صاحب اختیار
اولین آیه ای که در مدینه و به عنوان پیشدرآمد سفر حجةالوداع و غدیر نازل شد این آیه بود:
النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّه مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهاجِرِینَ إِلاَّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلی أَوْلِیائِکُمْ مَعْرُوفاً کانَ ذلِکَ فِی الْکِتابِ مَسْطُوراً
.[۱] پیامبر صلی الله علیه و آله بر مؤمنین از خودشان صاحب اختیارتر است و همسران او مادران آنان هستند، و خویشاوندان از مؤمنین و مهاجرین برخی بر بعض دیگر در کتاب خدا تقدم دارند، مگر آنکه نسبت به اولیاء آنان کار خیری انجام داده باشند که این در کتاب پنهان است.
آیه «النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ…»[۲]
این آیه از سه جهت قابل بررسی است:
موقعیت تاریخی
اولین جرقههای فکری برای مراسم غدیر از مدینه آغاز شد، و ناخودآگاه مردم را به سوی چنین برنامه ای سوق داد. این آیه قبل از سفر غدیر و به عنوان مقدمه ای بر آن نازل شد و در خطابه غدیر شأن نزول آن بهطور کامل بیان شد. در مدینه که این آیه نازل شد، سؤال مردم این بود که: این ولایت به چه معنی و در چه محدوده ای است؟ پیامبرصلی الله علیه وآله این صاحب اختیاری مقام نبوت نسبت به مردم را به اطاعت مطلق از او در آنچه خوش دارید یا ندارید معنی کردند.
با این ذهنیّت سفر حج آغاز شد تا روز غدیر که همین صاحب اختیاری مطلق برای علی بن ابی طالب علیه السلام و امامان بعد از او اعلام گردید. متن حدیث که نزول آیه را قبل از غدیر به صراحت ذکر کرده چنین است: عطیه سعدی میگوید: از حذیفه یمانی درباره منصوب کردن پیامبر صلی الله علیه و آله امیرالمؤمنین علیه السلام را در روز غدیر سؤال کردم که چگونه بود.
حذیفه گفت: خداوند بر پیامبرش این آیه را در مدینه نازل کرد:
النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فِی کِتابِ اللَّه مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهاجِرِینَ
: «پیامبر نسبت به مؤمنین از خودشان صاحب اختیارتر است…». پرسیدند: یا رسول اللَّه! این ولایت چیست که شما به وسیله آن بر ما از خودمان بیشتر اختیار دارید؟ فرمود: «شنیدن و اطاعت کردن در آنچه که دوست بدارید یا بر شما خوش نیاید». ما گفتیم: شنیدیم و اطاعت میکنیم.
پس از این بود که به عنوان حجةالوداع به سوی مکه حرکت کردیم و جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد! خدایت سلام رسانده میگوید: علی را به عنوان عَلَمی برای مردم منصوب کن.[۳] مردم با این خاطره از «ولایت نبوی» از مدینه حرکت کردند که
النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
، و با رسیدن به مکّه سراغ اعمال حج رفتند و پس از اتمام حج راهی غدیر شدند؛ تا ساعتی که در برابر منبر غدیر نشستند. آن روز روزی بود که باید شأن نزول این آیه کامل میشد و ارتباط غدیر با این فراز قرآن تبیین میگردید.
پیامبرصلی الله علیه وآله با یادآوری آیه مزبور درباره ولایت خود از مردم اقرار گرفت، و سپس ضمن معنی کردن این ولایت، ادامه این صاحب اختیاری را درباره امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام با ظرافت کامل بیان فرمود، به گونه ای که ولایت آنان استمرار ولایت نبوی بهشمار آید و از متن قرآن استخراج شود.
این بخش حساس تاریخ را عبدالله بن جعفر - که خود حاضر در غدیر بوده خطاب به معاویه چنین توصیف میکند: من از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم در حالی که آن حضرت بر فراز منبر بود، و من و عمر بن ابی سلمه و اسامة بن زید و سعد بن ابی وقاص و سلمان فارسی و ابوذر و مقداد و زبیر در مقابل او قرار داشتیم.[۴] در آن لحظه حضرت فرمود: «الَسْتُ اوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ انْفُسِهِمْ»: «آیا من نسبت به مؤمنان از خودشان صاحب اختیارتر نیستم»؟
گفتیم: بلی، یا رسولالله. فرمود: آیا همسران من مادران شما نیستند؟ گفتیم: بلی، یا رسولالله. فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ»: «هرکس من صاحب اختیار او هستم علی صاحب اختیار اوست و بر او از خودش بیشتر اختیار دارد» - و با دست مبارک بر شانه علی علیه السلام زد - و فرمود: «اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ». سپس فرمود: ای مردم، من نسبت به مؤمنین از خودشان صاحب اختیارترم و با بودن من آنان را امری و اختیاری نیست.
بعد از من علی نسبت به مؤمنین از خودشان صاحب اختیارتر است و با بودن او آنان را امری و اختیاری نیست. سپس پسرم حسن نسبت به مؤمنین از خودشان صاحب اختیارتر است و با بودن او آنان را امری و اختیاری نیست. سپس بار دیگر بر سر مطلب بازگشت و فرمود: ای مردم، وقتی من به شهادت رسیدم علی بر شما از خودتان صاحب اختیارتر است، و آنگاه که علی به شهادت برسد پسرم حسن بر مؤمنین صاحب اختیارتر است، و آنگاه که حسن به شهادت برسد پسرم حسین بر مؤمنین از خودشان صاحب اختیارتر است.[۵]
تحلیل اعتقادی
- الف) میبینیم که جرقّه غدیر از مسئله «ولایت» و «صاحب اختیاری مردم» آغاز شده و از همان ابتدا این ارتباط در ذهن مردم جای گرفته است. حتی عظمت مسئله به خوبی جلوه کرده است که فوراً درباره معنی و محدوده آن سؤال کردهاند. با این ذهنیت، آیا مضحکه نیست که بگوییم پیامبرصلی الله علیه وآله آن جمعیت ۱۲۰۰۰۰ نفری را در غدیر جمع کرد تا بگوید: «علی را دوست بدارید» ؟!! اینجاست که اگر قضایای تاریخی را با همه جوانب آن از آغاز تا انجام دنبال کنیم، تأثیر عجیبی در درک و تحلیل آن خواهد گذاشت و گاهی صورت ماجرا تغییر پیدا میکند.
- ب) خط ارتباط غدیر با قرآن بسیار زیبا به تصویر کشیده شده است، و جا دارد آن را این گونه به خاطر بسپاریم: قرآن ولایت نبوی را اثبات میکند. پیامبر صلی الله علیه و آله همان آیه را در غدیر به عنوان شاهد بر ولایت خود ذکر میکند. آنگاه ولایت امیرالمؤمنین و امامان علیهم السلام را به عنوان تفریع و ادامه ولایت خود بیان میکند. سپس این ولایت را به معنای تصمیم گیرندگان در همه امور مردم توضیح میدهد. آنگاه با ذکر ولایت سه امام، استمرار آن را از بقیه فرازهای غدیر به ما میفهماند. تأکید خاص این حدیث بر جمله«لَیْسَ لَهُمْ مَعَهُ امْرٌ» است، یعنی با وجود آنان برای مردم امری و اختیاری نیست. باید گفت: قوام ولایت مطلقه امامان علیهم السلام به همین نکته است، یعنی اگر آنان صاحب فرمان علی الاطلاق باشند هیچکس دیگری - حتی خود کسی که درباره اش تصمیمگیری میشود - نباید حق دخالت و رأی و نظر در آن موضوع داشته باشد. ضمانت چنین فرمان قاطعی عصمت الهی است که فقط درباره امامان علیهم السلام وجود دارد؛ و هر کسی را متقاعد میکند که در برابر دستور و نظر مبارک معصوم علیهم السلام خود را تخطئه نماید و فرمان او را مقدم بداند، که در واقع فرمان خدا را مقدم داشته است.
ائمه اثنی عشر علیهم السلام[۶]
جا دارد هر شیعه بلکه هر مسلمان واقعاً در صدد باشد که لُبّ مطلب در مراسم عظیم غدیر را به دست آورد و نقطه مرکزی کمال دین را پیدا کند، تا همیشه چشم دل را به آن سو داشته باشد و از لغزشها و انحرافات مصون بماند. نقطه مرکزی کمال دین «صاحب اختیاری دوازده امام علیهم السلام بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله» است. بر گِرد این نقطه، ثمرات و نتایج بسیاری خود را نشان میدهد و اعتقاد یک مسلمان را میسازد.
این نقطه اصلی از سه رکن تشکیل یافته است:
«صاحب اختیاری» و «دوازده امام علیهم السلام» و «بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله»، و هر یک از اینها ناقص باشد صاحب آن هنوز اصل ولایت را نیافته تا چه رسد به ثمرات آن؛ بنابراین کسانی که علی بن ابی طالب علیه السلام را به عنوان خلیفه چهارم قبول دارند دررکن سوم ناقص اند و اصلاً با غدیر کاری ندارند و دقیقاً ضد آن را در اعتقاد خود جای دادهاند، چرا که علی علیه السلام بلافاصله بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله صاحب اختیار مردم است. اگر علی علیه السلام دقیقاً شئون پیامبر صلی الله علیه و آله را دارد، پس سه نفر قبل از او که مقام او را غصب کردند نه در علم و نه در عصمت هرگز نمیتوانستند جای آن حضرت قرار بگیرند و پاسخگوی نیازهای مردم باشند.
همچنین کسانی که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله فقط علی علیه السلام را یا تا امام چهارم علیه السلام یا تا امام ششم علیه السلام را قبول دارند یا امام دوازدهم علیه السلام را قبول ندارند، اینان در رکن دوم ناقص اند و چنین اعتقادی منشعب از غدیر نیست، چرا که در غدیر همه دوازده امام علیهم السلام به عنوان نور واحد تا آخرین روز دنیا معرفی شدهاند.
از سوی دیگر کسانی که دوازده امام علیهم السلام را به عنوان انسانهایی عالم و وارسته قبول دارند ولی آنان را صاحب اختیار مطلق خود نمیدانند در رکن اول ناقصند، و غدیر هرگز داعی بر معرفی امامان به این معنی نداشته است، چرا که با ظهور علم و عملشان طبعاً مردم ایشان را میشناسند و نیازی به معرفی در آن مراسم عظیم نیست. آنچه غدیر برای آن تشکیل شد و دین با آن کامل شد اعلام صاحب اختیاری امامان علیهم السلام بود که قِوام ولایت با همین است.
اتمام حجت امیرالمؤمنین علیه السلام با «صاحب اختیار»[۷]
رمز غدیر صاحب اختیار بودن علی بن ابی طالب علیه السلام است که با تابلوی «ولایت» شناخته میشود. سقیفه برای شکستن این رمز و پایین آوردن این تابلو تلاشهای فراوانی کرد، ولی از همه شکننده تر این بود که از صاحب اختیار همه مردم سلب اختیار کنند و از او التزام بگیرند که حق نداری از اوامر سقیفه سرپیچی کنی. بر حال امتی اشک باید ریخت که طناب بر گردن ولایت مدار غدیر بیندازند و با شمشیرهای آخته او را وادار به بیعت با سقیفه کنند.
اشک خون باید ریخت بر روزی که اسلام به این مصیبت دچار شد و ننگ ابدیِ آن بر چهره تاریخ ماند. و بر علی علیه السلام باید گریست که فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر خم فرمود: «هر کس من نسبت به او صاحب اختیارم علی نسبت به او صاحب اختیار است». من چگونه نسبت به آنان صاحب اختیارتر از خودشان هستم در حالی که آنان امیر و حاکم بر من باشند؟![۸]
ارزش دادن به انتخاب مردم در مقابل انتخاب خدا[۹]
پیداست که بشر خوب میداند انتخاب صاحب نظرانش به انتخاب خداوند نمیرسد. این چیزی بود که در تاریخ خلفای منتخب سقیفه عملاً بر همه معلوم گردید؛ که خلفای غاصب در جهات ظلم و جهل و بیلیاقتی و گناه، سرآمد روزگار خود بودند.
میبینیم برای التیام این نقص بشری، در صحیفه ملعونه دوم - که پس از غدیر در مدینه و در خانه ابوبکر توسط رؤسای منافقین نوشته شد - وصله ای بیمایه به سخنان خود افزودهاند که «بر اهل هر زمانی، کسی که صلاحیت خلافت را دارد مخفی نمیماند»، ولی تاریخ به خوبی نشان میدهد که بر اهل هر زمانی آنکه صلاحیت خلافت را داشته مخفی مانده است! چنانکه به جای علی بن ابی طالب علیه السلام که از هر جهت صلاحیت خلافت داشت، نالایقترین افراد جای او را گرفتند. عبارت صحیفه را بنگرید:
بر مسلمین واجب است که پس از رحلت هر خلیفه ای، صاحب نظران جمع شوند و مشورت کنند و هر کس را که مستحق خلافت دیدند امیر خود نمایند و او را صاحب اختیار مسلمین قرار دهند؛ چرا که بر اهل هر زمانی کسی که صلاحیت خلافت را دارد مخفی نمیماند.
بیان پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد صاحب اختیار[۱۰]
سؤال زاییده توجه کامل مخاطب به خطاب است، چه این سؤال از سوی دوستان باشد چه منافقان. گاهی هم سؤال کننده میپرسد تا دیگران بدانند، یا با اشاره خودِ پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال میکنند تا توضیحی لازم برای مردم ارائه شود و شبهه ای بر طرف گردد. در هر صورت نتیجه این پرسش و پاسخها جز تکمیل مفاهیم غدیر در اذهان مردم نخواهد بود. و لذا در غدیر یکی از اصحاب سؤالی مطرح کرد که میخواست مفهوم دقیق و ریشه دار ولایت را بداند.
او پرسید: منظور دقیق شما از «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ، اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ» چه بود؟ پاسخ پیامبرصلی الله علیه وآله یکی از زیباترین جلوههای کلام بود که در کوتاهترین عبارات بلندترین معانی را جای داد. آن حضرت ابتدا ولایت خدا را بر خود و ولایت مداری خود را نسبت به خدا خاطر نشان کرد، و سپس ولایت خود و علی علیه السلام را نسبت به مردم فرع آن و منشعب از آن دانست؛ و در این باره فرمود: خداوند مولای من است و از خودم بر من صاحب اختیارتر است، و در برابر خدا مرا برای خویش اختیاری نیست. پس از خدا من مولای مؤمنان هستم و از مؤمنان بر خودشان صاحب اختیارترم، و در برابر من آنان را اختیاری نیست.
اکنون هر کس که من مولای اویم - یعنی نسبت به او از خودش صاحب اختیارترم و در برابر من او را اختیاری نیست - علی بن ابی طالب مولای اوست، و در برابر او برایش اختیاری نیست.[۱۱]
پیامبرصلی الله علیه وآله بین ولایت خدا و ولایت امام[۱۲]
صاحب اختیاری خدا مُسلَّم است. صاحب اختیاری رسول بر گرفته از ولایت الله بر مردم است. صاحب اختیاری امام ادامه ولایت نبی است. در واقع برای اثبات ولایت الهی برای امام صاحب اختیاری پیامبر صلی الله علیه و آله محوریت دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله با ظرافتِ تمام ارتباط این مراحل سهگانه ولایت را تشریح نموده میفرماید: خدا صاحب اختیار من است و به من از خودم صاحب اختیارتر است و در برابر دستورات او مرا امری نیست؛ و من صاحب اختیار مؤمنینم و نسبت به آنان صاحب اختیارترم و در برابر من آنان را امری نیست.
و هر کس من صاحب اختیار اویم و نسبت به از او خودش صاحب اختیارترم علی بن ابی طالب صاحب اختیار اوست و نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر است و در برابر او برایش امری نیست.[۱۳]
پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام صاحب اختیاران[۱۴]
از جمله معارفی که در خطبه غدیر به آن اشاره شده اینکه پس از خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام مولی و صاحب اختیار مردم است، و اختیار او بر مردم از خودشان بیشتر است.
شرائط صاحب اختیار[۱۵]
طبیعی است کسی میتواند صاحب اختیار مطلق مردم باشد که نه تنها گناه نکند و شیطان و هوای نفس در او راه نداشته باشد، بلکه اشتباه هم نکند تا باعث هلاکت جمعیتی نشود. خداوند کسانی را صاحب اختیار مردم قرار داده که دارای عصمت مطلق اند، و از هرگونه بدی و پلیدی به هر معنی که باشد پاک اند. گذشته از آن عِلمشان را به منبع بی پایان علم خود متصل کرده است، تا جوابگوی انواع احتیاجات مردم باشند.
تعیین و تخصیص چهارده معصوم علیهم السلام به عنوان صاحب اختیار مردم و کسانی که امرشان بر هر موجودی نافذ است فقط باید از جانب حق تعالی باشد، زیرا اوست که به وجود آورنده مخلوقات است و بهترینها را او خلق کرده، و فقط اوست که میتواند سپردن اختیار تام مردم به دست کسی را ضمانت کند؛ و این پیامبر صلی الله علیه و آله است که از جانب خداوند به عنوان پُشتوانه و ضامِن این مقام درباره امامان علیهم السلام ایشان را به مردم معرفی کرده است.
پروردگارِ مهربان در نظامِ خلقت به این هم اکتفا نکرده است، بلکه صاحبان اختیار مردم را کسانی قرار داده که از نور خلق شدهاند و آنان را در قالب انسان قرار داده است. معصومین علیهم السلام کسانی اند که قبل از خلقتِ عالم خلق شدهاند و همه جهان به برکت وجود آنان خلق شده است. این نورانیت در خطابه غدیر به صراحت ذکر شده است:
«النُّورُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْلُوکٌ فِیَّ ثُمَّ فی عَلِیِّ بْنِ أَبی طالِبٍ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقائِمِ الْمَهْدِیِّ.» نور از جانب خداوند عز و جل در من، و سپس در علی و بعد در نسل او تا مهدی قائم قرار داده شده است. خداوند مردم را به چنین وجودهای نورانی سپرده و خواسته است که مردم او را از این طریق عبادت کنند و هدایت را از ایشان بگیرند، و لذا عبادت خداوند از هر طریق دیگری باشد در پیشگاه خداوند مردود است.
امیرالمؤمنین علیه السلام در بیان واقعه غدیر میفرماید:
«... وَ کانَتْ عَلی وِلایَتی وِلایَةُ اللَّهِ، وَ عَلی عَداوَتی عَداوَةُ اللَّهِ …. فَکانَتْ وِلایَتی کَمالُ الدّینِ وَ رِضَی الرَّبِّ تَبارَکَ وَ تَعالی»: «ولایت خداوند از طریق ولایت من شناخته میشود و عداوت با خداوند نیز از راه عداوت با من شناخته میشود …. لذا ولایت من کمال دین و رضایت خداوند تبارک و تعالی خوانده شد».[۱۶]
همچنین امام عسکری علیه السلام در این باره میفرماید: «آنگاه که خداوند با منصوب کردن اولیای خود بعد از پیامبرش بر شما منت گذاشت به پیامبر صلی الله علیه و آله خطاب کرد:
اَلْیَوْمَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ اَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الاِسْلامَ دیناً
، و برای اولیائش حقوقی را بر شما واجب کرد و به شما دستور داد تا آن حقوق را نسبت به ایشان ادا کنید تا آنچه نزد شما از همسران و اموال و خوراک دارید بر شما حلال شود و نمو و برکت و ثروت را به شما نشان دهد، و تا معلوم شود که چه کسی از خداوند اطاعت میکند…».[۱۷]
شرح حدیث غدیر و صاحب اختیار[۱۸]
جمله «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ» از پنج کلمه تشکیل شده است:
- «مَنْ»، یعنی «هر کَس». و این کلمه شامل تمام مسلمانان یعنی آنان که پیامبر صلی الله علیه و آله را قبول دارند میشود.
- «کُنْتُ»، یعنی «من بودهام». استفاده از فعل ماضی به معنای آن ست که این منصب برای پیامبر صلی الله علیه و آله پایه نبوت عامه و خاتمیت اوست و خطاب سخن با کسانی است که حضرتش را تا کنون به چنین منصبی قبول داشتهاند.
- «مَوْلاهُ»، یعنی «مولی و صاحب اختیار او…». این کلمه محور اصلی جمله است و خودِ حضرت در همین خطبه و در مواردی دیگر معنای این کلمه را بیان فرمودهاند. «مولی» یعنی کسی که اختیار مردم به دست او است و نسبت به آنان از خودشان بیشتر اختیار دارد و هر دستوری به آنان دهد باید بدون چون و چرا اجرا کنند، و کوتاهی در اطاعت از او اگر به عنوان اعتراض و شک در حقانیت او باشد مساوی با کفر و انکار نبوت است.
- «فَعَلِیٌّ» یعنی «پس علی…». تعیین علی بن ابی طالب علیه السلام برای منصب و مقامی که در کلمه بعدی ذکر میشود، مشت محکمی به دهان فتنه گران و دسیسه کاران است تا فکر تشکیک در شخص امام یا احتمال تعدد آن را از مخیّله خود بیرون کنند. از طرف دیگر با معرفی این «علی علیه السلام»، یازده امام دیگر را هم که بعد از او دارای مقام و منصب او خواهند بود مشخص میکند به طوری که راهِ تحریف و تشکیک بسته میشود.
- «مَوْلاهُ»، یعنی «مولی و صاحب اختیار اوست». همان منصبی که در کلمه سوم این جمله برای شخص خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله ذکر شد عیناً برای علی بن ابی طالب علیه السلام و یازده امام معین از فرزندان او از جانب خداوند اعطا شده است.
آنان صاحب اختیار مردم اند و هر چه بگویند باید بدون چون و چرا قبول کرد، و هرگونه اعتراض و شک و تردید درباره آنان مساوی با کفر است.
صاحب اختیار در خطبه غدیر[۱۹]
پیامبرصلی الله علیه وآله در ابتدای بخش دوم خطبه غدیر، در بیان علت نزول آیه شدید اللحن تبلیغ اشاره داشت که امیرالمؤمنین علیه السلام صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است.
«مَعاشِرَ النّاسِ، ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما اَنْزَلَ اللَّهُ تَعالی اِلَیَّ، وَ اَنَا اُبَیِّنُ لَکُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآیَةِ: اِنَّ جَبْرَئیلَ هَبَطَ اِلَیَّ مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنی عَنِ السَّلامِ رَبّی وَ هُوَ السَّلامُ اَنْ اَقُومَ فی هذَا الْمَشْهَدِ فَاُعْلِمَ کُلَّ اَبْیَضَ وَ اَسْوَدَ: اَنَّ عَلِیَّ بْنَ اَبیطالِبٍ اَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی عَلی اُمَّتی وَ اْلاِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسی اِلاّ اَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدی، وَ هُوَ وَلِیُّکُمْ بَعْدَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ»:
ای مردم، من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکردهام، و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان میکنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوندِ سلام پروردگارم - که او سلام است - مرا مأمور کرد که در این اجتماع بپاخیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام کنم که «علی بن ابی طالب برادرِ من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست. و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است».
در اواسط بخش سوم خطبه غدیر و پس از بیان توازن مقام نبوت و امامت نیز که خطبه به اوج خود نزدیک میشد، نهیبی لازم بود که مخاطبین بدانند چرا علی بن ابی طالب علیه السلام از آغاز سخنرانی بر فراز منبر کنار پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاده است. باید گفته میشد که لحظاتی بعد دو بازوی حیدری در کف با کفایت محمدی قرار میگیرد و به گونه ای خاص فراتر از آنچه در ذهن مردم است معرفی خواهد شد.
برای اعلان این مهم پیامبر صلی الله علیه و آله در فرازی ثقل اکبر را تابلو قرار داده، علی علیه السلام را در سایه قرآن نشان داد. حضرت قسم یاد کرد که باطن و تفسیر قرآن را بیان نمیکند مگر این کسی که میخواهم دست او را بگیرم و او را بالا ببرم و بازوی او را بگیرم و با دستانم او را بلند کنم و به شما بفهمانم که هر کس من صاحب اختیار او بودهام این علی صاحب اختیار اوست، و ولایت او از طرف خدا نازل شده است.
«مَعاشِرَ النّاسِ، تَدَبَّرُوا القُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ، وَ انْظُرُوا اِلی مُحْکَماتِهِ وَ لا تَتَّبِعُوا مُتَشابِهَهُ، فَوَاللَّهِ لَنْ یُبَیِّنَ لَکُمْ زَواجِرَهُ وَ لَنْ یُوضِحَ لَکُمْ تَفْسیرَهُ اِلاَّ الَّذی اَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ وَ مُصْعِدُهُ اِلَیَّ وَ شائِلٌ بِعَضُدِهِ وَ رافِعُهُ بِیَدَی وَ مُعْلِمُکُمْ: اَنَّ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِیٌّ مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِیُّ بْنُ اَبیطالِبٍ اَخی وَ وَصِیّی، وَ مُوالاتُهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَنْزَلَها عَلَیَّ»:
ای مردم، قرآن را تدبر نمایید و آیات آن را بفهمید و در محکمات آن نظر کنید و به دنبال متشابه آن نروید. به خدا قسم، باطن آن را برای شما بیان نمیکند و تفسیرش را برایتان روشن نمیکند مگر این شخصی که دست او را میگیرم و او را به سوی خود بالا میبرم و بازوی او را میگیرم و با دستم او را بلند میکنم و به شما میفهمانم که: «هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار اوست»، و او علی بن ابی طالب برادر و جانشین من است، و ولایتِ او از جانب خداوندِ عز و جل است که بر من نازل کرده است.
همچنین پیامبر صلی الله علیه و آله در فرازی از بخش دهم خطبه غدیر پس از اشاره به حج، نماز و زکات را دو بار مطرح کرد؛ یک بار با اشاره به آیه ۴۳ سوره بقره:
وَ اَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرّاکِعینَ
، و بار دیگر با اشاره به آیه ۴۱ سوره حج:
الَّذینَ اِنْ مَکَّناهُمْ فِی الاَرْضِ اَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ اَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ
: پیرو آن نکته اصلی را به میان آورد که اگر زمان طویلی بر شما گذشت و کوتاهی نمودید یا فراموش کردید علی صاحب اختیار شماست و برای شما بیان میکند. آنگاه ادامه این مسیر را نشان داده فرمود: «او و آنان که از نسل من به خلافت میرسند از آنچه سؤال کنید به شما خبر میدهند و آنچه را نمیدانید برایتان بیان میکنند».
«مَعاشِرَ النّاسِ، اَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ کَما اَمَرَکُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ، فَاِنْ طالَ عَلَیْکُمُ الاْمَدُ فَقَصَّرْتُمْ اَوْ نَسیتُمْ فَعَلِیٌّ وَلِیُّکُمْ وَ مُبَیِّنٌ لَکُمْ؛ الَّذی نَصَبَهُ اللَّهُ عزَّ وَ جَلَّ لَکُمْ بَعْدی اَمینَ خَلْقِهِ. اِنَّهُ مِنّی وَ اَنَا مِنْهُ، وَ هُوَ وَ مَنْ یَخْلُفُ مِنْ ذُرِّیَّتی یُخْبِرُونَکُمْ بِما تَسْاَلُونَ عَنْهُ وَ یُبَیِّنُونَ لَکُمْ ما لا تَعْلَمُونَ»: ای مردم، نماز را به پا دارید و زکات را بپردازید همانطور که خداوند عز و جل به شما فرمان داده است و اگر زمان طویلی بر شما گذشت و کوتاهی نمودید یا فراموش کردید، علی صاحب اختیار شماست و برای شما بیان میکند، او که خداوند عز و جل بعد از من به عنوان امین بر خلقش او را منصوب نموده است. او از من است و من از اویم. او و آنان که از نسل من اند از آنچه سؤال کنید به شما خبر میدهند و آنچه را نمیدانید برای شما بیان میکنند.
در آخر بد نیست اشاره شود که آبان بن ابی عیّاش از سلیم بن قیس نقل میکند که گفت: از علی بن ابی طالب علیه السلام شنیدم در حالی که مردی از آن حضرت درباره ایمان سؤال کرد و گفت: یا امیرالمؤمنین علیه السلام، مرا از ایمان خبر ده به طوری که از غیر تو و بعد از تو از کسی در این باره سؤال نکنم.
حضرت پس از بیان پایههای ایمان و اشاره به امامت و ولایت در غدیر فرمود: … کسی که پیامبر صلی الله علیه و آله او را در غدیر خم نصب کرد، و به آنان خبر داد که او نسبت به آنان صاحب اختیارتر از خودشان است، و سپس به آنان دستور داد تا حاضران غایبان را آگاه نمایند. عرض کرد: یا امیرالمؤمنین، آن شما هستید؟ فرمود: من اول و افضل آنها هستم. سپس پسرم حسن بعد از من نسبت به مؤمنین صاحب اختیارتر از خودشان است.
سپس پسرم حسین بعد از او نسبت به مؤمنین صاحب اختیارتر از خودشان است. و سپس جانشینان پیامبر صلی الله علیه و آله هستند تا بر سر حوض کوثر یکی پس از دیگری خدمت او وارد شوند….[۲۰]
صاحب اختیار در کلام امام باقر علیه السلام[۲۱]
خداوند بیان اوامر خود در قرآن را به پیامبر صلی الله علیه و آله واگذار کرده است. همان گونه که نماز و روزه و حج در جزئیاتش نیاز به تبیین رسول دارد، آیه
اولُو الْامْرِ
و منظور از آن هم باید با بیان رسول باشد. در پاسخ به فتنه گرانی که با مطرح کردن «کَفانا کِتاب اللَّهِ» و افزودن اینکه چرا در کتاب خدا نام اهل بیت علیهم السلام نیامده، امام باقر علیه السلام طی اتمام حجت زیبایی برنامه مفصل غدیر را تفسیر آیه «أُولِی الْأَمْرِ» دانست.
روزی امام باقر علیه السلام به ابوبصیر فرمود: آیه
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ
[۲۲] درباره علی بن ابی طالب علیه السلام نازل شده است. ابوبصیر عرض کرد: مردم به ما میگویند: چرا خداوند نام علی و اهل بیتش را در کتابش ذکر نکرده است؟ حضرت فرمود: به مردم بگویید: خداوند نماز را بر پیامبرش نازل کرده و سه یا چهار رکعت بودن آن را ذکر نکرده تا آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله آن را برای مردم تفسیر نموده است. (و همچنین زکات و حج را).
و نیز نازل کرده
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ
[۲۳] که درباره علی و حسن و حسین علیهم السلام است. (در بیان کلمه «اولی الامر») پیامبر صلی الله علیه و آله درباره علی علیه السلام فرموده: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ»، و نیز فرموده: شما را به کتاب خدا و اهل بیتم سفارش میکنم. اگر پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت میکرد و اهل آیه «اولی الامر» را معرفی نمیکرد آل عباس و آل عقیل و دیگران آن را ادعا میکردند!!... وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت علی علیه السلام صاحب اختیار مردم بود …، چون پیامبر صلی الله علیه و آله ولایت او را به مردم ابلاغ فرموده و او را منصوب نموده بود.[۲۴]
صاحب اختیار در کلام امیرالمؤمنین علیه السلام با ابوبکر[۲۵]
گاهی بحث بر سر آن است که علی بن ابی طالب علیه السلام صاحب اختیار مردم است یا نه، و آیا در غدیر چنین چیزی ثابت شد یا نه؟! اما خنده آور آن است که ابوبکر بگوید: «من صاحب اختیار مردم هستم»! کسی نیست بپرسد در غدیر و بعد از آن کسی سراغ دارد که ابوبکر به چنین مقامی منصوب شده باشد؟
و یا بالاتر از آن مانند صاحب غدیر از ابوبکر بپرسد: تو را به خدا قسم میدهم (ای ابوبکر)، آیا من صاحب اختیار تو و هر مسلمانی طبق حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر هستم یا تو؟![۲۶]
صاحب اختیاریِ پیامبر صلی الله علیه و آله[۲۷]
در خطبه غدیر، پیش از لحظات حساس خطابه هنوز یک مرحله در پیش بود. پیامبر صلی الله علیه و آله میخواهد ولایت و صاحب اختیاری علی علیه السلام را اعلام کند، اما دو مقدمه برای این هدف در نظر میگیرد تا کسی را یارای انکار آن نباشد. یکی آنکه صاحب اختیاری خود را با استناد به آیه
النَّبِیُّ اَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ
اعلام نماید، و دیگر اینکه ولایت علی علیه السلام را مساوی و جایگزین ولایت خود قرار میدهد؛ و این به معنای آوردن دلیل محکم ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام از متن قرآن است.
پیامبر صلی الله علیه و آله برای این هدف از یک شیوه غیرمنتظره استفاده کرد، و آن اقرار گرفتن از مردم درباره صاحب اختیاری خود بود.
این اقرار در واقع اعتراف به رکنی بود که ولایت علی علیه السلام مترتب بر آن میشد. یک لحظه قبل از معرفی علی علیه السلام فرمود:
اَیُّهَا النّاسُ، مَنْ اَوْلی بِکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ؟
: «ای مردم، چه کسی از خودتان بر شما صاحب اختیارتر است؟». این سؤال تداعی کننده فوری آیه
النَّبِیُّ اَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ
بود، و این پاسخ را در ذهن مردم زنده میکرد که «پیامبر صلی الله علیه و آله بر مؤمنین از خودشان صاحب اختیارتر است».
نتیجه فوقالعاده این سؤال، پاسخ یک پارچه مردم بود که صدا زدند: «اللَّهُ وَ رَسُولُهُ». با این پاسخ در واقع به ولایت خدا و رسول نسبت به خود اقرار نمودند، و جوابِ بلافاصله مخاطبین حکایت از مسلَّم بودن مسئله داشت، و این گونه یک امر استثنائی دیگر در اثنای خطابه غدیر انجام پذیرفت.
غدیر روز معرفی اولوالامر[۲۸]
عناوین بر گرفته از آیات غدیر در معرفی فرهنگ غدیر در ماجرا و خطبه غدیر و کلمات معصومین علیهم السلام، ۲۲ عنوان است که به ترتیب از کلیات آغاز میشود و با در نظر گرفتن مراحل وقوع ماجرای غدیر به دنبال یکدیگر اتفاق افتاده است. یکی از آنها «روز معرفی اولوالامر» و «روز معرفی اولی به نفس» است: غدیر روز تبیین پر عمقترین واژه رسالت انبیاء علیهم السلام بود و باید معنای «اولوالامر» در چهارچوبی واضح و بی نقاب روشن میشد.
ولایت علی علیه السلام در سایه
إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ
،[۲۹] و ولایت امامان با استناد به
أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ
[۳۰]چنان تبیین گردید، که ولایت و صاحب اختیاری مطلق اهل بیت علیهم السلام تا ابد از متن قرآن درخشید و به ابدیت قرآن پیوست.
همچنین غدیر روزی بود که ولایت از متن قرآن ترجمه شد و لغت نامهها از تبیین آن عاجز ماندند. آن روز کلمه فشرده «مَوْلی» با آیه
النَّبِیُّ أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
[۳۱]تفسیر شد، که هم صاحب اختیاری مطلق را رساند و هم قِرانِ نبوت و ولایت را ثابت کرد.
غدیر یعنی معرفی صاحب اختیار[۳۲]
یکی از تأکیدات معصومین علیهم السلام درست فکر کردن درباره غدیر و اجتناب از قالب ریزیهای غلط یا اشتباه است. از جمله فرمودهاند: «غدیر یعنی خلیفه الهی صاحب اختیار است»[۳۳]؛ و این بدان معناست که در غدیر صاحب اختیاری خلیفه بیان شده و اگر آن را سلب کنیم چیزی از مفهوم خلافت و امامت نمیماند.
معنای دقیق جمله «من کنت مولاه فعلی مولاه»[۳۴]
پس از دقت و تبیین کلماتِ حدیث غدیر، صورت ترکیبی آن با در نظر گرفتن پایههای اعتقادی شیعه، چنین ترجمه میشود:
هر مسلمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله را به عنوان صاحب اختیار خود قبول دارد، و در مورد فرمایشات و اوامر و افعال او اجازه هیچگونه شک و شبهه و اعتراض به خود نمیدهد، باید نسبت به علی بن ابی طالب علیه السلام نیز همین اعتقاد را داشته باشد و سخنان و افعال او و آنچه از او میبیند و میشنود را حق بداند.
از آنجا که هیچ گونه جای اعتراض و تشکیک درباره پیامبر صلی الله علیه و آله وجود ندارد، لذا هر کس به هر عنوان با علی علیه السلام مخالفت کند یا رو در روی او بایستد بر باطل است و اعتقاد او مساوی با کفر است.
مفهوم صاحب اختیار[۳۵]
در غدیر خم سلمان برخاست و عرض کرد: یا رسول اللَّه، ولایت و صاحب اختیاری او چگونه است؟ فرمود: ولایت و صاحب اختیاری او همچون ولایت من است. هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارترم علی هم نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر است.
پس در غدیر برای امیرالمؤمنین علیه السلام فقط خلافت و جانشینیِ پیامبرصلی الله علیه وآله به معنای جلوس در مکانِ او بعد از رحلتش اعلام نشده، بلکه تمام شئونی که صاحب اختیارِ تام بر مردم باید داشته باشد - همانها که شخص پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله دارا بودند - برای جانشین او هم اعلام شده است.
«امام» در خطبه غدیر یعنی کسی که جوابگوی جمیع مایحتاج بشر است، و این قدرت از جانب خدا به او اعطا شده است. برای تبیین آنچه به عنوان «امامت» در قالب امامتِ امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه غدیر منظور شده است به جهات زیر برمیخوریم:
- حکومت و ولایتِ مطلق بر مردم به عنوان صاحب امر و واجب الاطاعة، که این تعابیر به چشم میخورد: امیرالمؤمنین، امام، ولیّ مردم، خلیفه، وصی، مفروض الطاعة، نافذ الامر.
- هدایتِ مردم به سوی خداوند، که تعابیری نظیر هدایت به حق و از بین بردن باطل و دعوت به سوی خداوند و بشارت دهنده ذکر شده است.
- پاسخگویی به نیازهای علمی مردم، که لازمه اش علم به جمیع ما یحتاج مردم است. این مطلب با تعابیر در بر دارنده علم رسول و بیان کننده بعد از او و جانشین و خلیفه او بر تفسیر قرآن خاطر نشان شده است.
- جنگ با دشمنان که یکی از شئون امام است، با اشاره به جنگ با ناکثین و قاسطین و مارقین ذکر شده است.
امامت با چنین معنای وسیعی که در خطبه غدیر آمده دارای پشتوانه الهی و امضای پروردگار است، و او عطا کننده این قدرت است. در این باره به امامت و ولایت او از جانب خداوند و منصوب شدن او به امر الهی تصریح شده است.
موقعیت تبلیغی غدیر و صاحب اختیاری[۳۶]
پنج موقعیت مهم در تبلیغ غدیر از بنیانگذارِ آن حضرت خاتم الانبیاء علیهم السلام میبینیم، که همه آنها در فاصله دو ماه و اندی از ۱۸ ذی الحجه سال دهم تا ۲۸ صفر سال یازدهم هجری رخ داده است. کارساز بودن هر یک از این موقعیتها در آیندههای غدیر مشهود است و خبر از
اَکمَلتُ لَکُم دینَکُم
از یک سو و «اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی» از سوی دیگر میدهد. از جمله مورد زیر است:
وقتی از پیامبرصلی الله علیه وآله میخواهند که مراسم سه روزه غدیر را در یک عبارت خلاصه کند، در مییابیم که بسیاری از مردم آن روز هم در معنای «صاحب اختیاری» دقت لازم را نکرده بودند. حضرت معنای «مولی» را از صاحب اختیاری خدا بر خود آغاز میکند و سپس صاحب اختیاری خود را بر اساس ولایة اللَّه مطرح میفرماید و آنگاه صاحب اختیاری علی علیه السلام را نتیجه میگیرد.[۳۷]
مهدی علیه السلام صاحب اختیار خدا در زمین[۳۸]
پیامبرصلی الله علیه وآله در فرازی از بخش هشتم خطبه غدیر به این جهت اشاره کردند که حضرت مهدی علیه السلام یاری دهنده دین الهی و شکننده جلوههای شرک و بالا برنده آیات خداست: «اَلا اِنَّهُ لا غالِبَ لَهُ وَ لا مَنْصُورَ عَلَیْهِ. اَلا وَ اِنَّهُ وَلِیُّ اللَّهِ فی اَرْضِهِ، وَ حَکَمُهُ فی خَلْقِهِ، وَ اَمینُهُ فی سِرِّهِ وَ عَلانِیَتِهِ.» بدانید او کسی است که غالبی بر او نیست و کسی بر ضد او کمک نمیشود. اوست ولی خدا در زمین و حکم کننده او بین خلقش و امین او بر نهان و آشکارش.
منابع
دانشنامه غدیر، جلد ۱۳، صفحه ۴۴۹.
پانویس
- ↑ احزاب / ۶.
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۱ ص ۲۹–۲۶.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۲۹۷،۲۹۶. الاقبال: ص ۴۵۹،۴۵۳.
- ↑ یعنی در بین جمعیت ۱۲۰۰۰۰ نفری غدیر در مقابل منبر بودیم.
- ↑ کتاب سلیم: ص ۳۶۲. عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۲۷۱. الغدیر: ج ۱ ص ۱۹۹.
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۱ ص ۱۹۴،۱۹۳.
- ↑ ژرفای غدیر: ص ۲۰۴. غدیر از زبان مولی: ص ۴۰،۲۵.
- ↑ الاحتجاج: ج ۱ ص ۱۴۵. بحار الانوار: ج ۳۱ ص ۴۱۷،۴۱۶.
- ↑ ژرفای غدیر: ص ۱۷۲.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۸۱.
- ↑ عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۲۳۴،۱۳۳.
- ↑ تبلیغ غدیر در سیره معصومین علیهم السلام: ص ۱۷۱،۱۷۰.
- ↑ اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۲۶ ص ۵۳۵.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۲۰۳.
- ↑ ژرفای غدیر: ص ۸۸. اسرار غدیر: ص ۱۹۹.
- ↑ بحار الانوار: ج ۵۰ ص ۳۲۱.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۳ ص ۹۹ ح ۳.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۱۹۷.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۱۴۷–۱۵۵، ۱۵۷–۱۷۰، ۲۲۳–۲۳۱. اولین میراث مکتوب درباره غدیر: ص ۱۴.
- ↑ کتاب سلیم: حدیث ۸.
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۳ ص ۳۳۲،۳۳۱.
- ↑ احزاب / ۶.
- ↑ احزاب / ۶.
- ↑ بحار الانوار: ج ۳۵ ص ۳۱۱.
- ↑ ژرفای غدیر: ص ۲۰۱. غدیر از زبان مولی: ص ۳۶.
- ↑ الخصال: ص ۵۴۸. بحار الانوار: ج ۲۹ ص ۸.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۵۳.
- ↑ غدیر در قرآن: ج ۳ ص ۳۰۲.
- ↑ مائده / ۵۵.
- ↑ اسراء / ۵۹.
- ↑ احزاب / ۶.
- ↑ تبلیغ غدیر در سیره معصومین علیهم السلام: ص ۲۲۳.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۹ ص ۳–۱۸.
- ↑ ژرفای غدیر: ص ۸۷.
- ↑ ژرفای غدیر: ص ۹۹. اولین میراث مکتوب درباره غدیر: ص ۳۶،۱۸.
- ↑ تبلیغ غدیر در سیره معصومین علیهم السلام: ص ۲۳۹،۲۳۸.
- ↑ اثبات الهداة: ج ۲ ص ۱۲۶ ح ۵۳۵.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۲۱۸–۲۱۳.