابی وقاص از سرلشکران سقیفه است و خدمات وافری برای آنان انجام داده است. او نیز همانند سایر منافقین اقرار به فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام داشته است:
- الف) سعد میگوید: بالاتر از همه فضایل علی غدیر خم است. پیامبر دست او را گرفت و دو بازوی او را بالا برد در حالی که من به او نگاه میکردم و فرمود: آیا من نسبت به شما از خودتان صاحب اختیارتر نیستم؟ گفتند: آری. فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ…».[۱۷]
- ب) سعد - که پس از قتل عثمان با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت نکرد - در راه سفر مکه با دو نفر عراقی برخورد کرد. او پرسید: علی بن ابی طالب درباره من چه میگوید؟ سپس چهار فضیلت بزرگ از فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام را برشمرد و گفت: اگر بخواهید پنجمی را هم بگویم. دو نفر عراقی گفتند: میخواهیم بگوئی. سعد گفت: با پیامبر صلی الله علیه و آله در حجة الوداع بودیم. در بازگشت در غدیر خم پیاده شد و دستور داد تا منادیش بین مردم ندا کند: «من كنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».[۱۸]
- ب) معاویه به سفر حج آمده بود، و در آن سفر سعد به دیدن او آمد. در آنجا درباره امیرالمؤمنین علیه السلام سخن به میان آمد، و از جمله سعد به معاویه گفت: من از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که میگفت: «من کنت مولاه فعلی مولاه».[۱۹]
طبری و حدیث غدیر
در زمان طبری مورخ معروف عامه، ابوبکر بن ابی داود درباره حدیث غدیرخم مطالب نادرستی گفته بود و این خبر به طبری رسید. او در پاسخ به ابن ابی داود کتاب مستقلی درباره غدیر نوشت و در آن صحت اسناد آن را ثابت کرد و مدارک لازم را ارائه داد.[۲۰]
عمر بن عبدالعزیز و حدیث غدیر
مردی نقل میکند: در شام نزد عمر بن عبدالعزیز آمدم در حالی که به مردم عطایایی میداد و من نیز پیش رفتم. به من گفت: از کدام طایفه ای؟ گفتم: از قریش. گفت: از کدام طایفه قریش؟ گفتم: از بنی هاشم. پرسید: از کدام بنی هاشم؟ گفتم: از موالیان علی علیه السلام هستم! پرسید: علی کیست؟! من سکوت نمودم. عمر بن عبدالعزیز دست بر سینه اش گذاشت و گفت: من هم بخدا قسم از موالیان علی بن ابی طالب هستم. سپس گفت: عده ای برایم روایت کردهاند که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدهاند که فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه».[۲۱]
عمرو بن عاص و حدیث غدیر
معاویه نامه ای برای عمروعاص نوشت و در آن ضمن بدگویی به امیرالمؤمنین علیه السلام او را به یاری خود طلبید. عمروعاص در پاسخ به نامه معاویه به عنوان رد سخن او فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام را برشمرد و از جمله نوشت: پیامبر در روز غدیر خم درباره او فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ، اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»![۲۲]
عمر و حدیث غدیر
عمر بن خطاب حدیث غدیر را به این صورت نقل کرده است: پیامبر علی را به عنوان امام منصوب کرد و گفت: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره و اخذل من خذله»، خدایا تو بر اینان شاهد هستی! عمر میگوید جوان خوش سیمایی را دیدم که گفت: ای عمر، چه میبینی؟ بخدا قسم پیامبر صلی الله علیه و آله پیمانی بر شما بست که جز منافق آن را برهم نمیزند، و عهدی گرفت که با آن مخالفت نمیکند مگر کسی که از دینش مرتد شده باشد. ای عمر، تو بپرهیز از اینکه آن را برهم زنی یا با آن مخالفت کنی!![۲۳]
مأمون و حدیث غدیر
از جمله دشمنان اهل بیت علیهم السلام که اقرار به حدیث غدیر کردهاند مأمون است:
- الف) مأمون نامه ای برای بنی هاشم نوشت و در آن فضایل امیرالمؤمنین علیه السلام را برشمرد، و از جمله نوشت: «او بود صاحب ولایت در حدیث غدیر خم».[۲۴]
- ب) مأمون عباسی در خراسان مجلسی تشکیل داد که در آن چهل نفر از بزرگان علمای اسلام را برای مناظره با خود دعوت کرد. از جمله مطالبی که در آن مجلس مطرح شد این بود که علی بن ابی طالب علیه السلام در خلافت بر دیگران مقدم است. وقتی اهل مجلس از این مطلب تعجب کردند، از یکی از آنان پرسید: آیا حدیث ولایت (غدیر) را روایت میکنی؟ آنان اقرار کردند، وآن را نقل کردند. مأمون گفت: این حدیث، خلافت علی بن ابی طالب علیه السلام را بر ابوبکر و عمر ثابت میکند و هیچ حقی برای آنان ثابت نمیکند. یکی از آنان به نام اسحاق گفت: عده ای میگویند: این حدیث مربوط به مسئله ای است که بین علی بن ابی طالب علیه السلام و زید بن حارثه پیش آمده است!! مأمون گفت: زمان این حدیث کِی بوده؟ آیا هنگام بازگشت از حجة الوداع نبوده؟ گفت: آری. مأمون گفت: شهادت زید بن حارثه قبل از غدیر بوده است!! چطور خود را به چنین اشکالی قانع کردهای؟![۲۵]
برخورد شیعیان اهل بیت علیهم السلام با دشمنان[۲۶]
یکی از مقامات شیعیان و محبّین ائمه علیهم السلام که در خطبه غدیر به آن اشاره شده جوانبی است که شیعیان و محبّان اهل بیت علیهم السلام باید در سایه ادعای ولایت ضرورتاً مراعات کنند. از جمله آنها این است که با دشمنان خدا و رسول و اهل بیت علیهم السلام رشته دوستی نداشته باشند اگر چه پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا فامیلشان باشند.
بررسی علل یأس دشمنان در غدیر[۲۷]
تدبّر در قرآن ما را در رسیدن به پاسخ صحیح کمک میکند. شکی نیست که امید لازمه یأس است؛ یعنی باید امیدی باشد تا بر اثر وقوع امری تبدیل به یأس گردد؛ لذا برای درک حقیقت، باید دید از نظر قرآن امید مخالفان برای نفوذ در دین نسبت به چه موضوعی بوده است؟
قرآن در بخشی از آیتی میفرماید:
نَتَرَبَّصُ بِهِ رَیْبَ الْمَنُونِ
:[۲۸] در کمین و منتظر مرگ او هستیم. بر این اساس روشن میشود امید مخالفان اسلام معطوف به بعد از شهادت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بوده است. با شهادت آن حضرت جایگاه رهبری الهی مسلمین خالی میشود و رخنهای در دین ایجاد میگردد، که اگر تدبیری در جهت رفع و دفع این ثلمه اندیشیده نشود، ریاست طلبان با نفوذ در رهبری یا به دست گرفتن سکّان آن، زمینه ای برای نفوذ در دین ایجاد میکنند.
بدین رو امید مخالفان نفوذ در رهبری اسلامی بوده، و اگر قرار باشد این امید تبدیل به یأس گردد، باید از طرف خداوند تکلیف رهبری بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله در روزی از ایام حجةالوداع روشن شده باشد، تا زمینه یأس کامل کفار فراهم گردد و وعده الهی در:
الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِن دِینِکُمْ
کاملاً محقق گردد.
تلاش برای از بین بردن غدیر[۲۹]
اولین فردی که میکوشید تا از فراموش شدن غدیر جلوگیری نماید خود رسول خدا صلی الله علیه و آله بود. حضرتش هنگام شهادت قلم و کاغذ طلبید تا درباره واقعه غدیر و جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام سفارش نماید و از فراموش شدن آن پیشگیری کند. پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله کسی که از همه بیشتر در زنده نگه داشتن غدیر کوشید و در این راه رنجهای جانکاهی متحمل شد، حضرت زهرا علیها السلام بود. پس از او حضرت علی علیه السلام بارها صحابه را سوگند داد تا درباره واقعه غدیر شهادت و گواهی دهند و در هر فرصت مناسبی از غدیر یادکرد.
حکّام مستبدّ اموی و مروانی به شدت فعالیت میکردند تا نور غدیر را خاموش کنند و به زعم باطل خود کاری کنند که نسل آینده از این واقعه بی اطلاع بماند، تا در نهایت از این طریق به حکومت غصبی خود مشروعیت بخشند. ولی با کوشش پیگیر امیرالمؤمنین و ائمه معصومین علیهم السلام نتوانستند به این آرمان باطل خود جامه عمل بپوشانند.
فرزندان رسول خدا صلی الله علیه و آله به محض اینکه اندک مناسبتی پیش میآمد، مسئله غدیر را مطرح و گوشزد میکردند و از فراموش شدن آن جلوگیری مینمودند. همین عنایت خاص امامان معصوم و جانشینان بر حق پیامبر علیهم السلام بود که باعث شد غدیر زنده بماند و تا به امروز در حال درخشش و پرتو افشانی باشد.
خلفای بنی عباس نیز در پنهان کردن چهره منوّر غدیر هر چه توانستند فعالیت کردند. آنان گر چه به ظاهر خود را از یاران علی علیه السلام می شمردند، ولی شکی نیست که آنها نیز همیشه در حال آزار و شکنجه و در نهایت کشتن فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله بودند. اینان نیز با اراده و مشیت خداوند قهار نتوانستند مخالفت ورزند، و با کشتن فرزندان ابوطالب علیه السلام و مسموم و شهید نمودن امامان شیعه کاری از پیش نبردند. بلکه به عکس موجب درخشانتر شدن خورشید همیشه تابناک غدیر شدند.
ابوحنیفه نعمان بن ثابت در جلسه ای مهم به هیثم بن حبیب صیرفی گفت: «قد قلت لأصحابنا لا تقرّوا لهم بحديث غدير خم فيخصموكم»: من به اصحاب خودمان گفتهام نزد شیعیان به حدیث غدیر اعتراف نکنید که شما را محکوم میکنند!
گویا در همین دوران بود که اختناق شدید و کار بسیار سخت شد، تا آنجا که رئیس مذهب شیعه امام جعفر صادق علیه السلام برای حفظ تشیع و بقای شیعیان پناه به تقیه برد و از یاران خود خواست که در مورد حدیث غدیر بحث و مجادله نکنند.
جهنم و دشمنان اهل بیت علیهم السلام[۳۰]
سخنرانی تاریخی پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر که حدود یک ساعت طول کشید در یازده بخش قابل ترسیم است. در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثراتِ ولایت و محبت اهل بیت علیهم السلام قرار دادند و فرمودند: اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهل بیت علیهم السلام هستند. سپس آیاتی از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت فرمودند و آنها را به شیعیان و پیروان آل محمد علیهم السلام تفسیر فرمودند. آیاتی هم درباره اهل جهنم تلاوت کردند و آنها را به دشمنان آل محمد علیهم السلام معنی کردند.
- پیامبر صلی الله علیه و آله در فرازی از بخش هفتم خطبه غدیر در توصیف دشمنان اهل بیت علیهم السلام به آیه ۱۲ سوره انشقاق:
فَسَوْفَ یَدْعُو ثُبُوراً وَ یَصْلی سَعیراً
اشاره کرده فرمود: «بدانید که دشمنان امامان کسانی اند که شعلههای آتش را بر تن خود خواهند یافت». - سپس آیه ۷ سوره ملک:
اِذا اُلْقُوا فیها سَمِعُوا لَها شَهیقاً وَ هِیَ تَفُورُ
، - و آیه ۱۲ سوره فرقان:
اِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَکانٍ بَعیدٍ سَمِعُوا لَها تَغَیُّظاً وَ زَفیراً
کنار هم قرار داده شد و حضرت فرمود: «بدانید دشمنان ایشان کسانی اند که از جهنم در حالی که میجوشد صدای وحشتناکی میشنوند و شعله کشیدن آن را میبینند». - پس از آن حضرت موارد قرآنی دشمنان اهل بیت علیهم السلام با قرائت کامل آیه ۳۸ سوره اعراف:
کُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها حَتّی اِذا ادّارَکُوا فیها جَمیعاً…
ادامه یافت، که مفهوم آن لعنت دشمنان اهل بیت علیهم السلام به یکدیگر و مضاعف شدن عذاب آنان بود. - فراز دیگر درباره دشمنان نیز با آوردن آیه ۸ تا ۱۱ سوره ملک:
تَکادُ تَمَیَّزُ مِنَ الْغَیْظِ کُلَّما اُلْقِیَ فیها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها اَلَمْ یَأْتِکُمْ نَذیرٌ…
ادامه یافت. منظور از این آیات آن بود که دشمنان اهل بیت علیهم السلام در جهنم مورد سؤال و ملامت قرار خواهند گرفت که آیا کسی شما را یادآور نشد؟ و آنان اعتراف میکنند که گوش فرا ندادیم، و این گرفتاری حاصل سرپیچی خود ماست.
- اَلا اِنَّ اَعْداءَهُمُ الَّذينَ يَصْلَوْنَ سَعيراً.
- اَلا اِنَّ اَعْداءَهُمُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ لِجَهَنَّمَ شَهيقاً وَ هِىَ تَفُورُ وَ يَرَوْنَ لَها زَفيراً.
- اَلا اِنَّ اَعْداءَهُمُ الَّذينَ قالَ اللَّهُ فيهِمْ:
کُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها حَتّی اِذَا ادّارَکُوا فیها جَمیعاً قالَتْ اُخْریهُمْ لاَوُلیهُمْ رَبَّنا هؤُلاءِ اَضَلُّونا فَآتِهِمْ عَذاباً ضِعْفاً مِنَ النّارِ، قالَ لِکُلٍّ ضِعْفٌ وَ لکِنْ لا تَعْلَمُونَ
. - اَلا اِنَّ اَعْداءَهُمُ الَّذينَ قالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ:
کُلَّما اُلْقِیَ فیها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها اَلَمْ یَأْتِکُمْ نَذیرٌ، قالُوا بَلی قَدْ جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَیْءٍ، اِنْ اَنْتُمْ اِلاّ فی ضَلالٍ کَبیرٍ، وَ قالوُا لَوْ کُنّا نَسْمَعُ اَوْ نَعْقِلُ ما کُنّا فی اَصْحابِ السَّعیرِ، فَاعْتَرَفوُا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لاَصْحابِ السَّعیرِ
:
بدانید که دشمنان اهل بیت کسانی اند که به شعلههای آتش وارد میشوند. بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که از جهنم در حالی که میجوشد صدای وحشتناکی میشنوند و شعله کشیدن آن را میبینند. بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که خداوند درباره آنان فرموده است:
کُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها…
: «هر گروهی که داخل جهنم میشوند همتای خود را لعنت میکنند، تا آنکه همه آنان در آنجا به یکدیگر بپیوندند آخرین آنان با اشاره به اولین آنان میگویند: پروردگارا، اینان ما را گمراه کردند؛ پس عذاب دو چندان از آتش به آنان نازل کن. خدا میفرماید: «برای هر دو گروه عذاب مضاعف است ولی شما نمیدانید». بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که خداوند عز و جل میفرماید:
کُلَّما اُلْقِیَ فیها فَوْجٌ سَاَلَهُمْ خَزَنَتُها اَلَمْ یَأْتِکُمْ نَذیرٌ…
:
«هر گاه گروهی را در جهنم میاندازند خزانه داران دوزخ از ایشان میپرسند: آیا ترساننده ای برای شما نیامد؟ میگویند: بلی، برای ما نذیر و ترساننده آمد ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هیچ چیز نازل نکرده است، و شما در گمراهیِ بزرگ هستید. و میگویند: اگر میشنیدیم یا فکر میکردیم در اصحاب آتش نبودیم. به گناه خود اعتراف کردند، پس دور باشند اصحاب آتش».
حسد دشمنان اهل بیت علیهم السلام[۳۱]
در کنار آیات غدیر، میتوان همه احادیث وارد شده در ارتباط غدیر با قرآن را به نوعی اتمام حجت غدیری - قرآنی به حساب آورد، که از جمله آنها اتمام حجتهای قرآنیِ بُرَیده اسلمی است:
أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ
ناظر به ملک عظیم آل محمد است:[۳۲]
بریده اسلمی در ایام سقیفه نوجوانی تیزگوی بود که اتفاقاً در روزهای اول رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله به سفر رفته بود. وقتی از سفر بازگشت و ابوبکر را بر فراز منبر پیامبر صلی الله علیه و آله دید از تعجب دهانش بازماند و آنچه را میدید باور نکرد؛ لذا با صراحت و بدون ترس با ابوبکر روبرو شد و در برابر همه مردم با یادآوری غدیر حجت را بر او و مردم تمام کرد.
او خطاب به ابوبکر گفت: تو در روز غدیر از کسانی بودی که به علی بن ابی طالب «السَّلامُ عَلَيْكَ يا اميرَالْمُؤْمِنينَ» گفتی. آن روز در خاطرت هست یا فراموش کردهای؟ ابوبکر گفت: به یاد دارم. بریده گفت: آیا برای احدی از مسلمین سزاوار است بر امیرالمؤمنین امارت داشته باشد؟!
عمر گفت: نبوت و امامت در یک خاندان جمع نمیشود! بریده در پاسخ این آیه را خواند:
أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلی ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنا آلَ إِبْراهِیمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْناهُمْ مُلْکاً عَظِیماً
:[۳۳] «بر مردم حسد میبرند نسبت به آنچه خداوند از فضل خویش به آنان عطا کرده است. ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان مُلک عظیم عنایت کردیم».
سپس گفت: بنابراین خداوند نبوت و ملک را برای آنان جمع کرده است. عمر غضب کرد و دستور داد او را از مسجد بیرون کردند؛ و همیشه نسبت به بریده نگاه غضب آلود داشت!!
حَشرِ دشمنان اهل بیت علیهم السلام[۳۴]
در غدیر کتاب الهی با حیات مردم عجین گردید، به صورت جزء لا ینفکّی که تا حوض کوثر عضو جدایی ناپذیر زندگی مسلمانان خواهد بود. پیامبر صلی الله علیه و آله هم در خطبه غدیر این مفهوم را به شکلهای مختلف از جمله حدیث حدیث رایات در روز قیامت بیان فرمود. آنچه در اینجا قابل ذکر است اشاره حضرت به حشر ابوبکر به عنوان گوساله امت و عمر به عنوان فرعون امت و عثمان به عنوانهامان امت و معاویه به عنوان مِخدَج و پیروان آنان در حدیث رایات است:
امت من بر سر حوض کوثر در پنج گروه و با پنج پرچم وارد میشوند:
- اول آنان رایت گوساله امت من است. من بپا میخیزم و دست او را میگیرم. به محض آن که دستش را گرفتم روی او سیاه میشود و قدمهایش به لرزه در میآید و امعاء و احشاء او منقلب میشود، و تابعین او نیز همین گونه میشوند. از آنان میپرسم: بعد از من با دو یادگار گرانقدر من چگونه رفتار کردید؟ در پاسخ میگویند: ثِقْل بزرگتر (یعنی قرآن) را تکذیب نمودیم و پارهپاره کردیم، و ثِقْل کوچکتر (عترت) را در تنگنا قرار دادیم و حقش را گرفتیم. آنگاه من میگویم: به سمت چپ بروید. آنان از نزد من تشنه و جگر سوخته و روسیاه بازگردانده میشوند در حالی که قطره ای از حوض کوثر ننوشیدهاند.
- سپس رایت فرعون امتم بر سر حوض وارد میشوند که اکثر مردم اینانند که توسط او از راه راست منحرف شدهاند …. دست رئیس آنان را میگیرم، و به محض آنکه دست او را میگیرم رویش سیاه میشود و قدمهایش میلرزد و امعاء و احشاء او منقلب میشود، و آنان که تابع او بودهاند نیز چنین میشوند. من میگویم: درباره ثِقْلین بعد از من چه رفتاری کردید؟ میگویند: ثِقل بزرگتر را تکذیب کرده و آن را پارهپاره کردیم، و با ثِقل اصغر جنگیدیم و او را کشتیم. من میگویم: شما هم به راه گروه اول بروید. آنان هم تشنه و جگر سوخته و روسیاه بازمیگردند در حالی که قطره ای از حوض کوثر ننوشیدهاند.
- سپس رایتهامان امتم که امام پنجاه هزار نفر از آنان است - نزد من میآیند. من برمیخیزم و دست او را میگیرم. آنگاه که دست او را گرفتم روی او سیاه میشود و قدمهایش به لرزه میافتد و امعاء و احشایش منقلب میشود، و تابعین او نیز چنان میشوند. من می پُرسم: درباره ثِقلین بعد از من چه کردید؟ میگویند: ثِقل اکبر را تکذیب کردیم و از دستوراتش سرپیچی نمودیم، و ثقل اصغر را خوار کردیم و او را تنها گذاشتیم. من میگویم: شما به راه گروههای قبل بروید. آنان نیز تشنه و جگرسوخته و روسیاه بازمیگردند در حالی که قطره ای از حوض کوثر ننوشیدهاند.
- سپس رایت مِخْدَج نزد من میآید که امام هفتاد هزار نفر از امت من است و من دست او را میگیرم. به محض آنکه دست او را گرفتم رویش سیاه میشود و قدمهایش به لرزه در میآید و امعاء و احشاء او منقلب میشود، و تابعین او نیز چنان میشوند. میگویم: بعد از من درباره ثِقْلین چه کردید؟ میگویند: ثقل اکبر را تکذیب کرده و عصیان نمودیم، و با ثقل اصغر جنگیدیم و او را کشتیم. میگویم: شما هم به راه گروههای قبل بروید. آنان نیز تشنه و جگرسوخته و روسیاه بازمیگردند در حالی که قطره ای از حوض کوثر ننوشیده باشند.
- سپس رایت امیرالمؤمنین و قائدِ پیشانی سفیدان نزد من وارد میشود….
دشمنان در خطبه غدیر[۳۵]
از آنجا که اهل بیت علیهم السلام عصاره خلقت اند و خداوند تعالی سایر مخلوقات را به برکت ایشان و در سایه وجودشان آفریده است، لذا به همان اندازه که محبت و ولایت آنان نزد پروردگار ارزش و اهمیت دارد بغض و عداوت با این والاترین مخلوقاتِ خداوند نیز نزد او گناهی نابخشودنی است و بیارزش کننده همه خوبی هاست.
مسلمین در مقابل اهل بیت علیهم السلام همیشه بر سر دو راهی قرار دارند: یا حب یا بغض، و راه سومی برایشان وجود ندارد. نداشتن محبت ایشان - در صورت شناخت آنان - جرم است و کسی نمیتواند در این باره بیتفاوت باشد.
پیداست همانطور که محبت اهل بیت علیهم السلام درجات دارد، بغض و عداوت با ایشان هم در دشمنانشان یکسان نیست و شدت و ضعف آن و نوع دشمنیهایشان متفاوت است. در یک جمعبندی، بنیانه ای اساسی ولایت در خطبه غدیر، به گونه ای بنا نهاده شده که درجات و جایگاه هر یک از آنها در اعتقاد معین باشد. یکی از پایههای اعتقادی خطبه غدیر بیان ارتباط ولایت با حب و بغض و مطالبی درباره دشمنان و مبغضین اهل بیت علیهم السلام است.
گر چه محوریت خطبه غدیر امر امامت و ولایت بود، ولی پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر ۲۵ جمله هم در مورد دوستان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام بیان داشتند. از جمله فرمودند:
- ملعون است کسی که مخالفت علی نماید.
- خداوند توبه کسی را که ولایت علی را انکار کند هرگز نمیپذیرد، و او را نمیآمرزد.
- بپرهیزید از اینکه با علی مخالفت کنید، و در نتیجه به آتشی گرفتار شوید که آتشگیره آن مردم و سنگها هستند و برای کافران آماده شده است.
- خداوند میفرماید: «هر کس با علی دشمنی کند و ولایت او را قبول نکند، لعنت و غضبم بر او باد».
- ملعون است ملعون است، مورد غضب است مورد غضب است، کسی که این کلام مرا (درباره علی) نپذیرد و با آن موافقت نکند.
- پروردگارا، هر کس با علی دشمنی کند دشمن بدار، و هر کس او را انکار کند لعنت کن، و بر هر کس که حق او را انکار نماید غضب فرما.
- آنان که امامت علی و جانشینان او از فرزندانم و نسل او تا روز قیامت را نپذیرند، کسانی اند که اعمال آنان سقوط میکند و دائماً در آتش خواهند بود.
- عذاب آنان تخفیف داده نمیشود، و به آنان مهلت داده نخواهد شد.
- کسی جز شقی، علی را مبغوض نمیدارد.
- خداوند عز و جل ما را بر مقصرین، معاندین، مخالفین، خائنین، گناهکاران، ظالمین و غاصبین از همه جهانیان حجت قرار داده است.
- امامان گمراه کننده و یاران و تابعین و کمک کنندگان ایشان، در درجه پائینتر جهنم خواهند بود.
- دشمنان علی، اهل شقاق و نفاق و معارضه کنندگان و تجاوزکنندگان از حق خوداند، آنان برادران شیاطین اند که سخنان نادرست و به ظاهر زیبا را از روی غرور به یکدیگر میرسانند.
- دشمنان علی کسانی اند که خداوند در قرآن ذکر فرموده است. (سپس حضرت آیاتی از قرآن را در این باره تلاوت فرمودند).
- دشمن ما کسی است که خدا او را مذمت و لعنت نموده است.
- دشمنان اهل بیت علیهم السلام در خطبه غدیر را با این تقسیمبندی نیز میتوان بیان کرد:
- پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر، هم محک و معیارهای دشمنی با اهل بیت علیهم السلام را - به عنوان اتمام حجت - برای مردم مشخص کردهاند، و هم جزای دشمنی و مخالفت با ایشان را بیان فرمودهاند که ذیلاً ذکر میکنیم:
انواع دشمنی با اهل بیت علیهم السلام
- انکار حق ایشان و قبول نکردن ولایتشان.
- شک درباره ایشان و مقاماتی که خدا به آنان عطا کرده است.
- قبول نکردن ایشان به عنوان امام خود، و اقتدا نکردن به آنان.
- رد کلام ایشان و موافق نبودن با آن و مخالفتِ اوامر ایشان.
- بغض قلبی و عداوت ظاهری با آنان.
- خذلان و خوار کردن ایشان و امتناع از نصرتشان.
- نداشتن محبت ایشان.
- حسد بردن به آنان.
دشمنان اهل بیت علیهم السلام در پیشگاه الهی
- ملعون و مغضوب و شقی هستند.
- سفهاء و گمراهان و برادران شیاطین و تکذیب کنندگاناند.
- خداوند ایشان را مذمت نموده و خوار مینماید، و آنان را دشمن میدارد و نمیآمرزد و بخاطر تکذیبشان آنان را هلاک میفرماید.
جزای دشمنان اهل بیت علیهم السلام در روز قیامت
- اعمال آنان در دنیا و آخرت بیارزش میشود و سقوط میکند.
- در شعلههای آتش فرومیروند و صدای شعله کشیدن آتش جهنم را میشنوند و زبانههای آن را میبینند.
- عذاب ایشان تخفیف نمییابد.
- عذاب شدیدِ دائمی خواهند داشت و در آتش جهنم جاودانه خواهند بود.
پس از پایان بخش سوم خطبه غدیر و در ابتدای بخش چهارم خطبه، در حالی که امیرالمؤمنین علیه السلام را بر سر دست بلند کرده بود و پس از بیان: «اَلا فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ» فرمود: اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»: خدایا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد، و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد، و یاری کن هر کس علی را یاری کند، و خوار کن هر کس علی را خوار کند.
در واقع حضرت با نشان دادن علی علیه السلام و اشاره «هذا» به سوی او دقیقترین معرفی خلیفه پیامبر صلی الله علیه و آله صورت گرفت؛ و به دنبال آن پرچم دوستی و یاری او بر فراز غدیر برافراشته شد.
در بخش هفتم خطبه غدیر و پس از آن که صراط مستقیم کاملاً واضح و روشن شد، سخنرانی پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در معرفی دو گروه دوست و دشمن آنان ادامه یافت. حضرت یازده جمله در این باره فرمود که شش جمله آن در توصیف اولیای اهل بیت علیهم السلام و پنج جمله در وصف اعداء بود.
- در جمله اول آیه ۱۱۲ سوره انعام
وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لَکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّاً شَیاطینَ الاِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی بَعْضُهُمْ اِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً
را در کلام خود آورد و فرمود: «دشمنان امامان سفیهان گمراهی هستند که برادران شیاطین اند، و سخنان باطل ظاهر فریب را از روی غرور به یکدیگر میرسانند». - در جمله دوم مستقیماً آیه ۲۲ سوره مجادله را در وصف آنان قرائت کرد که میفرماید:
لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَومِ الْآخَرِ…
و مفهوم آن چنین بود که دوستی خدا با دوستی دشمنان خدا جمع نمیشود. حضرت با این آیه شرط برائت از دشمنان را برای قبول ولایت قرار داد، و متقابلاً پاداش و نشان بزرگتری را به اولیای اهل بیت عطا فرمود. - در جمله سوم تا ششم پیامبر صلی الله علیه و آله آیاتی در وصف اولیای اهل بیت علیهم السلام آورد، و از جمله هفتم باز هم توصیف دشمنان اهل بیت را بیان نمود. ابتدا به آیه ۱۲ سوره انشقاق
فَسَوْفَ یَدْعُو ثُبُوراً وَ یَصْلی سَعیراً
اشاره کرده فرمود: «بدانید که دشمنان امامان کسانی اند که شعلههای آتش را بر تن خود خواهند یافت». - جمله هشتم نیز درباره دشمنان بود که آیه ۷ سوره ملک
اِذا اُلْقُوا فیها سَمِعُوا لَها شَهیقاً وَ هِیَ تَفُورُ
و آیه ۱۲ سوره فرقان:
اِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَکانٍ بَعیدٍ سَمِعُوا لَها تَغَیُّظاً وَ زَفیراً
کنار هم قرار داده شد و حضرت فرمود: «بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند از جهنم در حالی که میجوشد صدای وحشتناکی میشنوند و شعله کشیدن آن را میبینند». - جمله نهم وصف قرآنی دشمنان اهل بیت علیهم السلام را ادامه داده، و با قرائت کامل آیه ۳۸ سوره اعراف:
کُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها حَتّی اِذا ادّارَکُوا فیها جَمیعاً…
ادامه یافت، که مفهوم آن لعنت دشمنان اهل بیت علیهم السلام به یکدیگر و مضاعف شدن عذاب آنان در آخرت بود. - جمله دهم درباره دشمنان نیز با آوردن آیه ۸ تا ۱۱ سوره ملک:
تَکادُ تَمَیَّزُ مِنَ الْغَیْظِ کُلَّما اُلْقِیَ فیها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها اَلَمْ یَأْتِکُمْ نَذیرٌ…
ادامه یافت. منظور از این آیات آن بود که دشمنان اهل بیت علیهم السلام در جهنم مورد سؤال و ملامت قرار خواهند گرفت که آیا کسی شما را یادآور نشد؟ و آنان اعتراف میکنند که گوش فرا ندادیم، و این گرفتاری حاصل سرپیچی خود ماست. - آخرین جمله درباره دوستان اهل بیت علیهم السلام بود که آیه ۱۲ سوره ملک:
اِنَّ الَّذینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ اَجْرٌ کَبیرٌ
مورد استناد قرار گرفت و حضرت فرمود: «بدانید که اولیاء و دوستان امامان معصوم کسانی هستند که از پروردگارشان میترسند (بدون آنکه او را ببینند) به خاطر ایمانی که به غیب دارند. برای آنان مغفرت و اجر بزرگ است. ای مردم، چقدر فاصله است بین شعلههای آتش و اجر بزرگ» !! - پس از این توصیفات درباره دوستان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام حضرت سخن را در یک جمله جامع جمعبندی کرده فرمود: «ای مردم، دشمن ما کسی است که خداوند او را مورد مذمت و لعن قرار داده، و دوست ما هر کسی است که خداوند او را مدح نموده و دوست بدارد».
مسلمانان در بیاناتِ قرآنیِ پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر به دو دسته دوستان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام تقسیم شدهاند، و بسیاری از آیات قرآن که درباره خوبان و بَدان عالم مطرح است به این دو گروه تفسیر شده است.
پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد دوست و دشمن اهل بیت علیهم السلام در قرآن، در خطبه غدیر میفرماید: «مَعاشِرَ النّاسِ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللَّه وَ لَعَنَهُ، وَ وَلِيُّنا كُلُّ مَنْ مَدَحَهُ اللَّه وَ احَبَّهُ»: ای مردم، دشمن ما کسی است که خداوند او را مورد مذمت و لعن قرار داده، و دوست ما هر کسی است که خداوند او را مدح نموده و دوست بدارد.[۳۶]
این کلام رسول اللَّه صلی الله علیه و آله از سه بُعد قابل بررسی است:
موقعیت تاریخی
عبارات فوق را پیامبر صلی الله علیه و آله در موقعیتی فرمود که قبل از آن بیش از ده آیه قرآن را درباره دوستان اهل بیت علیهم السلام و هشت آیه را درباره دشمنان ایشان تفسیر نموده بود. با این آمادگی یک مبنای کلی ارائه فرمود که دوست و دشمن اهل بیت علیهم السلام همان دوست و دشمن خداست و معیار آن جستجو در مواردی است که خداوند عده ای را به جهتی مورد مذمت یا لعنت یا هر دو قرار داده، و عده ای را مورد ستایش یا محبوبیت خویش یا هر دو قرار داده است.
در واقع به جای آنکه حضرت بخواهد موارد را یکی یکی بشمارد به همان چند مورد اکتفا فرموده و از مردم خواسته بقیه موارد را با مطالعه قرآن به دست آورند و مصادیق آن را تطبیق نمایند که تا ابد راه ضلالت مسدود باشد.
موقعیت قرآنی
در اینجا ضروری به نظر میرسد مواردی از آیات ذم و لعن خداوند را مورد مطالعه قرار دهیم تا دریابیم پیامبر صلی الله علیه و آله از فراز منبر غدیر کدامین دور دستها را زیر نظر دارد و کدام سو را به مسلمین نشان میدهد. چند نمونه از آیات حاکی از لعنت کتمان کنندگان، کافران، طرفداران جبت و طاغوت، مفسدین فی الارض، شجره ملعونه، اذیت کنندگان خدا و رسول، منافقین و مشرکین، چنین است:
الف) لعنتِ کتمان کنندگان
إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَیِّناتِ وَ الْهُدی مِنْ بَعْدِ ما بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتابِ، أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّه وَ یَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ
:[۳۷] «کسانی که کتمان میکنند آنچه از دلیلهای محکم و هدایت نازل کردیم بعد از آن که آنها را برای مردم در قرآن تبیین نمودیم، اینان کسانی اند که خدا آنان را لعنت میکند و لعنت کنندگان لعنتشان مینمایند».
و ما خوب میدانیم که اهل سقیفه و اتباعشان چگونه در کتمان اصل معارف قرآن - به خصوص آنچه به ولایت و امامت و مناقب خاندان رسالت علیهم السلام ارتباط داشت - تلاش کردند.
ب) لعنتِ کافران
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ کُفَّارٌ، أُولئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّه وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ
:[۳۸] «کسانی که کافر شدند و با کفرشان از دنیا رفتند، لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر آنان باد».
کَیْفَ یَهْدِی اللَّه قَوْماً کَفَرُوا بَعْدَ إِیمانِهِمْ وَ شَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَ جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ اللَّه لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ. أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَیْهِمْ لَعْنَةَ اللَّه وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ
:[۳۹] «چگونه خداوند هدایت میکند قومی را که بعد از ایمانشان کافر شدند و شهادت دادند که پیامبر بر حق است و دلیلهای محکم برای آنان آمد، و خدا قوم ظالم را هدایت نمیکند. آنانند کسانی که لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر آنان است».
چه کسانی بودند که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله کافر شدند بعد از آنکه مسلمان بودند؟ چه کسانی فرامین الهی را یکی پس از دیگری زیر پا گذاشتند؟ چه کسانی بدعتها را به جای سنتها قرار دادند؟ اهل سقیفه بودند که با کفرِ مطلق مردم را تا جاهلیت بازگرداندند، و خود را مستحق لعنت خدا و ملائکه و همه مردم نمودند.
د) لعنتِ طرفداران جبت و طاغوت
أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ یَقُولُونَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدی مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا سَبِیلاً أُولئِکَ لَعَنَهُمُ اللَّه وَ مَنْ یَلْعَنِ اللَّه فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِیراً
:[۴۰] «نظر نمیکنی به آنان که نصیبی از کتاب دارند، و به جبت و طاغوت ایمان میآورند و درباره کسانی که کافر شدند میگویند: راه اینان هدایت یافته تر از کسانی است که ایمان آوردند. اینانند که خدا لعنتشان کرده، و هرکس که خدا او را لعنت کند برای او یاوری نخواهد بود».
جبت و طاغوت همان است که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای قنوت فرمود:«اللهمَّ الْعَنْ صَنَمَىْ قُرَيْشَ وَ جِبْتَيْها وَ طاغُوتَيْها …». و همانان بودند که دشمنان پیامبر صلی الله علیه و آله و منافقین را بر سلمان و ابوذر و مقداد و عمار مقدم داشتند و مؤمنین حقیقی را کنار زدند، و لعنت ابدی خداوند را تا روزی که بدعتشان پابرجاست، بر خود خریدند.
ج) لعنتِ منافقان
وَعَدَ اللَّه الْمُنافِقِینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْکُفَّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها، هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللَّه وَ لَهُمْ عَذابٌ مُقِیمٌ
:[۴۱] «خداوند به مردان و زنان منافق و کافران آتش جهنم را وعده داده که در آن دائمی خواهند بود، و آن برایشان کافی است، و خدا آنان را لعنت نموده و برایشان عذاب پابرجایی است».
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَری عَلَی اللَّه کَذِباً أُولئِکَ یُعْرَضُونَ عَلی رَبِّهِمْ وَ یَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذِینَ کَذَبُوا عَلی رَبِّهِمْ، أَلا لَعْنَةُ اللَّه عَلَی الظَّالِمِینَ
:[۴۲] «چه کسی ظالم تر است از کسی که بر خدا دروغ میبندد؟ اینان کسانی اند که بر پروردگار خود عرضه میشوند و شاهدان گواهی میدهند که اینان بر پروردگار خود دروغ بستند. آگاه باشید که لعنت خدا بر ظالمین است».
در حالی که دروغ بستن بر پیامبر صلی الله علیه و آله دروغ بستن بر خداست: آیا اهل سقیفه نگفتند: پیامبر گفته: نبوت و خلافت در یک خاندان جمع نمیشود؟ آیا نگفتند: پیامبر گفته: پیامبران ارث نمیگذارند؟ آیا دهها دروغ را به حضرتش نسبت ندادند تا خواستههای خود را عملی کنند؟ آیا ظالم تر از اینان کسی هست که خداوند در قرآن لعنتشان کرده است؟
هـ) لعنتِ مفسدین فی الارض
وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّه مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّه بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ، أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ
:[۴۳] «کسانی که بعد از پیمان الهی عهد شکنی میکنند، و آنچه را خداوند دستور به وصلش داده قطع میکنند و در زمین فساد مینمایند، برای چنین کسانی لعنت خواهد بود، و در آخرت بد منزلی برای آنان خواهد بود».
چه کسانی پیمان غدیر را شکستند؟ چه کسانی با خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله قطع کردند در حالی که آن حضرت دستور وصل با آنان را داده بود؟ اهل سقیفه بودند که دامنه فسادشان در زمین تا امروز و تا دامنه قیامت ادامه داشته و خواهد داشت، همان گونه که تابلوی لعنت خداوند در قرآن بر پیشانی سیاهشان نقش بسته است.
و) لعنتِ شجره ملعونه
وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْناکَ إِلاّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ
:[۴۴] «قرار ندادیم رؤیایی که نشانت دادیم مگر برای امتحان مردم و به عنوان یاد شجره ملعونه در قرآن».
بنی امیه که شاخههای شجره ملعونه تیم و عدی از سقیفه بودند، در خواب به پیامبر صلی الله علیه و آله نشان داده شدند. آن حضرت در تفسیر این آیه فرمود: من دوازده نفر از امامان ضلالت را در خواب دیدم که از منبرم بالا و پایین میروند، و امّتم را به صورت عقبگرد به گذشته خود بازمیگردانند. دو نفر از آنان (ابوبکر و عمر) از دو قبیله مختلف قریش تیم و عدی و سه نفر (عثمان و معاویه و یزید) از بنی امیه و هفت نفر (عبدالملک، ولید، هشام، یزید، سلیمان، عمر بن عبدالعزیز و مروان) از اولاد حکم بن ابی العاص هستند.
ز) لعنتِ اذیت کنندگان خدا و رسول صلی الله علیه و آله
إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللَّه وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّه فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً
:[۴۵] «کسانی که خدا و رسولش را اذیت میکنند خداوند آنان را در دنیا و آخرت لعنت فرموده و بر ایشان عذاب خوارکننده ای آماده کرده است».- «مَنْ آذى فاطِمَةَ فَقَدْ آذانى، وَ مَنْ آذانى فَقَدْ آذَى اللَّه» که پیامبر صلی الله علیه و آله نظیر آن را درباره علی علیه السلام و نیز همه اهل بیت علیهم السلام فرموده، شامل کدام اذیت کنندگان است؟
جز آنان که درِ خانه علی و فاطمه علیهما السلام را آتش زدند و به آن منزل وحی حمله آوردند و بانوی خانه را اذیتی در حد قتل نمودند و از صورت سیلی خورده و بازوی ورم کرده و پهلوی شکسته و فرزند سقط شده چیزی فرو گذار نکردند؟ جز آنان که طناب بر گردن صاحب خانه انداخته با شمشیرهای کشیده برای بیعتش بردند؟ این عذاب و لعنت اگر شامل اینان نباشد پس شامل چه کسانی خواهد بود؟
ح) لعنتِ منافقین و مشرکین
وَ یُعَذِّبَ الْمُنافِقِینَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّه ظَنَّ السَّوْءِ، عَلَیْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّه عَلَیْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِیراً
:[۴۶] «تا خداوند عذاب نماید مردان و زنان منافق و مشرک را که به خدا بد گمانند. بر آنان باد بلای بد و خدا بر آنان غضب کرده و لعنتشان نموده و برایشان جهنم را آماده ساخته و بد پایانی خواهد بود».
آیا منافقین غیر از آن دورویانی بودند که آنچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از آنان خواست پذیرفتند، ولی تا آن حضرت چشم از جهان فروبست همه را زیر پا گذاشتند و علناً و بی محابا فرامین حضرتش را نقض کردند و بنای سقیفه را چیدند؟ اگر خداوند اینان را لعنت نکرده و جهنم را برایشان آماده ننموده، پس برای چه کسی آماده فرموده است؟!
تحلیل اعتقادی
بیایید نتیجه بگیریم که جمله «عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللَّه وَ لَعَنَهُ» دریچه ای پُر دید بر فصلی از عقیده ماست که عنوان «تَبَرّی» را بر خود دارد و به شفافیت آفتاب به ما میفهماند که چه کسانی را باید لعنت کنیم و از آنان بیزار باشیم.
همان گونه که جمله «وَلِيُّنا كُلُّ مَنْ مَدَحَهُ اللَّه وَ احَبَّهُ» که در نقطه مقابل این چشمانداز اعتقادی قرار دارد، عنوان «تَوَلَّی» را برایمان معنی خواهد کرد، و همچون زلال بلور بر دلهای ما میشناساند؛ که باید چه کسانی را دوست بداریم و ولایتشان را بپذیریم.
اساسِ «هَل الدينُ إلاّ الحُبّ وَ الْبُغض»[۴۷] از مهمترین ارکان اعتقادی ماست. ولایت اهل بیت علیهم السلام که به معنای صاحب اختیار بودن آنان و اطاعت کامل مردم از ایشان است، لازمه اش محبت داشتن نسبت به آنان و بغض و کینه نسبت به دشمنان ایشان است. در این باره سه جنبه در خطبه غدیر بیان شده است:
محبت و عداوت نزد خدا
حب و بغض اهل بیت علیهم السلام نزد خداوند مسئله بسیار مهمی است، که سه نکته در این باره فرمودهاند:
- الف) هر کس علی علیه السلام را دوست بدارد خدا او را دوست میدارد، و هر کس علی علیه السلام را دشمن بدارد خدا او را دشمن میدارد. در واقع مسئله حب و بغض ایشان به حب وبغض نسبت به خداوند بازمیگردد.
- ب) دشمن اهل بیت علیهم السلام مورد ذم و لعن خداوند است، و دوست ایشان مورد مدح خداوند است، و خدا او را دوست دارد.
- ج) خداوند در یک وحی و خطاب خاص فرموده است: «هرکس با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضبم بر او باد».
میزان سنجش اعمال محبت آل محمد علیهم السلام
حب اهل بیت علیهم السلام ضابطه و ترازوی سنجش اعمال است، که در این باره فرموده است: «پس هر یک از شما، طبق آنچه در قلبش از حب و بغض نسبت به علی مییابد عمل کند»، یعنی هر کس قبل از عمل، باید ببیند چه اندازه محبت یا بغض نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام دارد و طبق آن عمل کند. از این مطلب سه موضوع استفاده میشود:
- الف) آنان که حب اهل بیت علیهم السلام را دارند قدرِ این نعمت را بدانند، و به اقتضای داشتن این نعمت در اعمال حسنه کوشا باشند.
- ب) محبّان و شیعیان در راهِ محبت اهل بیت علیهم السلام بیشتر کار کنند و عیار محبت خویش را بالا ببرند، و در راه ایشان و احیای امرشان فداکاری نمایند.
- ج) دشمنانِ اهل بیت علیهم السلام بدانند که تا ریشه و پایه را که همان محبت ایشان است درست نکردهاند بیهوده خود را به اعمالی مشغول داشتهاند که نزد خداوند بدون محبت آنان ارزشی ندارد. پس بهتر است اگر در فکر خودسازی و حرکت در راه خدا هستند، اصلاح خود را از این مرحله شروع کنند. پیامبر صلی الله علیه و آله در حدیثی میفرماید: «اِنَّما يَكْتَفى أحَدكُم بِما يَجِدُ لِعَلىٍّ في قَلْبِه»: «هر یک از شما فقط به آنچه نسبت به علی در قلب خود مییابد اکتفا میکند».[۴۸]
ارتباط سعادت و شقاوت با محبت و عداوت اهل بیت علیهم السلام
حب اهل بیت علیهم السلام دُرّ گرانمایه ای است که به هر کس نمیدهند. اگر کسی آن را پذیرفت نشانه سعادت و تقوای اوست، و اگر کسی نپذیرفت نشانگرِ شقاوت اوست، و سزاوار نیست انسانهای شقی به این گوهر ناب دست یابند.
برای آنکه شیعه و محب اهل بیت علیهم السلام بداند در کدام مکتب او را پذیرفتهاند و مناط و ضابطه ولایت و محبت را حفظ کند، و نیز منزلت و درجه او نزد پروردگار در دنیا و آخرت و روز نتیجهگیری روشن شود، پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه پایههایی را در خطبه غدیر بیان فرمودهاند:
- الف) مقام و منزلت شیعیان و محبان ائمه علیهم السلام نزد خداوند:
- آنان مورد مدح خداوند بوده و حزب اللَّه اند و خداوند ایشان را یاری میکند.
- آنان مورد رحمت پروردگارند و آمرزیده میشوند.
- از آنجا که محبت حاکی از ایمان واقعی است آنان صاحبان ایمان خالص و متقیان اند و ایمان در قلبشان نوشته شده است. از خداوند با ایمان به غیب میترسند و هدایت یافتهاند و از گمراهی در امانند.
- ب) مقام و درجه شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام در روز قیامت:
- آنان به دست آورنده فوز و رستگاری بزرگند و مستحق اجر کبیرند.
- در روز هولناک قیامت بر ایشان ترسی نیست و محزون نمیگردند.
- بهشت جزای نهایی ایشان است. با سلامتی و امن وارد آن میشوند و بدون حساب در آن روزی داده میشوند.
- ملائکه به پیشواز و مشایعت ایشان میآیند و به آنان سلام میکنند، و بشارت ابدیت در بهشت را به ایشان میدهند.
- ج) جوانبی را که شیعیان و محبان اهل بیت علیهم السلام باید در سایه ادعای ولایت ضرورتاً مراعات کنند:
- در عقیده خود شک و شبهه ای راه ندهند.
- با دشمنان خدا و رسول و اهل بیت علیهم السلام رشته دوستی نداشته باشند اگر چه پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا فامیلشان باشند.
- بر ایمان پاکیزه خود، لباسِ ظلم و اعمال ناشایست نپوشانند.
از آنجا که اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام عصاره خلقت اند، به همان اندازه که محبت و ولایت آنان نزد پروردگار ارزش و اهمیت دارد بغض و عداوت با این والاترین مخلوقاتِ خداوند نیز نزد او گناهی نابخشودنی است و بیارزش کننده همه خوبی هاست.
مسلمین در مقابل اهل بیت علیهم السلام همیشه بر سر دو راهی قرار دارند: یا حب یا بغض، و راه سومی برایشان وجود ندارد. نداشتن محبت ایشان - در صورت شناخت آنان - جرم است و کسی نمیتواند در این باره بیتفاوت باشد. پیداست همانطور که محبت اهل بیت علیهم السلام درجات دارد، بغض و عداوت با ایشان هم در دشمنانشان یکسان نیست و شدت و ضعف آن و نوع دشمنیهایشان متفاوت است. پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه غدیر، هم محک و معیارهای دشمنی با اهل بیت علیهم السلام را - به عنوان اتمام حجت - برای مردم مشخص کردهاند، و هم جزای دشمنی و مخالفت با ایشان را بیان فرمودهاند:
- اول: انواع دشمنی با اهل بیت علیهم السلام، که در خطبه این مطالب ذکر شده است: انکار حق ایشان و قبول نکردن امامت و ولایتشان، شک درباره مقاماتی اعطایی خدا به آنان، رد کلام ایشان و موافق نبودن با آن و مخالفتِ اوامر ایشان، بغض قلبی و عداوت ظاهری با آنان، خوار کردن ایشان و امتناع از نصرتشان، نداشتن محبت ایشان و حسد بردن به آنان.
- دوم: دشمنان اهل بیت علیهم السلام در پیشگاه الهی، که در خطبه با عنوان ملعون و مغضوب و شقی و سفهاء و گمراهان و برادران شیاطین و تکذیب کنندگان از آنان یاد شده است.
- سوم: جزای دشمنان اهل بیت علیهم السلام در روز قیامت، که در خطبه اعمال آنان در دنیا و آخرت بیارزش و ساقط شمرده شده، و تصریح شده که در جهنم صدای شعله کشیدن آتش را میشنوند و زبانههای آن را میبینند و عذاب ایشان تخفیف نمییابد و در آتش جهنم جاودانه خواهند بود.
دشمنیِ علی بن ابی طالب علیه السلام[۴۹]
در مورد دشمنی با امیرالمؤمنین علیه السلام در معارف غدیری نکات متعددی آمده است:
در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام
امیرالمؤمنین علیه السلام در بیان حدیث غدیر چنین فرمود:
در غدیر شبیه منبری برای پیامبر صلی الله علیه و آله ساخته شد و آن حضرت بر فراز آن رفت و بازوی مرا گرفت و بلند کرد به حدی که سفیدی زیر بغلش دیده شد. در آن مجلس با صدای بلند فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ، أللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ». پس اساس ولایت من ولایت الهی است، و عداوت با من برابر دشمنی با خداست.[۵۰]
شدت دشمنی دشمنان با امیرالمؤمنین علیه السلام
از جمله مشهورترین آیات غدیر آیه ای است که پس از اتمام مراسم حج و در مسیر مکه به سوی غدیر بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد:
یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّه یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ، إِنَّ اللَّه لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ
:[۵۱] «ای پیامبر، ابلاغ کن آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، و اگر انجام ندهی رسالت خدا را نرساندهای، و خدا تو را از شر مردم حفظ میکند. خداوند قوم کافر را هدایت نمیکند».
آنچه در اینجا قابل ذکر است اینکه یکی از علل خوف پیامبر صلی الله علیه و آله و درخواست مهلت در تأخیر ابلاغ ولایت، مسئله دشمنی با امیرالمؤمنین علیه السلام بود که در بعضی از صحابه وجود داشت.
به تعبیر دیگر: کینهتوزی نسبت به علی علیه السلام از ریشههای اساسی در مخالفت با مسئله ولایت بود. این دشمنی در افراد ولدالزنا و ولد حیض و بسیاری از منافقین ذاتی بود،[۵۲] و عده بسیاری هم بودند که در جنگهای پیامبر صلی الله علیه و آله پدران و برادران و سایر فامیلشان به دست امیرالمؤمنین علیه السلام به قتل رسیده بودند یا به دست آن حضرت ضربتی خورده یا اسیر شده یا مورد مجازاتی قرار گرفته بودند.
اکنون همه این افراد میبایست در برابر منبر غدیر زانو میزدند و میشنیدند که صاحب اختیارشان پس از پیامبر صلی الله علیه و آله همین علی بن ابی طالب علیه السلام است، و پیداست که تحمل چنین مقامی درباره آن حضرت برای چنین کسانی بسیار سنگین بود.
پیامبر صلی الله علیه و آله این ریشه اساسی را بهطور جدی در نظر داشت و متن حدیث درباره آن چنین میگوید: «فَخَشِىَ رَسُولُ اللَّه صلى الله عليه و آله مِنْ قَوْمِهِ انْ يَتَفَرَّقُوا لِما عَرَفَ مِنْ عَداوَتِهِمْ وَ لِما تَنْطَوى عَلَيْهِ انْفُسُهُمْ لِعَلِىّ عليه السلام مِنَ الْعَداوَةِ وَ الْبَغْضاءِ»:[۵۳] «پیامبر صلی الله علیه و آله از قوم خود ترسید که متفرق شوند، به خاطر عداوتی که از آنان سراغ داشت، و به خاطر دشمنی و کینه ای که نسبت به علی علیه السلام داشتند».
شقاوت
پیامبر صلی الله علیه و آله در دنباله سخن خود در بخش پنجم خطبه غدیر نتیجه گرفت که خداوند بهترینها را برای شما انتخاب کرده است: «پیامبرتان بهترین پیامبر، و وصی شما بهترین وصی و فرزندان او بهترین اوصیاء هستند» و ادامه دادند که ذریه من از نسل علی علیه السلام است. سپس تقوی و ایمان و اخلاص را مظهر ولای علی علیه السلام و شقاوت را از آنِ مبغضین علی علیه السلام دانستند.
میزان اعمال
در فرازی از بخش ششم خطبه غدیر، پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در ادامه سخن خود ترازوی علوی را برای سنجش اعمال در برابر مردم قرار داد و فرمود: «پس هر کس عمل کند طبق آنچه از حب و بغض نسبت به علی در قلب خود مییابد»، و با یادی که از احقاق حق اهل بیت علیهم السلام توسط حضرت مهدی علیه السلام کرد، انواع ضایع کنندگان حق آل محمد علیهم السلام را به شماره آورد که عبارت بودند از: کوتاهی کنندگان، معاندین و کینه توزان، مخالفت کنندگان، خیانت کاران، آنان که رفتار ناروا دارند، ظلم کنندگان، غاصبین.
و جالب بود که عبارت «من جميع العالمين» را پیوست این گروهها قرار داد تا گستره آن همه زمانها و مکانها را فرا گیرد.
ناپاکی مبغضین
صبح روز دوازدهم در سفر حجةالوداع با طلوع فجر نماز صبح خوانده شد. پس از آن مردم همچنان منتظر بودند تا نزدیکی ظهر شد و پیامبر صلی الله علیه و آله رمی جمرات سهگانه را آغاز کرد و به ترتیب با همراهی مردم سه جمره را رمی کردند. زمینهسازی برای غدیر چنان حساب شده و منظم پیش میرفت که ابعاد گسترده آن هر لحظه جهتگیری تازه ای را نشان میداد. اکنون نوبت آن بود که با جلوه ای بیسابقه مردم منظره ای را که احتمال نمیدادند به چشم خود ببینند.
آن روز همه مردم در مِنا کنار پیامبر صلی الله علیه و آله بودند که چشمشان به مردی افتاد که به رکوع و سجود میرفت و تضرع مینمود. کسانی که حاضر بودند گفتند: یا رسول اللَّه! چه نماز زیبایی میخواند! فرمود: این همان شیطان است که پدر شما را از بهشت بیرون کرد. در اینجا علی علیه السلام با بی اعتنایی به سوی او رفت و او را محکم تکان داد به گونه ای که استخوانهایش در هم فرورفت. سپس فرمود: «انشاء اللَّه تو را خواهم کشت».
شیطان پاسخ داد:
تا هنگام وقت معلوم از طرف پروردگار بر قتل من قادر نخواهی بود. چرا قصد قتل مرا کردهای؟ به خدا قسم احدی تو را مبغوض نمیدارد مگر آنکه نطفه من قبل از نطفه پدرش در رحم مادر او قرار میگیرد. من در اموال و اولاد دشمنان تو شریک هستم. آنگاه با اشاره به آیه ۶۴ سوره اسراء گفت: این همان کلام خداوند عز و جل در کتاب محکمش است که میفرماید:
وَ شارِکْهُمْ فِی الاَمْوالِ وَ الاَوْلادِ
: «در اموال و اولاد آنان شریک باش». پیامبر صلی الله علیه و آله در حالی که مردم میشنیدند فرمود: «یا علی، راست میگوید. کسی از قریش تو را مبغوض نمیدارد مگر زنا زاده، و کسی از انصار تو را مبغوض نمیدارد مگر یهودی، و کسی از عرب تو را مبغوض نمیدارد مگر زنا زاده، و کسی از بقیه مردم تو را مبغوض نمیدارد مگر اهل شقاوت».
سپس لحظاتی سر مبارک را پایین انداخت، و بعد سر خود را بلند کرده فرمود: «ای انصار، فرزندان خود را بر محبت علی عرضه کنید. اگر پاسخ مثبت دادند فرزند شما هستند، و اگر نپذیرفتند فرزند شما نیستند».[۵۴]
نفرین پیامبر صلی الله علیه و آله برای مُبغضین
در مرحله چهارم از خطبه غدیر و پس از بیان حدیث «من کنت مولاه»، پیامبر صلی الله علیه و آله اشاره ای به آینده کفر ستیز علی بن ابی طالب علیه السلام با ناکثین و قاسطین و مارقین نمود، و تصریح کرد جنگ او با آن گروهها به امر خداوند است.
در اینجا با قرائت آیه ۵ سوره ق
ما یُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَیَّ
: «سخن نزد من تغییر یافتنی نیست»، اشاره به مقام تغییر نیافتنی علی علیه السلام نمود و بار دیگر جمله ای را که هنگام بلند کردن امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده بود تکرار کرد، اما جالب بود که قبل از ذکر آن یادآور شد که «خدایا به امر تو میگویم» و سپس فرمود:
«اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ»؛ و در پی آن افزود: «خدایا لعنت کن هر کس او را انکار کند و غضب نما بر هر کسی که حق او را انکار نماید».
دعای روز غدیر و ذکر دشمنان
یکی از مضامینی که در دعاهای روز غدیر آمده[۵۵] لعن منکر غدیر است:
«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذى عَرَّفَنا فَضْلَ هذَا اليَوْمِ وَ بَصَّرَنا حُرْمَتَهُ وَ كَرَّمَنا بِهِ وَ شَرَّفَنا بِمَعْرِفَتِهِ وَ هَدانا بِنُورِهِ …. اللَّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُكَ …. أَنْ تَلْعَنَ مَنْ جَحَدَ حَقَّ هذَا الْيَوْمِ وَ أنْكَرَ حُرْمَتَهُ فَصَدَّ عَنْ سَبيلِكَ لِإِطْفاءِ نُورِكَ»: حمد خدایی را که فضیلت این روز را به ما شناسانید و ما را نسبت به حرمت آن بصیرت داد و به وسیله آن به ما کرامت بخشید و با معرفت آن به ما شرف داد و به نور آن ما را هدایت کرد. خدایا، از تو میخواهم لعنت کنی کسانی را که حق این روز را انکار کردند و حرمت آن را نپذیرفتند و برای خاموش کردن نور تو راه تو را بستند.
زیارت غدیریه و ذکر دشمنان[۵۶]
زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر که امام هادی علیه السلام فرمودند،[۵۷] دوره کامل عقاید شیعه درباره ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و فضایل و سوابق و محنتهای آن حضرت است. یکی از مضامینی که در زیارت امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر آمده لعن دشمنان اهل بیت علیهم السلام است:
- «أَشْهَدُ أَنَّكَ مَا اتَّقَيْتَ ضارِعاً وَلا أَمْسَكْتَ عَنْ حَقِّكَ جازِعاً وَلا أَحْجَمْتَ عَنْ مُجاهَدَةِ غاصِبيكَ ناكِلاً وَلا أَظْهَرْتَ الرِّضا بِخِلافِ ما يُرْضِى اللَّه مُداهِناً وَلا وَهَنْتَ لِما أَصابَكَ فى سَبيلِ اللَّه وَلا ضَعُفْتَ وَلاَ اسْتَكَنْتَ عَنْ طَلَبِ حَقِّكَ مُراقِباً».
- «مَعاذَ اللَّه أَنْ تَكُونَ كَذلِكَ، بَلْ إِذْ ظُلِمْتَ احْتَسَبْتَ رَبَّكَ وَفَوَّضْتَ إِلَيْهِ أَمْرَكَ وَذَكَّرْتَهُمْ فَمَا ادَّكَرُوا وَوَعَظْتَهُمْ فَمَا اتَّعَظُوا وَخَوَّفْتَهُمْ فَما تَخَوَّفُوا».
- «لَعَنَ اللَّه مُسْتَحِلِّى الْحُرْمَةِ مِنْكَ وَ ذائِدِى الْحَقِّ عَنْكَ، وَأَشْهَدُ أَنَّهُمُ الْأَخْسَرُونَ الَّذينَ تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَ هُمْ فيها كالِحُونَ».
- «لَعَنَ اللَّه مَنْ ساواكَ بِمَنْ ناواكَ».
- «لَعَنَ اللَّه مَنْ عَدَلَ بِكَ مَنْ فَرَضَ اللَّه عَلَيْهِ وِلايَتَكَ»:
شهادت میدهم که تو از روی ذلت تقیه نکردی، و به خاطر ترس از حق خود امساک نکردی، و به عنوان عقبنشینی از جهاد با غاصبین حقت خودداری نکردی، و به عنوان سازشکاری مطلبی بر خلاف رضای خدا اظهار نکردی، و در مقابل آنچه در راه خدا به تو رسید سستی نکردی و ضعف نشان ندادی و به عنوان انتظار از طلب حق خود ناتوانی نشان ندادی.
معاذ اللَّه که تو چنین باشی! بلکه وقتی مظلوم شدی برای خدا صبر کردی و کار خود را به او سپردی، و ظالمان را متذکر شدی ولی نخواستند بیاد بیاورند، و آنان را موعظه کردی ولی در آنان اثر نکرد، و آنان را از خدا ترسانیدی ولی نترسیدند!
خدا لعنت کند آنانکه حرمت تو را شکستند و حقت را از تو دور کردند. شهادت میدهم که آنان از همه زیانکارترند، آنان که حرارت آتش به صورتهایشان میخورد و در آن با روی گرفته و عبوس هستند. خدا لعنت کند کسی را که تو را با آن که در مقابل تو ایستاد مساوی بداند. خدا لعنت کند کسی را که تو را با آنکه خداوند ولایتت را بر او واجب کرده مساوی بداند.
در فرازی دیگر آمده است:
- «أَشْهَدُ أَنَّكَ أَخُو رَسُولِ اللَّه صلى اللَّه عليه و آله …، وَأَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنِ اللَّهِ ما أَنْزَلَهُ فيكَ، فَصَدَعَ بِأَمْرِهِ وَأَوْجَبَ عَلى أُمَّتِهِ فَرْضَ طاعَتِكَ وَوِلايَتِكَ وَعَقَدَ عَلَيْهِمُ الْبَيْعَةَ لَكَ وَجَعَلَكَ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَما جَعَلَهُ اللَّهُ كَذلِكَ. ثُمَّ أَشْهَدَ اللَّهَ تَعالى عَلَيْهِمْ فَقالَ: أَلَسْتُ قَدْ بَلَّغْتُ؟ فَقالُوا: اللَّهُمَّ بَلى. فَقالَ: اللَّهُمَّ اشْهَدْ وَكَفى بِكَ شَهيداً وَ حاكِماً بَيْنَ الْعِبادِ. فَلَعَنَ اللَّهُ جاحِدَ وِلايَتِكَ بَعْدَ الإِقْرارِ وَناكِثَ عَهْدِكَ بَعْدَ الْميثاقِ»:
شهادت میدهم که تو برادر پیامبر صلی اللَّه علیه و آله هستی …، و آن حضرت از طرف خداوند آنچه درباره تو نازل کرده بود رسانید و دستور خدا را به اجرا درآورد و وجوب اطاعت تو و ولایتت را بر مردم واجب کرد، و برای تو از آنان بیعت گرفت تو را نسبت به مؤمنین صاحب اختیارتر از خودشان قرار داد همانطور که خداوند به آن حضرت را چنین مقامی داده بود.
سپس خدای تعالی را بر آنان شاهد گرفت و فرمود: آیا من به شما رساندم؟ گفتند: آری به خدا قسم. عرض کرد: خدایا شاهد باش و تو به عنوان شاهد و حاکم بین بندگان کفایت میکنی. خداوند منکر ولایت تو را بعد از اقرار و شکننده عهد تو را بعد از پیمان لعنت کند.
و در فرازی دیگر آمده است:
- «اللَّهُمَّ إِنَّا نَعْلَمُ أَنَّ هذا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِكَ، فَالْعَنْ مَنْ عارَضَهُ وَاسْتَكْبَرَ وَكَذَّبَ بِهِ وَ كَفَرَ وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ. لَعْنَةُ اللَّهِ وَلَعْنَةُ مَلائِكَتِهِ وَرُسُلِهِ أَجْمَعينَ عَلى مَنْ سَلَّ سَيْفَهُ عَلَيْكَ وَسَلَلْتَ سَيْفَكَ عَلَيْهِ - يا أَميرَالْمُؤْمِنينَ - مِنَ الْمُشْرِكينَ وَ الْمُنافِقينَ إِلى يَوْمِ الدّينِ، وَعَلى مَنْ رَضِىَ بِما ساءَكَ وَلَمْ يُكْرِهْهُ وَأَغْمَضَ عَيْنَهُ وَ لَمْ يُنْكِرْ أَوْ أَعانَ عَلَيْكَ بِيَدٍ أَوْ لِسانٍ أَوْ قَعَدَ عَنْ نَصْرِكَ أَوْ خَذَلَ عَنِ الْجِهادِ مَعَكَ أَوْ غَمَطَ فَضْلَكَ وَجَحَدَ حَقَّكَ أَوْ عَدَلَ بِكَ مَنْ جَعَلَكَ اللَّهُ أَوْلى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ»:
خدایا، ما میدانیم که این حقی از جانب توست. پس لعنت کن هر کس با آن معارضه کند و در مقابل آن سر تعظیم فرود نیاورد و آن را تکذیب کند و کافر شود. و بزودی آنان که ظلم کردند خواهند دانست که به کجا باز خواهند گشت.
یا امیرالمؤمنین، لعنت خدا و لعنت همه ملائکه و انبیائش بر کسی که تو بر او شمشیر کشیدی و کسی که بر تو شمشیر کشید از مشرکان و منافقان تا روز قیامت، و بر کسی که به آنچه تو را ناراحت میکند راضی باشد و او را ناراحت نکند، و بر کسی که چشم خود را بسته و انکار نمیکند، و بر کسی که علیه تو با دست یا زبان کمک کرده یا از یاری تو خودداری کرده یا از جهاد همراه تو دیگران را منع کرده یا فضیلت تو را کوچک شمرده و حق تو را انکار نموده یا کسی را که خداوند تو را صاحب اختیار بر او قرار داده با تو برابر بداند.
و در فرازی دیگر آمده است:
- «اللَّهُمَّ إِنَّا نَعْلَمُ أَنَّ هذا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِكَ، فَالْعَنْ مَنْ عارَضَهُ وَاسْتَكْبَرَ وَكَذَّبَ بِهِ وَ كَفَرَ وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ. لَعْنَةُ اللَّهِ وَلَعْنَةُ مَلائِكَتِهِ وَرُسُلِهِ أَجْمَعينَ عَلى مَنْ سَلَّ سَيْفَهُ عَلَيْكَ وَسَلَلْتَ سَيْفَكَ عَلَيْهِ - يا أَميرَالْمُؤْمِنينَ - مِنَ الْمُشْرِكينَ وَ الْمُنافِقينَ إِلى يَوْمِ الدّينِ، وَعَلى مَنْ رَضِىَ بِما ساءَكَ وَلَمْ يُكْرِهْهُ وَأَغْمَضَ عَيْنَهُ وَ لَمْ يُنْكِرْ أَوْ أَعانَ عَلَيْكَ بِيَدٍ أَوْ لِسانٍ أَوْ قَعَدَ عَنْ نَصْرِكَ أَوْ خَذَلَ عَنِ الْجِهادِ مَعَكَ أَوْ غَمَطَ فَضْلَكَ وَجَحَدَ حَقَّكَ أَوْ عَدَلَ بِكَ مَنْ جَعَلَكَ اللَّهُ أَوْلى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ»:
خدایا، ما میدانیم که این حقی از جانب توست. پس لعنت کن هر کس با آن معارضه کند و در مقابل آن سر تعظیم فرود نیاورد و آن را تکذیب کند و کافر شود. و بزودی آنان که ظلم کردند خواهند دانست که به کجا باز خواهند گشت.
یا امیرالمؤمنین، لعنت خدا و لعنت همه ملائکه و انبیائش بر کسی که تو بر او شمشیر کشیدی و کسی که بر تو شمشیر کشید از مشرکان و منافقان تا روز قیامت، و بر کسی که به آنچه تو را ناراحت میکند راضی باشد و او را ناراحت نکند، و بر کسی که چشم خود را بسته و انکار نمیکند، و بر کسی که علیه تو با دست یا زبان کمک کرده یا از یاری تو خودداری کرده یا از جهاد همراه تو دیگران را منع کرده یا فضیلت تو را کوچک شمرده و حق تو را انکار نموده یا کسی را که خداوند تو را صاحب اختیار بر او قرار داده با تو برابر بداند.
و در فرازی دیگر آمده است:
- «وَ الْأَمْرُ الْأَعْجَبُ وَالْخَطْبُ الْأَفْزَعُ بَعْدَ جَحْدِكَ حَقِّكَ غَصْبُ الصِّدّيقَةِ الطَّاهِرَةِ الزَّهْراءِ سَيِّدَةِ النِّساءِ فَدَكاً وَرَدُّ شَهادَتِكَ وَشَهادَةُ السَّيِّدَيْنِ سُلالَتِكَ وَعِتْرَةِ الْمُصْطَفى صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكُمْ، وَ قَدْ أَعْلَى اللَّهُ تَعالى عَلَى الْأُمَّةِ دَرَجَتَكُمْ وَ رَفَعَ مَنْزِلَتَكُمْ وَ أَبانَ فَضْلَكُمْ وَ شَرَّفَكُمْ عَلَى الْعالَمينَ»:
مسئله عجیبتر و کار سوزناکتر بعد از انکار حق تو، غصب فدک از صدیقه طاهره سیدة النساء حضرت زهرا علیها السلام و رد شهادت تو و دو آقا از نسل و عترت تو امام حسن و امام حسین علیهما السلام است که صلوات خدا بر شما باد، و این در حالی بود که خداوند تعالی درجه شما را بر امت بالا برده و منزلت شما را بلند قرار داده و فضل شما را روشن کرده و شما را بر عالمیان شرافت داده است.
و در فرازی دیگر آمده است:
- «اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَنْبِيائِكَ وَأَوْصِياءِ أَنْبِيائِكَ بِجَميعِ لَعَناتِكَ وَأَصْلِهِمْ حَرَّ نارِكَ وَ الْعَنْ مَنْ غَصَبَ وَلِيَّكَ حَقَّهُ وَ أَنْكَرَ عَهْدَهُ وَ جَحَدَهُ بَعْدَ الْيَقينِ وَالْإِقْرارِ بِالْوِلايَةِ لَهُ يَوْمَ أَكْمَلْتَ لَهُ الدّينَ. اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَميرِالْمُؤْمِنينَ وَمَنْ ظَلَمَهُ وَأَشْياعَهُمْ وَأَنْصارَهُمْ. اللَّهُمَّ الْعَنْ ظالِمِى الْحُسَيْنِ وَ قاتِليهِ وَ الْمُتابِعينَ عَدُوَّهُ وَ ناصِريهِ وَ الرَّاضينَ بِقَتْلِهِ وَخاذِليهِ لَعْناً وَبيلاً»:
خدایا، قاتلان انبیاء و جانشینان انبیائت را با همه لعنتهایت لعنت کن، و گرمی آتش را به آنان بچشان. و لعنت کن کسانی را که حق ولیّت را غصب کردند و پیمان او را انکار نمودند و بعد از یقین و اقرار به ولایت او در روزی که دین را برایش کامل کردی، آن را انکار کردند. خدایا قاتلان امیرالمؤمنین علیه السلام و کسانی که به او ظلم کردند و پیروان و یارانشان را لعنت فرما.
خدایا، ظالمان حسین علیه السلام و قاتلان او و تابعان دشمنِ او و یاری کننده دشمنش را و راضیان به قتل او و خوارکنندگان او را لعنتی فرما که عاقبتی بد دنبال آن باشد.
و در فرازی دیگر آمده است:
- «اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ آلَ مُحَمَّدٍ وَمانِعيهِمْ حُقُوقَهُمْ. اللَّهُمَّ خُصَّ أَوَّلَ ظالِمٍ وَ غاصِبٍ لِآلِ مُحَمَّدٍ بِاللَّعْنِ وَ كُلَّ مُسْتَنٍّ بِما سَنَّ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ».
خدایا اولین ظالمی که به آل محمد ظلم کرد و مانعان حقوق ایشان را لعنت فرما. خدایا اولین ظالم و غاصب حق آل محمّد و هر کس که بدعتهای او را تا روز قیامت عمل میکند لعنت مخصوص فرما.
جا دارد در آخر اشاره ای گذرا به ذکر دشمنان در ادعیه و زیارات داشته باشیم:
درباره مشارکت در ظلم سقیفه روایاتی وارد شده که محدودههای آن را نشان میدهد، و باید هر مسلمانی مواظب باشد که مبادا حرکتی از او سر زند که معنایش امضا بر صحیفه ملعونه باشد. در دعاها و زیارات ائمه علیهم السلام نیز با دقت تمام این مسئله مورد توجه قرار گرفته، که نمونههایی از آن را ذکر میکنیم:[۵۸]
الف) بنیانگذاران ظلم سقیفه
درباره افراد اصلیِ ظلم که مورد تبعیت و پیروی مردم واقع شدند - با اشاره به ظلم و غصب آنان و بنیانگذار بودنشان - به عباراتی از این قبیل برمیخوریم:
- «اللهمَّ الْعَنْ اوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ….
- «اللهمَّ خُصَّ انْتَ اوَّلَ ظالِمٍ وَ غاصِبٍ لِآلِ مُحَمَّدٍ بِاللَّعْنِ ….
- «لَعَنَ اللَّه امَّةً اسَّسَتْ اساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اهْلَ الْبَيْتِ ….
- «اتَقَرَّبُ الَى اللَّه … بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اسَّسَ اساسَ ذلِكَ وَ بَنى عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ ….
ب) انواع پیروان ظلم سقیفه
درباره فروع ظلم وانواع پیروان و یاران دور و نزدیک ظالمین، با توجه به جهت مساعدت آنان به ظلم، و شدت و ضعف عملکردشان، به عبارتهای متفاوتی برمیخوریم، که در شش عنوان قابل جمع است:
یک. اصل یاری و پیروی
در مواردی با در نظر گرفتن یاری و پیروی یاران صحیفه، استفاده از کلماتی از این قبیل به چشم میخورد: «اعْوانهم»، «انْصارهم،«اشْياعهم، «اتْباعهم، «مُساعديهم، «اوْلِيائهم، «تابِعيهم.
دو. جهات کلی پیروی
در مواردی جهتگیریهای کلی از صحیفه ملعونه، مانند اظهار محبت به آنان و تسلیم در برابر امرشان و تمایل به آنان و پذیرش دین و مذهبشان به میان آمده است؛ و کلماتی حاکی از این مفاهیم به کار گرفته شده است: «مُحِبّيهم»: دوستانشان، «مَواليهم»: ولایتمدارانشان، «الْمُسَلِّمين لاَمْرِهم»: تسلیم شوندگان در برابر اوامرشان، «الْمائِلين الَيْهم»: متمایلین به سوی آنان، «الْمُبايِعين لَهُم»: بیعت کنندگان با آنان، «مَنْ والاهم»: کسانی که ولایت آنان را پذیرفتهاند، «مَنْ مالَ الَيْهم»: کسانی که به آنان توجه دارند، «مَنْ حَذا حَذْوَهم»: کسانی که پا جای پای آنان میگذارند، «مَنْ سَلَكَ طَريقهم»: کسانی که راه آنان را میپیمایند، «مَنِ اتَّبَعَ امْرَهم»: کسانی که اوامر آنان را پیروی میکنند، «اهْل مَذْهَبِهم»: اهل مذهب آنان.
سه. صف آراییِ اتباع
در مواردی صف آراییِ اتباع صحیفه در برابر اهل بیت علیهم السلام و مخالفت آنان با ایشان و خوار کردن و ظلم به آنان و غصب حقوقشان و انکار ولایتشان، و حتی قتل آنان و جنگیدن با ایشان و مباح شمردن خون و حرمتشان، و نیز دور کردن ایشان از مقامشان و زمینهسازی برای دشمنانشان مطرح شده است. در این موارد با ارجاع ضمیر به اهل بیت علیهم السلام عباراتی از این قبیل به کار رفته است:«مُخالِفيهِمْ»: مخالفین آنان، «خاذِليهِمْ»: خوار کنندگانشان، «ظالِميهِمْ»: ظلم کنندگان به ایشان، «قاتِليهِمْ»: قاتلینشان، «المُتابِعينَ عَدُوَّهَمْ»: پیروان دشمنانشان، «ناصِرى عَدُوِّهِمْ»: یاری کنندگان دشمنانشان،«غاصِبيهِمْ»:غصب کنندگان مقام آنان،«جاحِدى وِلايَتِهِمْ»: منکرین ولایت آنان، «المُظاهِرينَ عَلَيْهِمْ»: همدست شوندگان بر ضد آنان، «مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْباً»: کسانی که رایت جنگ در برابر ایشان برافراشتند، «الْحادينَ عَنْهُمْ»: اعراض کنندگان از اهل بیت علیهم السلام، «مُنازِليهِمْ»: درگیر شوندگان با آنان، «دافِعيهِمْ عَنْ مَقامِهِمْ»: کسانی که آنان را از مقامشان دور کردند، «مُزيليهِمْ عَنْ مَراتِبِهِمْ»: کسانی که آنان را از رتبه بلندشان کنار زدند،«الْمُمَهِّدينَ لِاعْدائِهِمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِهِمْ»: کسانی که با آمادهسازی شرایطِ جنگ با ایشان زمینه را برای دشمنانشان مهیا کردند، «الْقاعِدينَ مَقْعَدَهُمْ»: کسانی که در جایگاه آنان نشستند، «مَنِ اسْتَحَلَّتْ دِمائَهُمْ»: کسانی که خون آنان را حلال شمردند،«مَنِ اسْتَباحَ حَريمَهُمْ»: کسانی که حریم آنان را مورد هجوم و تاراج قرار دادند.
چهار. اصول اعتقادی منحرف
در موارد دیگری سخن از پایههای اعتقادی اصحاب صحیفه به میان آمده، که مطالبی از قبیل پذیرفتن دین صحیفه و دعوت به آن و پذیرش منصبهای دنیوی که در سایه صحیفه به دست میآید، و ایجاد شک و شبهه درباره کفر اصحاب صحیفه از جمله آنهاست.
در این باره کلمات زیر جلب توجه میکند، که ضمیر در آنها به دشمنان اهل بیت علیهم السلام بازمیگردد: «مَنْ دانَ بِقَوْلِهِمْ»: کسانی که به سخن آنان اعتقاد داشته باشند، «مَنْ دَعا الى وِلايَتِهِمْ»: کسانی که مردم را به ولایت آنان دعوت کنند، «مَنْ تَصَدَّرَ بِبِدْعَتِهِمْ»: کسانی که طبق بدعتهای آنان به ریاست دست یابند، «مَن شَكَّ فى كُفْرِهِمْ»: کسانی که در کفر آنان شک کنند.
پنج. رضایت قلبی به ضلالت
در مواردی حتی رضایت به گفتار و کردار اصحاب صحیفه الحاق به آنان حساب شده است، و عبارات دقیقی در بیان انواع رضایت قلبی نسبت به اعمال آنان ذکر شده، که از نمونههای آن عمل به روشهای اصحاب صحیفه و اظهار رضایت به گفتار و کردار آنان و رضایت به قتل اهل بیت علیهم السلام و تصدیق حکمهای صادره از سوی پیروان صحیفه است؛ و در قالب عبارات زیر ذکر شده که ضمایر به اهل بیت علیهم السلام بازمیگردد:
«كُلُّ مُسْتَنٍّ بِما سَنَّ اعْدائَهُمْ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ»: همه کسانی که تا روز قیامت به سنتهایی که دشمنان اهل بیت علیهم السلام پایهگذاری کردهاند عمل نمایند، «مَنْ سَمِعَ بِظُلْمِ اعْدائِهِمْ فَرَضِىَ بِهِ»: هرکس که ظلم دشمنان ایشان را بشنود و به آن راضی شود،«مَنْ رَضِىَ بِقَوْلِ اعْدائِهِمْ وَ فِعْلِهِمْ»: هرکس که به گفتار و رفتار دشمنانشان راضی باشد، «مَنْ بَلَغَهُ افْعالُ اعْدائِهِمْ فَرَضِىَ بِهِ»: هرکس که خبر کارهای دشمنان اهل بیت علیهم السلام به او برسد و بدانها رضایت دهد، «الرّاضينَ بِقَتْلِ الاعْداءِ ايّاهُمْ»: کسانی که از قتل ایشان به دست دشمنانشان راضی باشند، «الْمُصَدِّقينَ بِاحْكامِ اعْدائِهِمْ»: کسانی که حکمهای دشمنان اهل بیت علیهم السلام را تصدیق نمایند و آنها را درست بدانند.
شش. عمومیت پیروان در زمان و مکان
در بیان عمومیت پیروان صحیفه ملعونه نسبت به زمانها و مکانها و حتی موجودات از جن و انس، عبارات مهمی دیده میشود که همه طرفداران و یاوران صحیفه و سقیفه تا روز قیامت از اولین و آخرین، بلکه از همه خلایق را در بر میگیرد:
«اللهمَّ الْعَنْ اوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ» ،«مِنَ الْجِنِّ وَ الانْسِ مِنَ الاوَّلينَ وَ الاخِرينَ» ،«مِنَ الْخَلائِقِ اجْمَعينَ الى يَوْمِ الدّينِ»، که معنای مجموع این سه عبارت چنین میشود: خدایا، اولین ظالم حق آل محمد تا آخرین تابعین او بر این ظلم را از جن و انس، از همه خلایق اولین و آخرین تا روز قیامت را لعنت کن.
شقاوت دشمنان اهل بیت علیهم السلام[۵۹]
پیامبرصلی الله علیه وآله در فرازی از بخش چهارم خطبه غدیر، تقوی و ایمان و اخلاص را مظهر ولای علی علیه السلام و شقاوت را از آنِ مبغضین علی علیه السلام دانست. در فراز بعد با قرائت سوره عصر قسم یاد کرد که مصداقوَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ
در آخر این سوره علی بن ابی طالب علیه السلام است.
«اَلا وَ اِنَّهُ لا يُبْغِضُ عَلِيّاً اِلاّ شَقِىٌّ، وَ لا يُوالى عَلِيّاً اِلاّ تَقِىٌّ، وَ لا يُؤمِنُ بِهِ اِلاّ مُؤمِنٌ مُخْلِصٌ. وَ فى عَلِىٍّ وَ اللَّهِ نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْرِ»:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، وَ الْعَصْرِ، اِنَّ الاِنْسانَ لَفی خُسْرٍ
«اِلاّ عَلِىٌّ الَّذى آمَنَ وَ رَضِىَ بِالْحَقِّ وَ الصَّبْرِ»:
بدانید که با علی دشمنی نمیکند مگر شقی و با علی دوستی نمیکند مگر با تقوی، و به او ایمان نمیآورد مگر مؤمن مخلص. به خدا قسم درباره علی نازل شده است سوره «و العصر»:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، وَ الْعَصْرِ، اِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ
، «قسم به عصر، انسان در زیان است «مگر علی که ایمان آورد و به حق و صبر راضی شد.
صفات ناپسند در دشمنان اهل بیت علیهم السلام[۶۰]
پیامبرصلی الله علیه وآله در فرازی از بخش ششم خطبه غدیر، بار دیگر به نور خداوندی اشاره کرد که در پیامبر و امیرالمؤمنین و امامان تا امام زمان علیهم السلام قرار داده شده است. همچنین در مورد ضایع کنندگان حق آل محمدعلیهم السلام سخن گفت که عبارت بودند از: کوتاهی کنندگان، معاندین و کینه توزان، مخالفت کنندگان، خیانت کاران، آنان که رفتار ناروا دارند، ظلم کنندگان، غاصبین، و جالب بود که عبارت«من جميع العالمين»را پیوست این گروهها قرار داد تا گستره آن همه زمانها و مکانها را فرا گیرد.
«مَعاشِرَ النّاسِ، النُّورُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْلُوكٌ فِىَّ، ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ اِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ الَّذى يَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنا، لاَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَى الْمُقَصِّرينَ وَ الْمُعانِدينَ وَ الْمُخالِفينَ وَ الْخائِنينَ وَ الْآثِمينَ وَ الظّالِمينَ وَ الْغاصِبينَ مِنْ جَميعِ الْعالَمينَ»:
ای مردم، نور از جانب خداوند عز و جل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابی طالب و بعد در نسل او تا مهدی قائم، که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد میگیرد، چرا که خداوند عز و جل ما را بر کوتاهی کنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهکاران و ظالمان و غاصبان از همه عالمیان (و همه مخلوقات) حجت قرار داده است.
همچنین پیامبرصلی الله علیه وآله در فرازی از بخش هفتم خطبه غدیر آیه ۱۱۲ سوره انعام:
وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لَکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوّاً شَیاطینَ الاِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحی بَعْضُهُمْ اِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً
را در کلام خود آورد و فرمود: «دشمنان امامان، سفیهان گمراهی هستند که برادران شیاطین اند، و سخنان باطل ظاهر فریب را از روی غرور به یکدیگر میرسانند» .«اَلا اِنَّ اَعْداءَهُمْ هُمُ السُّفَهاءُ الْغاوُونَ اِخْوانُ الشَّياطينِ، يُوحى بَعْضُهُمْ اِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً»:
بدانید که دشمنان ایشان سفهاء گمراه و برادران شیاطین اند که اباطیل را از روی غرور به یکدیگر میرسانند.
ظلمتِ دشمنان اهل بیت علیهم السلام[۶۱]
بخش ششم سخنان پیامبرصلی الله علیه وآله در خطبه غدیر منافقین را نشانه میرفت، و اشارههای رمزی به توطئه و نقشههای آنان بود که میبایست از فراز منبر غدیر هشدار آن داده میشد و مردم را نگران روزهای آینده اسلام مینمود. اما صاحب فصیحترین بیان در همه عالم، چنان مقدمه سازی بر این بخش سخن نمود که ذلت و سقوط دشمنان را به همه نشان دهد. آن پیشینه، بیان مقام نورانیت خود و اهل بیتش بود که فراتر از مقام نبوت و امامت است.
با این مقدمه آمادگی لازم برای ذکر منکرین ولایت ایجاد شده بود که آنان را دشمنان نور معرفی کند تا به عنوان ظلمتی که با نورانیت در ستیزند شناخته شوند.
در مرحله اول پیامبرصلی الله علیه وآله آیه ۴۷ سوره نساء را به دنبال آیه نورانیت و به صورت آمیخته با آن قرائت کرد، به گونه ای که نتیجهگیری از این چینشِ آیات، عذاب و لعنت صریح برای دشمنان ولایت بود، آنجا که فرمود:
مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلی اَدْبارِها اَوْ نَلْعَنَهُمْ کَما لَعَنّا اَصْحابَ السَّبْتِ
: «ایمان آورید قبل از آنکه صورتهایی را هلاک نماییم و آنها را به پشت برگردانیم، یا آنان را مورد لعنت قرار دهیم همان گونه که اصحاب سبت را لعنت کردیم». این تشبیه دقیقاً اشاره به مسلمانانی بود که نام مسلمانی را حفظ میکنند اما با هزاران حیله فرامین الهی را زیر پا میگذارند.
این بود که آن حضرت در دنباله کلام کار را به صراحت کشانده فرمود: «به خدا قسم قصد نشده از این آیه مگر گروهی از اصحاب من که آنان را با نام و نسبشان میشناسم، ولی مأمور شدهام که از آنان اعراض کنم و آنان را معرفی نکنم».
با این سخن منافقین بر خود لرزیدند و احساس کردند در ادامه سخن از توطئههای آنان پرده برداشته خواهد شد و همه از نقشههای سرّی آنان آگاه میگردند. از نظر فن خطابه همین کافی بود که آنان را در سکوتی بهت انگیز فرو بَرَد و از هر حرکت ناهنجاری بازدارد.
عدم سازش با دشمن غدیر[۶۲]
عظمت غدیر اقتضا میکند به بلندای آن برنامهریزی داشته باشیم، و گمان نکنیم پیامی با آن عظمت را در گونههای کم ابهت تبلیغ میتوان جلوه گر ساخت. احترام به مقام با عظمت غدیر به ما فرمان میدهد که آن را در جذابترین و ارزشمندترین گونههای رسانه ای جلوه گر سازیم، و هر گونه تبلیغی در رابطه با غدیر را لایق شأن آن و به عظمت ساحت مقدس اولین مبلِّغ آن یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به انجام رسانیم.
اگر در سخنرانی غدیر تأکید خاصی بر یکی بودن صراط مستقیم و نشان دادن دقیق آن بوده، این به ما میگوید که به مخاطبین غدیر قبل از همه بیاموزیم که راه راست یکی بیشتر نیست و باید در جستجوی آن بود و آن را پیدا کرد. باید غدیریان را آگاه کنیم که نمیتوان ولایت علی علیه السلام را در کنار ولایت اهل سقیفه پذیرفت، و با دشمنان غدیر نمیتوان دست محبت داد.
باید به اهل غدیر فهماند که بر سر بهشت و جهنم نمیتوان مصالحه کرد و در جایی که قاضی خدا و رسول است نمیتوان با مسامحه عمل کرد و بین غدیر و سقیفه جمع کرد! اگر جنت و نار یکی شدند غدیر و سقیفه هم ادغام میشود و دو گانگی از بین میرود.
همچنین اگر در غدیر جبرئیل ظاهر شد و اعلام کرد که غدیر را جز منافق یا کافر برهم نمیزند، ما هم امروز باید پیام جبرئیل را هم عرض تبلیغ غدیر ابلاغ نماییم، چرا که سخن پیک وحی دلنشینیِ دیگری در قلوب خواهد داشت.
غدیر در زمان دشمنان[۶۳]
از روز رحلت پیامبرصلی الله علیه وآله تا پایان قرن اول هجری ثبت و تدوین احادیث و تاریخ اسلام از طرف غاصبین خلافت ممنوع اعلام شده و مجازاتهای سختی برای اقدام کنندگان به چنین مهمی در نظر گرفته شده بود. علت اصلی این نقشه جلوگیری از ثبت مطالبی چون واقعه غدیر بود که با اساس حکومت غاصبین منافات داشت.
اکنون باید دید غدیر چگونه از این گذرگاه تاریک گذشته و خود را به نسلهای آینده مسلمین رسانده است. آنانکه که با گذشت هفتاد روز غدیر را به فراموشی سپردند و صاحب غدیر یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را خانه نشین کردند چگونه باور میکنند که امروز نام غدیر در سراسر جهان شناخته شده و اینک جشن چهاردهمین قرن خود را پشت سر گذاشته باشد؟
با چنان دشمنان پر قدرتی که غدیر دارد و با چنان جاهلان فراموشکاری که نخواستند آن را به یاد بیاورند و از گواهی دادن به یک کلمه درباره آن ابا کردند، ولی اینک میلیاردها کلمه در وصفش به رشته تحریر درآمده و نور آن در جهان معرّف بزرگ مذهب اهل بیت علیهم السلام است.
با آنکه هر یک از صد و بیست هزار مخاطب پیامبرصلی الله علیه وآله که در غدیر خم حضور داشتند باید در راه ثبت و ضبط آن واقعه بزرگ اقدامی میکردند و نکردند، و با آنکه پیامبرصلی الله علیه وآله سفارش اکید کرده بود که پیام غدیر را به نسلهای آینده برسانید و اختناق حکومتها مانع از آن شد، ولی باز فرهنگ غنی اسلام پر از نام غدیر است و در کتب تاریخ و حدیث اسلامی در هر کجا و هر زمان که تألیف شده باشد نور غدیر قابل کتمان نبوده است.
همه اینها نظر عنایت الهی است و او حافظ غدیر است که خود آن را نازل کرده است. اگر دین با غدیر تکمیل شده و نعمت پروردگار با ولایت به درجه کمال خود رسیده، نگهدارنده اش نیکو نگاه خواهد داشت، و دشمن عاجزتر از آن است که در مقابل ذات الهی آهنگ مخالف برافرازد.
فاطمیانِ غدیری در قیامت و دشمنانشان[۶۴]
در اینجا نمایه ای کوتاه از فاطمیانِ غدیری و دشمنانشان در قیامت ارائه میکنیم:
عظمت فاطمه علیها السلام در قیامت
خداوند در قیامت جلوه ای از عظمت زهراعلیها السلام را نشان میدهد، تا فاطمیان عزت خود و دشمنان فاطمه علیها السلام ذلتشان را احساس کنند. این جلوه عظمت در جهات زیر بیان شده است:
- کنار عرش.
- حاکم بین خلق از طرف خدا.
- آنگونه که دوست داری حکم کن.
- حکم او مقبول خدا.
فاطمیان لذت انتقام از دشمن او را احساس میکنند؛ از وقتی فاطمه علیها السلام با این جلوه عظمت از کنار عرش در عرصه قیامت حاضر میشود، تا آنگاه که ظالمین به او برای محاکمه میایستند، و حضرت زهراعلیها السلام با یک دستور آنان را روانه جهنم مینماید.
اینجاست که ظالمین در حق غدیر و فاطمه علیها السلام متوجه مقام با عظمت زهرایی میشوند و میپرسند: خدایا تو حکم میکنی یا زهرا؟! و پاسخ روشن است که: زهراعلیها السلام از طرف خدا !! چرا که او در راه خدا و در مقابل دشمنان خداست. ای کاشهای بیجای دشمنان غدیر!
لذت فاطمیان در آن است که در مقابل حسرت دشمنان غدیر لذت باغدیر بودن رااحساس خواهند کرد. این لذت درروزی است که دوستان زهراعلیها السلام آنان را ببینندکه میگویند: ای حسرت بر آنچه در جوار خدا کوتاهی کردم!
غدیریان روزی را خواهند دید که دشمنان غدیر برای جبران بی شرمیهای خود نسبت به سیدةالنساءعلیها السلام آرزوی بازگشت به دنیا نمایند. کار به جایی رسد که از شدت پشیمانی بر خود بپیچند و بر دستانشان دندان بخراشند! آنان خوب میدانند که هجوم به خانه زهراعلیها السلام به معنای قطع ارتباط با پیامبرصلی الله علیه وآله است. این است که اقرار میکنند: ای کاش راه ارتباطی با پیامبرصلی الله علیه وآله داشتیم!
پیروان سقیفه خوب میفهمند که دوستی علی علیه السلام با محبت عمر جمع نمیشود. این است که در قیامت از دوستی با سقیفه بر سر خود می کویند! حتی به ابوبکر و عمر میگوید: «ای کاش بین من و تو فاصله مشرق تا مغرب بود»، و رو در روی همانان که در دنیا به محبتشان افتخار میکردند میگویند: «بد دوستی برایم بودی»!
جا دارد از آنان بپرسیم: چرا در روزهایی که فاطمه علیها السلام به همراه همسر و دو فرزندش بر در خانههایتان میآمد و کمک میخواست، با قساوت تمام به او پاسخ رد میدادید؟ چرا وقتی بین در و دیوار فریادش بلند شد او را کمک نکردید؟ چرا با شنیدن نفرین فاطمه علیها السلام و دیدن طناب بر گردن علی علیه السلام پشیمان نشدید؟!
شریک جرم سقیفه
همه پیروان سقیفه و غاصبین حق غدیر از روز غصب تا قیامت دو جواب در مقابل «ای کاشهای خود» دریافت خواهند کرد:
- اول اینکه توبه و پشیمانی کنار جهنم فایده ندارد. باید در دنیا در پشیمان میشدید و توبه میکردید و به غدیریان میپیوستید.
- دوم اینکه شما شریک همه جرمهای سقیفه هستید و در نتیجه در عذاب آنان هم شریک خواهید بود و نمیتوانید رفیق نیمه راه باشید!!
تشریح ظلم به غدیر
روز قیامت در حالی که به امر فاطمه علیها السلام دشمنان غدیر را راهی جهنم میکنند، به خاطر ظلمی که روا داشتهاند لعنت نثارشان میگردد. سپس ظلم آنان تفسیر میشود که در مقابله با راه غدیر - که راه خداست - دو اقدام اساسی انجام دادند:
- بر سر راه مستقیم غدیر که همه شرایط برای اجرای منویات آن آماده بوده مانع ایجاد کردند، و این راه نورانی بشریت را متوقف نمودند.
- راه مردم را از غدیر به سمت سقیفه منحرف کردند، و آنان را نه تنها از راه حق غدیر بازداشتند که به راه باطل غاصبین نیز کشاندند.
این یعنی دو خسارت به مردم و راه خدا زدند: یکی سدّ راه شدن و دیگری به انحراف کشاندن. این دو جرم در روز قیامت به آنان ابلاغ میشود، و پیرو آن علت اصلی غصب حق غدیر و ارزش قائل نشدن به آن که اعتقاد نداشتن به آخرت است به آنان یادآوری میگردد.
اولین شهید غدیر
راه بلند غدیر شهیدان بسیاری از ظلم سقیفه داشته ایت. هر چند در واقع و باطن امر اولین راه غدیر شخص پیامبرصلی الله علیه وآله است، ولی در ظاهر و اولین این قافله جنینی است که حتی قدم در این جهان نگذاشت! نام حضرت محسن علیه السلام در صدر شهدای غدیر کودکی را به یاد میآورد که مصیبتها و درد و رنجها را با مادر تحمل کرد. فرزندی که هم ضربه لگد را بر پهلوی مادر احساس کرد، و هم فشار در و دیوار را کشید، و هم حرارت آتش را لمس کرد، و هم صدای شکستن استخوان سینه مادر را شنید.
پیداست که هم فاطمه علیها السلام مهم است و هم غدیر، که اولین شهید راه مادر و غدیر اولین محاکمه روز قیامت را به خود اختصاص میدهد.
گمراه شدگان دنبال گمراه کنندگان میگردند
جالب است که همه میدانند باعث گمراهی بشریت از خط غدیر چه کسانی هستند. خلقی به گستردگی طرفدارانش در همه ادوار تاریخ، درگیر و دار قیامت در جستجوی آنان خواهند بود، تا شاید این خسارت بزرگ را جبران کنند.
گویا فراموش کردهاند که در دنیا همچون گمشده ای که پیدا کرده باشند گرد آنان طواف میکردند و به غدیر علی و فاطمه علیها السلام نیشخند میزدند. آن روز باید با رهبران خود وارد جهنم شوند و شرکت خود رابا آنان در همه جرمها کامل نمایند.
التماس به صاحب غدیر
غدیریان در قیامت شاهد مناظر لذت بخشی درباره غاصبین در مقابل صاحب غدیر خواهند بود، و از حقانیت غدیر و پیروی از آن لذت خواهند برد:
- لذت اول: غاصبین حق غدیر از صاحب غدیر درخواست بخشش میکنند.
- لذت دوم: غاصبین حق غدیر از صاحب غدیر بر سر کوثر غدیر التماس آب میکنند! غدیری که در دنیا زلال برکه آن را نادیده گرفتند، در روز قیامت محتاج قطره ای از آن هستند.
- لذت سوم: غاصبین حق غدیر از صاحب غدیر التماس خلاصی و رهایی از عذاب مینمایند!
- لذت چهارم: با همه التماسها چیزی به آنان داده نمیشود و تشنه میمانند.
- لذت پنجم: با دیدن صاحب غدیر از ناراحتی چهره درهم میکشند.
- لذت ششم: مورد ملامت قرار میگیرند که این عذابها نتیجه ادعاهای پوچی است که غاصبانه از حق غدیر به خود نسبت میدادید.
لعنت خداوند بر دشمنان اهل بیت علیهم السلام[۶۵]
پیامبرصلی الله علیه وآله در اولین فراز از بخش ششم خطبه غدیر، مقام نورانیت خود و اهل بیتش - که فراتر از مقام نبوت و امامت است - را بیان فرمود. خلقت نورانی چهارده معصوم علیهم السلام قبل از خلقت همه عالم باید از فراز منبر غدیر در خاطرهها میماند تا بدانند چرا خداوند امامت هیچکس را به جای آنان نمیپذیرد.
«مَعاشِرَ النّاسِ»،
آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذی اُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلی اَدْبارِها اَوْ نَلْعَنَهُمْ کَما لَعَنّا اَصْحابَ السَّبْتِ
.«بِاللَّهِ ما عَنى بِهذِهِ الْآيَةِ اِلاّ قَوْماً مِنْ اَصْحابى اَعْرِفُهُمْ بِاَسْمائِهِمْ وَ اَنْسابِهِمْ، وَ قَدْ اُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ. فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِئٍ عَلى ما يَجِدُ لِعَلِىٍّ فى قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَ الْبُغْضِ»:
ای مردم، «ایمان آورید به خدا و رسولش و به نوری که همراه او نازل شده است، قبل از آنکه هلاک کنیم وجوهی را و آن صورتها را به پشت برگردانیم یا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت کنیم». به خدا قسم، از این آیه قصد نشده است مگر قومی از اصحابم که آنان را به اسم و نسبشان میشناسم، ولی مأمورم بر آنان پرده پوشی کنم. پس هر کس عمل کند مطابق آنچه در قلبش از حب یا بغض نسبت به علی مییابد.
همچنین پیامبرصلی الله علیه وآله در فرازهای پایانی بخش هفتم خطبه غدیر و پس از توصیفات دوستان و دشمنان اهل بیت علیهم السلام، سخن را در یک جمله جامع جمعبندی کرده فرمود: «ای مردم، دشمن ما کسی است که خداوند او را مورد مذمت و لعن قرار داده است» .«مَعاشِرَ النّاسِ، عَدُوُّنا مَنْ ذَمَّهُ اللَّهُ وَ لَعَنَهُ»: ای مردم، دشمن ما کسی است که خداوند او را مذمت و لعنت نموده است.
محور خطبه غدیر[۶۶]
در کنار مقصد اساسی پیامبرصلی الله علیه وآله در خطبه غدیر - که اعلام ولایت و امامتِ دوازده امام بود - یکی از محورهای مهم خطبه مطالبی درباره دشمنان ایشان و رؤسای ضلالت و انحراف است.
معرفی قرآنیِ دشمنان غدیر[۶۷]
در اینجا با دقت در هر یک از آیات مربوط به غدیر، عنوان زیبایی از آن برای غدیر انتزاع کرده و به نکته پردازی آن مبادرت نمودهایم. این روش بر گرفته از کلام پیامبر و امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام است، که غدیر را این گونه معرفی فرمودهاند، و استناد غدیر به قرآن را در موارد غیر صریح با ارجاع به آیات نشان دادهاند.
این مبحث در دو قسمت تقدیم میشود:
- معرفی غدیر در آینه قرآن
- معرفی دشمنان غدیر در آینه قرآن
در اینجا فقط قسمت دوم یعنی «معرفی دشمنان غدیر در آینه قرآن» بیان میشود: دشمنان غدیر بهطور جدی در آیات قرآن مطرح شدهاند، و پیامبرصلی الله علیه وآله به صراحت آیاتی از قرآن را به آنان تفسیر کرده است. ۲۱ عنوان در این باره از آیات غدیر استخراج شده که به ترتیب از کلی تا جزئیات ذکر میگردد:
روز امتحان نهایی مردم
غدیر روز سختترین امتحان مردمان بود، که با عبور از باب حطه و سوار شدن بر کشتی نجات باید فکر رسیدن به بهشت را به نتیجه میرساندند. دو ضربه هشدار دهنده مراحلِ غدیر برای بیدار باش مردم کافی بود، که در متن قرآن برای بیداری نسلها باقی ماند:
از یک سو با
أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ
[۶۸] شروع امتحان اعلام شد؛ و از سوی دیگر با
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ لَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً
[۶۹][۶۹]جهتگیری این امتحان و کارنامه ای که به قبول شدگان آن اعطا خواهد شد، تبیین گردید.
روز شناخت ناراضیان از خدا
غدیر روز شناسایی کسانی است که با اطلاع از
رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً
،[۷۰] آگاهانه به دنبال سخط خدا رفتند و رضایت الهی را زیر پا گذاشتند. خداوند هم با آیه
ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَ کَرِهُوا رِضْوانَهُ
[۷۱]آنان را معرفی کرد تا غدیریان گول نخورند.
روز تبیین بیارزشی اکثریت
غدیر روزی است که با انتخاب الهی، برای مردم اختیاری نماند تا چه رسد به اکثریت که ارزشی داشته باشد. اعلام بیارزشی اکثریت آنگاه به اوج خود رسید که با استناد به آیه
وَ لَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَکْثَرُ الْأَوَّلِینَ
[۷۲] بیارزشی اکثریت تا گذشتههای بسیار دور نیز به اثبات رسید.
روز شناسایی امامان آتش!
غدیر آن روزی است که در کنار معرفی امامان جنّت، سوق دهندگان مردم به سوی دوزخ نیز به مردم معرفی شدند؛ تا با چشمانی باز به آینده خود بنگرند، و از کنار حوادث دینشان بیتفاوت نگذرند. در غدیر با تفسیر آیه
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النَّارِ
[۷۳] این حقیقت تلخ برای همه تبیین گردید.
روز هشدار از عقبگرد امت
غدیر روز بیدارباش امت از آینده ای پرحادثه و ظلمانی بود که در آن فتنه مردم تا دَرّه
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ
سقوط میکنند، اما باید بدانند که
وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً
،[۷۴] و این ناهوشیارانند که خسارت میکنند، و راه طی شده را بازمیگردند.
روز عذاب بر دشمنان غدیر
غدیر روزی بود که دشمنان غدیر نشان دادند حاضرند ولایت را نپذیرند اگر چه عذاب بر آنان نازل شود، همانطور که شیطان حاضر شد آتش را بپذیرد ولی سخن خدا را نپذیرد.
خداوند متعال این جلوه غدیر را با آیه کریمه
اللَّهُمَّ إِنْ کانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِیمٍ
[۷۵] از قول آنان در قرآن ثبت کرد، و با
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ
[۷۶]نشان داد که خدا برای دشمن ولایت تخفیفی قائل نمیشود.
روز شناخت شیاطینِ انس
غدیر آن روزی است که شیاطین در پوست انسان خود را نشان دادند، در حالی که سعی در مخفی کاری حال خود داشتند و خود را به پیامبرصلی الله علیه وآله بسیار نزدیک نشان میدادند.
آن روز با نزول آیه
وَ کَذلِکَ جَعَلْنا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً
[۷۷] بر همه معلوم شد که چه آتشی زیر خاکستر برای اسلام تدارک فتنه میبیند.
روز افتضاح مکّاران
غدیر روز آبروریزی دشمنان اسلام بود که غدیر را بزرگترین سد راه خود به حساب آوردند. خدا هم آنان را آماج حملات قرآنی قرار داد و گاهی با
وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنا مَکْراً
،[۷۸] و گاهی دیگر با
یُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ ما یَخْدَعُونَ إِلا أَنْفُسَهُمْ
،[۷۹] و گاهی دیگر با
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ
[۸۰] به معرفی آنان پرداخت.
روز شناخت کینه توزان
غدیر آن روزی بود که دلهای پر از کینه نسبت به اسلام و مبلّغ اعظم آن پیامبرصلی الله علیه وآله عداوت خود را با علی علیه السلام ظاهر ساختند، و قرآن اعلام کرد که هنوز کینههای بسیاری در سینه دارند، آنجا که فرمود:
قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفِی صُدُورُهُمْ أَکْبَرُ
[۸۱] و آن کینهها بود که بعد از پیامبرصلی الله علیه وآله آتش بر در خانه علی و زهراعلیهما السلام زد.
روز معرفی آزار دهندگان رسول صلی الله علیه وآله
غدیر روز شناسایی اذیت کنندگان مقام رسالت بود که پیامبرصلی الله علیه وآله با آنان به دیده اغماض مینگریست، اما متن قرآن با
وَ مِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ
[۸۲] آنان را با صفتشان معرفی کرد.
روز معرفی افشاگران اسرار
غدیر روزی بود که امانتداران وحی از یک سو و افشاکنندگان اسرار رسول از سوی دیگر شناخته شدند، و با آیه
وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلی بَعْضِ أَزْواجِهِ حَدِیثاً
[۸۳]معلوم گردید که آتش بسیاری از فتنهها زیر سر دو تن از همسران پیامبرصلی الله علیه وآله یعنی عایشه و حفصه است، و گردانندگان سقیفه از این موقعیت حد اکثر استفاده را بردهاند.
روز شناخت یاوران ابلیس
غدیر روز شناسایی کسانی بود که ابلیس چشم امید بدانان داشت و در آرزوی یاری آنان لحظه شماری میکرد، تا آنجا که گمان خود را بر آنان عملی کرد و مصداق
وَ لَقَدْ صَدَّقَ عَلَیْهِمْ إِبْلِیسُ ظَنَّهُ
[۸۴]شدند، در حالی که گروه
إِنَّ عِبادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطانٌ
[۸۵] همچنان ستبر و استوار راه خود را ادامه دادند.
روز شناخت ملحدین در لباس اسلام
غدیر روز شناسایی ملحدین بدتر از کفاری بود که با امضای صحیفه ملعونه در کنار کعبه بی شرمی را به حد اعلا رساندند، تا آنجا که خداوند با آیه
وَ مَنْ یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ
[۸۶] پُتْک عذاب را بر سر آنان فرود آورد.
روز معرفی کفار بعد از اسلام
غدیر روزی است پردهها برداشته شد و گروهی با تابلوی
وَ لَقَدْ قالُوا کَلِمَةَ الْکُفْرِ بَعْدَ إِسْلامِهِمْ
[۸۷]شناخته شدند، و گروهی دیگر با علامت
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا
[۸۸]شناسایی گردیدند.
روز معرفی مفسدین
غدیر آن روزی بود که مفسدین فی الارض در اعلاترین مصداق آن شناسایی و معرفی شدند. آنان که بزرگترین پیمان نامه را بر ضد خدا نوشتند، با نشان
أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ
[۸۹] شهره عالم شدند، و با تابلوی
فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ
[۹۰] به همه معرفی گردیدند.
روز سقوط اعمال دشمن
غدیر روزی بود که دشمنان غدیر و ولایت به آن زن بنی اسرائیلی تشبیه شدند که رشتههای خود را پنبه میکرد، و اینان با انکار ولایت همه پایههای ساخته عمر خود را ویران کردند تا آنجا که مصداق این آیه شدند:
کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکاثاً
.[۹۱]
روز بیزاری از دشمنان ولایت
غدیر روز بیزاری از دشمنان آل محمدعلیهم السلام است قبل از روزی که حسرتِ این بغض و برائت و لعن را نسبت به آنان بکشیم، و مصداق این آیه غدیری شویم که
وَ قالَ الَّذِینَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا کَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ کَما تَبَرَّؤُا مِنَّا
.[۹۲]
روز معرفی حسرت کشان
غدیر آن روز حسرت بار برای دشمنان ولایت در قیامت است که شرم زدگی و تأسفِ
کَذلِکَ یُرِیهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَیْهِمْ
شوند، و به دنبال آن
ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنَ النَّارِ
[۹۳] نشانگر جایگاه ابدی آنان باشد.
روز تأسف بر منکرین
غدیر روزی است که پیامبرِ غدیر تأسفِ بلندی همراه با دلسوزی درباره کسانی داشت که به ولایت ایمان نیاوردند و این نعمت عظمی را از دست دادند، تا آنجا که خداوند با آیه
فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلی آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً
[۹۴] پیامبرش را مورد خطاب قرار داد.
روز یأس کفار
غدیر روز مأیوس شدن کفار از رخنه در اسلام است، چرا که قافلهسالار آن تا ابد تعیین شده و هیچکس را جرئت نگاهِ ناروا به آخرین دینِ الهی نیست، و چه زیبا این امضای الهی در غدیر آمد که
الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ
.[۹۵]
روز جداسازی حق و باطل
غدیر روز جداسازی اصحاب یمین از کوردلان است، که ثمرهاش در قیامت آنگاه ظاهر میشود که «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»، پس گروهی خرسند مصداقِ
فَمَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتابَهُمْ وَ لا یُظْلَمُونَ فَتِیلاً
[۹۶] میشوند، همان گونه که گروهی دیگر ناخشنود مصداق
مَنْ کانَ فِی هذِهِ أَعْمی فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمی وَ أَضَلُّ سَبِیلاً
[۹۷]خواهند بود؛ و آن روزی است که راههای بازگشت بسته است.
منکرین امامت[۹۸]
پس از اتمام بخش چهارم خطبه غدیر و بیان حدیث غدیر و آیه اکمال دین، پیامبرصلی الله علیه وآله بدون کوچکترین وقفه ای سخنان خود را ادامه داده وارد بخش پنجم خطابه شد و به تبیین بیشتر آیه اکمال پرداخت. آن حضرت از یک سو کمال دین را با امامت همه دوازده امام علیهم السلام اعلام فرمود، و از سوی دیگر هر گونه انکار امامت آنان را مساوی با سقوط اعمال و خلود در آتش اعلام کرد.
همچنین راه هر تخفیفی را در عذاب چنین کسانی منتفی دانست و در این باره آیه ۲۱۷ سوره بقره:
فَاُولئِکَ الَّذینَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ فِی النّارِ هُمْ خالِدُونَ
، و آیه ۸۸ سوره آل عمران:
لا یُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ یُنْظَرُونَ
را در ضمن کلام خود آورد، و منکرین امامت را مستحق چنین عذابی دانست.
«مَعاشِرَ النّاسِ، اِنَّما اَكْمَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ دينَكُمْ بِاِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ يَأْتَمَّ بِهِ وَ بِمَنْ يَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدى مِنْ صُلْبِهِ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاوُلئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ فِى النّارِ هُمْ خالِدُونَ، لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ»:
ای مردم، خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود، پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عز و جل، چنین کسانی اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود. «عذاب از آنان تخفیف نمییابد و به آنها مهلت داده نمیشود».
مهمترین نهی از منکر: دشمنان اهل بیت علیهم السلام[۹۹]
در فرازی از بخش دهم خطبه غدیر، پیامبرصلی الله علیه وآله دو نکته بسیار مهم درباره امر به معروف و نهی از منکر یادآور شد که اگر آن حضرت نفرموده بود به ذهن کسی خطور نمیکرد. یکی اینکه بالاترین امر به معروف رساندن مسئله امامت امامان و نهی از مخالفت با ایشان است. دیگر اینکه امر به معروف و نهی از منکر باید طبق دستور مقام عصمت باشد، و گرنه معروف و منکر شناخته نمیشود تا کسی بخواهد امر و نهی کند.
در اینجا پیامبرصلی الله علیه وآله تأکید خاصی داشت که امامتِ فرزندان معصوم علی علیه السلام در متن قرآن است و آیه ۲۸ سوره زخرف
وَ جَعَلَها کَلِمَةً باقِیَةً فی عَقِبِهِ
را شاهد آن قرار داده فرمود: «آنجا که خدا میفرماید: امامت را مطلبی باقی در نسل او قرار دادیم»، و سپس به حدیث ثقلین اشاره کردند که
لَنْ تَضِلُّوا ما اِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما
.
وعده عذاب به مخالفان نبوت و امامت[۱۰۰]
رسول خدا صلی الله علیه وآله در خطبههای حجةالوداع و به خصوص در خطبه غدیر و در آخرین جمله خطبه غدیریه فرمود:
«ايها الناس، من ادّعى الى غير ابيه و من تولّى غير مواليه فعليه لعنة اللَّه و الملائكة و الناس اجمعين، و لا يقبل اللَّه منه صرفاً و لا عدلاً. و السلام عليكم و رحمة اللَّه»:[۱۰۱] ای مردم، هر کس خودش را به غیر پدرش نسبت دهد و هر کس غیر مولای خود دیگری را به عنوان مولا انتخاب کند، پس لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد، و خداوند از چنین انسانی نه توبه ای را قبول میکند و نه فدیه ای.
این بخش از خطبه دارای سه بخش است:
- ادعای دنیوی شخص در انتساب به غیر پدر و انتخاب غیر مولا به جای مولای خود.
- عدم پذیرش توبه این شخص و عدم جایگزینی هیچ کار خیری به جای آن.
- عذاب اخروی شدید که ابدی و جاودان است.
بخش اول ابهامی دارد که محتمل است مقصود پدر نسبی باشد و احتمال دارد مقصود پدر معنوی باشد. البته در منابع اهل سنت به شرح این جمله نپرداختهاند و با همین ابهام آن را آوردهاند، بدون اینکه توجه داشته باشند که این روایت با همین معنای ظاهری - که مقصود پدر نسبی باشد - مخالف فتوای همه فقهای اسلام است؛ زیرا اگر کسی خود را به غیر پدر نسبی خود نسبت دهد و بعد توبه و استغفار کند، توبه اش پذیرفته است. در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و آله در این عبارت تصریح میکند:
- اولاً: توبه این شخص در درگاه خدا پذیرفته نیست.
- ثانیاً: هیچ کار خیری نمیتواند این گناه را جبران کند.
- ثالثاً: لعنت خداوند و ملائکه و تمام مردم بر اوست و از رحمت خدای متعال دور است.
در روایات دیگر این مسئله به حدی شدید بیان شده است که اگر شخصی چنین ادعایی کند، از حوزه اسلام خارج خواهد شد: من تولّی غیر موالیه فقد خلع رقبة الاسلام من عنقه:[۱۰۲] هر کس غیر از مولای خودش مولای دیگری انتخاب کند ریسمان اسلام را از گردن خود باز نموده است.
یا در روایات دیگری این کار مساوی با کفر معرفی شده است. به عنوان نمونه: من تولی غیر موالیه فقد کفر:[۱۰۳] هر کس غیر از مولای خود مولای دیگری را انتخاب کند کافر شده است.
در روایات دیگری این کار مساوی با کفر به آنچه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله وحی شده معرفی شده است: «و من تولّى غير مواليه فهو كافر بما انزل اللَّه على رسوله».[۱۰۴] و در روایات دیگری این کار مساوی با خلود در جهنم معرفی شده است: «من تولّى غير مواليه فليتبوّأ بيتاً من النار».[۱۰۵]
باید توجه داشت این عقوبت شدید نمیتواند با آن ادعای ساده شخص تناسب داشته باشد؛ بنابراین جمله یاد شده باید بر خلاف معنای ظاهری معنای دیگری نیز داشته باشد. همانطور که بیان شد، دانشمندان اهل سنت از کنار این فقره از حدیث گذشتهاند! ولی در روایات شیعه این مسئله - که بهطور شفاف بیان شده - مشخص میکند که مقصود از آن جمله پدر معنوی است، و نتیجه اش انکار نبوت و امامت است.
امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من فرمود: به مسجد برو و این سه مطلب را به مردم اعلام کن: «يا ايها الناس، من انتقص اجيراً اجره فليتبوّأ مقعده من النار، و من ادعى الى غير مواليه فليتبوّأ مقعده من النار، و من انتفى من والديه فليتبوّأ مقعده من النار! قال: فقام رجل و قال: يا ابالحسن! ما لهنّ من تأويل؟ فقال: اللَّه و رسوله اعلم. فأتى رسولاللَّهصلى الله عليه وآله، فأخبره فقال رسولاللَّه صلى الله عليه وآله: ويل لقريش من تأويلهنّ. ثلاث مرآت! ثم قال: يا على، انطلق فأخبرهم انى انا الاجير الذى اثبت اللَّه مودّته من السماء. ثم انا و انت مولى المؤمنين، و انا و انت ابوا المؤمنين»:[۱۰۶]
ای مردم! هر کس از مزد اجیری بکاهد جایگاهش در جهنم است، و هر کس خود را به غیر مولایش نسبت دهد نشیمنگاهش در جهنم است، و هر کس از والدین خود ببُرد نشیمنگاهش در جهنم است. حضرت فرمود: پس از اعلام این مطلب از طرف رسول خدا صلی الله علیه و آله در مسجد، مردی برخاست و گفت: ای ابوالحسن! تأویل این سه جمله چیست؟
حضرت فرمود: خدا و رسولش بهتر میدانند. و خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید و گزارش جلسه و پرسش مردم را به عرضش رساند. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: وای بر قریش از تأویل این سه جمله، و این جمله را سه بار تکرار فرمود. سپس فرمود: ای علی! برو و به آنها گزارش بده! بدون تردید من آن اجیری هستم که خداوند مودتش را از آسمان واجب کرده است. سپس من و تو مولای مؤمنان هستیم، و من و تو پدران مؤمنان هستیم.
این تفسیر از پدر - که همان پدر معنوی است - شامل رسول خدا صلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین علیه السلام میشود و انکار چنین پدری با خروج از اسلام، کفر و خلود در جهنم سازگار است. آنگاه این عذاب متناسب با مسئولیت پیامبری و مسئولیت خلافت نبوی است.
بدین سان و با توجه به چهار نکته ای که از مطالب کلی طرح شده در خطبههای حجةالوداع بیان شد، دلالت این حادثه بر نصب امام علی علیه السلام روشن و آشکار میگردد. اگر همه این اصول طرح شده در کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله شرح داده شود، حساسیت خطبههای یاد شده بیش از پیش نمایان میشود.
هراس دشمنان از کلمه مولی[۱۰۷]
باید توجه داشت پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه و حدیث غدیر نمیخواهد فقط امامت یا خلافت یا وصایت حضرت را بیان کند، بلکه میخواهد اولی به نفس بودن و صاحب اختیار تام بر جان و مال و عرض و دین مردم بودن و به عبارت واضحتر «ولایت مطلقه الهیه» را که به معنای نیابت تامه از طرف پروردگار است بیان کند، و برای این منظور هیچ لفظی فصیحتر و گویاتر از «مولی» پیدا نمیشود.
دشمنان غدیر هم اگر کلمه دیگری در اینجا به کار رفته بود خیلی آسانتر آن را میپذیرفتند یا در مقام رد آن چنین تلاش نمیکردند، و اگر بنا به تعدد معانی بود در الفاظ دیگر بسیار آسانتر بود. آنان با تشکیک در معنای این کلمه میخواهند آن را از محتوای مهم و کارساز عقیدتی و اجتماعی آن جدا کنند و آن را در حد بیان یک موضوع عاطفی و اخلاقی پایین بیاورند.
مخالفان غدیر از معنای وسیع «اولی بنفس» وحشت دارند و معنای آن را خوب میفهمند که اینچنین به مبارزه با آنان برخاسته اند. ما هم باید بر سر همین معنی پافشاری کنیم، و از خداوند متعال و رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله تشکر کنیم که با به کار بردن چنین کلمهای در ترکیب خاص جمله، بنیادی محکم در فرهنگ اعتقادی ما بر جای گذاشتهاند.
منابع
دانشنامه غدیر، جلد ۹، صفحه ۲۲۵.
پانویس
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۲ ص ۳۴۴–۲۳۵.
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۲ ص ۳۶۶–۴۳۱.
- ↑ حمد / ۶. اسرار غدیر: ص ۵۰.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۲۱۲.
- ↑ بحار الانوار: ج ۶۷ ص ۵۲ و ج ۶۸ ص ۶۳ و ج ۶۹ ص ۲۴۱.
- ↑ بحار الانوار: ج ۸ قدیم ص ۳۴۵.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۲۹۸–۳۰۳. چهارده قرن با غدیر: ص ۲۵، ۱۱۱–۱۱۸.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۹ ص ۱۶۲ ح ۱.
- ↑ بحار الانوار: ج ۴۱ ص ۲۲۸.
- ↑ کشف المهم: ص ۱۸۸.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۰۸ ح ۱.
- ↑ الغدیر: ج ۱ ص ۲۰۳.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۹۹. اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۷۹ ح ۸۵۸.
- ↑ اثبات الهداة: ج ۲ ص ۳۵ ح ۱۴۷ و ص ۴۴ ح ۱۷۹.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۷ ص ۱۶۷،۱۶۲،۱۳۶. عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۱۴۴،۱۲۹،۵۷،۵۶. الغدیر: ج ۱ ص ۱۹۳.
- ↑ اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۸۵ ح ۹۰۰.
- ↑ کتاب سلیم: حدیث ۵۵. اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۹۶.
- ↑ بحار الانوار: ج ۴۰ ص ۴۱.
- ↑ احقاق الحق: ج ۳ ص ۳۲۴.
- ↑ تاریخ الاسلام (ذهبی): ج ۲۳ ص ۲۸۳.
- ↑ الغدیر: ج ۱ ص ۲۱۰.
- ↑ الغدیر: ج ۱ ص ۲۰۲.
- ↑ اثبات الهداة: ج ۲ ص ۲۰ ح ۱۰۱۵.
- ↑ الغدیر: ج ۱ ص ۲۱۲.
- ↑ الغدیر: ج ۱ ص ۲۱۰.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۲۱۴.
- ↑ تجلّی غدیر در عصر ظهور: ص ۲۸۷–۲۹۷.
- ↑ طور / ۳۰.
- ↑ بر بلندای هزار و چهار صد ساله غدیر (سید علی میرشریفی): ۴۷–۵۰.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۲۰۱–۲۱۲. اسرار غدیر: ص ۵۰.
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۳ ص ۳۵۴،۳۵۳.
- ↑ مناقب ابن شهرآشوب: ج ۲ ص ۲۵۲.
- ↑ نساء / ۵۴.
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۳ ص ۱۷۶–۱۷۸.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۲۱۵،۹۵،۵۰. ژرفای غدیر: ص ۱۰۴،۱۰۳. واقعه قرآنی غدیر: ص ۹۸. غدیر در قرآن: ج ۲ ص ۱۲، ۲۶–۳۲. سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۶۷، ۱۷۱–۱۷۸.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۱۵۳ بخش ۷.
- ↑ بقره / ۱۵۹.
- ↑ بقره / ۱۶۱.
- ↑ آل عمران / ۸۷،۸۶.
- ↑ نساء / ۵۲.
- ↑ توبه / ۶۸.
- ↑ هود / ۱۸.
- ↑ رعد / ۲۲.
- ↑ اسراء / ۶۰.
- ↑ احزاب / ۵۷.
- ↑ فتح / ۶.
- ↑ الکافی: ج ۲ ص ۱۲۵. تفسیر فرات: ص ۱۶۵. المحاسن: ص ۲۶۲. بحار الانوار: ج ۶۴ ص ۵۲ و ج ۶۵ ص ۶۳ و ج ۶۶ ص ۲۴۱.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۱ ص ۳۲۴.
- ↑ ژرفای غدیر: ص ۱۹۰. غدیر در قرآن: ج ۱ ص ۱۰۹. واقعه قرآنی غدیر: ص ۹۵،۹۲،۸۹،۳۱.
- ↑ الکافی (روضه): ص ۲۷. اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۸ ح ۷۲.
- ↑ مائده / ۶۷.
- ↑ مراجعه شود به کتاب: غدیر در قرآن: به ج ۲ ص ۲۴۵–۲۴۹.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۱۷۷.
- ↑ علل الشرائع: ص ۱۴۲. بحار الانوار: ج ۱۸ ص ۸۸ و ج ۲۷ ص ۱۵۱ و ج ۳۹ ص ۱۷۴ و ج ۶۰ ص ۲۳۶. مستدرک الوسائل: ج ۲ ص ۳۹.
- ↑ این مضامین از دعاهایی که در کتاب «الاقبال» سید ابن طاووس: ص ۴۶۰ به بعد مذکور است انتخاب شده است. در عوالم العلوم: ج ۳/۱۵ ص ۲۱۵–۲۲۰ نیز ذکر شده است.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۲۵۲–۳۶۳. چهارده قرن با غدیر: ص ۲۰۱–۲۰۹، ۲۳۵، ۲۳۶. غدیر در قرآن: ج ۱ ص ۲۴۵–۲۴۹.
- ↑ بحار الانوار: ج ۹۷ ص ۳۶۰.
- ↑ به زیارتهای امیرالمؤمنین و امام حسین و امام زمان علیهم السلام و دعای صنمی قریش مراجعه شود.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۱۸۶–۱۷۹.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۲۱۲–۲۰۱ ۱۸۶–۱۷۹.
- ↑ واقعه قرآنی غدیر: ص ۹۳.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۱۲۵ ۱۲۰ ۱۱۹ ۱۰۷.
- ↑ چهارده قرن با غدیر: ص ۱۳۸.
- ↑ غدیر تا فاطمیه (انصاری - شریفی): ص ۲۱۳–۲۱۰.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۲۱۲–۲۰۱ ۱۸۶–۱۷۹.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۱۹۳. سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۶۵.
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۳ ص ۳۱۳–۳۰۷.
- ↑ عنکبوت / ۴–۱.
- ↑ ۶۹٫۰ ۶۹٫۱ توبه / ۱۶.
- ↑ مائده / ۳.
- ↑ محمدصلی الله علیه وآله / ۲۸.
- ↑ صافات / ۷۱.
- ↑ قصص / ۴۱.
- ↑ آل عمران / ۱۴۴.
- ↑ انفال / ۳۳.
- ↑ معارج / ۳–۱.
- ↑ انعام / ۱۱۲.
- ↑ نمل / ۵۰.
- ↑ بقره / ۹.
- ↑ زخرف / ۸۰.
- ↑ آل عمران / ۱۱۵.
- ↑ توبه / ۶۱.
- ↑ تحریم / ۳.
- ↑ سبأ / ۲۰.
- ↑ حجر / ۴۲.
- ↑ حج / ۲۵.
- ↑ توبه / ۷۴.
- ↑ نساء / ۱۳۷.
- ↑ بقره / ۱۲.
- ↑ محمدصلی الله علیه وآله / ۲۲.
- ↑ نحل / ۹۲.
- ↑ بقره / ۱۶۷.
- ↑ بقره / ۱۶۷.
- ↑ کهف / ۶.
- ↑ مائده / ۳.
- ↑ اسراء / ۷۱.
- ↑ اسراء / ۷۲ ۷۱.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۱۸۶–۱۷۹.
- ↑ واقعه قرآنی غدیر: ص ۱۰۶.
- ↑ آیات ولایت (مرتضوی): ج ۲ ص ۷۲–۷۷.
- ↑ العقد الفرید: ج ۴ ص ۱۴۹.
- ↑ کنز العمال: ج ۱۰ ص ۳۲۴.
- ↑ کنز العمال: ج ۱۰ ص ۳۲۷.
- ↑ کنز العمال: ج ۱۶ ص ۲۵۵.
- ↑ کنز العمال: ج ۱۰ ص ۳۲۶.
- ↑ تفسیر فرات: ص ۳۹۲.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۱۱۱.