پرش به محتوا

حدیث غدیر

از ویکی غدیر
حدیث غدیر
تصویر مرتبط با حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه
اطلاعات حدیث
سرشناسی«مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ»
نام‌های دیگرحدیث «من کنت مولاه»؛ حدیث ولایت در غدیر
موضوعولایت امیرالمؤمنین علیه السلام و تبیین جایگاه آن حضرت نسبت به مؤمنان
صدور و روایت
صادرشده ازپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
راوی اصلیگروهی از صحابهٔ پیامبر
راویانامیرالمؤمنین علیه السلام؛ زید بن ارقم؛ براء بن عازب؛ سعد بن ابی‌وقاص؛ جابر بن عبدالله و دیگران
اعتبار و مستندات
اعتبار سنددارای طرق متعدد؛ تصحیح و تحسین نزد بسیاری از محدثان و تصریح شماری از آنان به تواتر متن اصلی
منابع شیعهالکافی؛ الإرشاد؛ عیون أخبار الرضا؛ کمال الدین؛ الأمالی
منابع اهل‌سنتسنن الترمذی؛ مسند أحمد؛ خصائص أمیرالمؤمنین؛ السنن الکبری؛ سنن ابن‌ماجه؛ المستدرک علی الصحیحین
مؤیدات
مؤید قرآنیآیهٔ اولویت پیامبر؛ آیهٔ تبلیغ؛ آیهٔ اکمال
مؤید رواییحدیث ثقلین؛ گزارش‌های مناشدهٔ رحبه

حدیث غدیر سخن مشهور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دربارهٔ ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام است که با عبارت «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ» شناخته می‌شود. این حدیث در گزارش‌های واقعهٔ غدیر خم، پس از بازگشت از حجة‌الوداع، نقل شده و در منابع حدیثی شیعه و اهل‌سنت آمده است.[۱][۲][۳]

در برخی نقل‌ها، پیامبر پیش از معرفی امیرالمؤمنین، از اولویت خود نسبت به مؤمنان اقرار گرفته و پس از آن، برای دوستان و دشمنان آن حضرت دعا کرده است.[۴] در نقلی دیگر، حدیث ولایت همراه با سفارش به قرآن و عترت، مشهور به حدیث ثقلین، آمده است.[۵]

حدیث غدیر از مهم‌ترین دلایل روایی امامیه بر امامت امیرالمؤمنین پس از پیامبر است. اختلاف در تفسیر آن، بیش از همه به معنای «مولی» و نقش قرائن همراه حدیث بازمی‌گردد. متکلمان شیعه آن را بیانگر ولایت و لزوم اطاعت می‌دانند؛ در مقابل، برخی شارحان اهل‌سنت، حدیث را بر محبت، نصرت و پیوند دینی حمل کرده‌اند.[۶][۷]

حدیث غدیر و خطبه غدیر

«حدیث غدیر» معمولاً به جملهٔ «من کنت مولاه فعلی مولاه» و عبارت‌های پیوسته با آن گفته می‌شود. «خطبهٔ غدیر» عنوان سخنرانی پیامبر در آن واقعه است که در منابع، با تفصیل و اختصار متفاوت گزارش شده است.

بنابراین، سه موضوع باید از یکدیگر تفکیک شوند:

  • جملهٔ اصلی حدیث: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ»؛
  • مقدمات و عبارت‌های همراه: مانند پرسش از اولویت پیامبر و دعای «اللهم وال من والاه»؛
  • متن مفصل خطبه: شامل موضوعات گسترده‌تری که در نقل‌های طولانی آمده است.

اعتبار جملهٔ اصلی، به‌تنهایی برای اثبات همهٔ عبارت‌های منقول در متن‌های مفصل کافی نیست؛ سند و مأخذ هر بخش باید جداگانه بررسی شود.

زمینهٔ تاریخی

بر اساس گزارش‌های واقعه، پیامبر پس از پایان حجة‌الوداع، در مسیر بازگشت به مدینه در غدیر خم توقف کرد و برای حاضران سخن گفت. این واقعه در گزارش مشهور امامیه، در هجدهم ذی‌الحجهٔ سال دهم هجری قرار دارد.

شیخ مفید، توقف در غدیر، گردآمدن مسلمانان، سخنرانی پیامبر و معرفی امیرالمؤمنین را گزارش کرده است.[۸] در نقل نسائی نیز بازگشت از حجة‌الوداع، توقف در غدیر خم و آماده‌کردن زیر درختان برای اجتماع، تصریح شده است.[۹]

اصل سخنرانی پیامبر در محلی به نام «خُم» میان مکه و مدینه، در صحیح مسلم نیز گزارش شده است؛ اما آن نقل، سفارش به قرآن و اهل‌بیت را دربردارد و جملهٔ «من کنت مولاه» در متن آن نیامده است.[۱۰]

متن و ترجمه حدیث

عبارت اصلی

ترمذی از ابوالطفیل، از ابوسریحه یا زید بن ارقم ـ با تردید یکی از راویان در نام صحابی ـ نقل کرده است:

مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ.؛ هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست.[۱۱]

واژهٔ «مولی» در این ترجمه حفظ شده است؛ زیرا تعیین معنای آن، موضوع اصلی بحث دلالت حدیث است.

نقل زید بن ارقم در مسند احمد

در مسند احمد، از زید بن ارقم چنین نقل شده است:

نَزَلْنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِوَادٍ يُقَالُ لَهُ: وَادِي خُمٍّ، فَأَمَرَ بِالصَّلَاةِ فَصَلَّاهَا بِهَجِيرٍ، قَالَ: فَخَطَبَنَا، وَظُلِّلَ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِثَوْبٍ عَلَى شَجَرَةِ سَمُرَةٍ مِنَ الشَّمْسِ، فَقَالَ: أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ، أَوْ أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ، أَنِّي أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ؟ قَالُوا: بَلَى. قَالَ: فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ، فَإِنَّ عَلِيًّا مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ.؛ همراه رسول خدا در دره‌ای به نام خُم فرود آمدیم. آن حضرت به نماز فرمان داد و در گرمای نیمروز نماز گزارد؛ سپس برای ما سخنرانی کرد. برای رسول خدا با پارچه‌ای بر درخت سَمُره، سایبانی در برابر آفتاب فراهم شده بود. فرمود: آیا نمی‌دانید، یا گواهی نمی‌دهید، که من نسبت به هر مؤمنی از خودش سزاوارترم؟ گفتند: آری. فرمود: پس هر کس من مولای اویم، علی مولای اوست. خدایا، با هر کس که با او دوستی و همراهی می‌کند، دوستی کن و با هر کس که با او دشمنی می‌کند، دشمنی کن.[۱۲]

این نقل، پرسش از اولویت پیامبر، معرفی ولایت امیرالمؤمنین و دعای پس از آن را در یک سیاق آورده است.

نقل زید بن ارقم در خصائص نسائی

نسائی از زید بن ارقم گزارش کرده است:

لَمَّا رَجَعَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَنْ حَجَّةِ الْوَدَاعِ وَنَزَلَ غَدِيرَ خُمٍّ، أَمَرَ بِدَوْحَاتٍ فَقُمِمْنَ، ثُمَّ قَالَ: كَأَنِّي قَدْ دُعِيتُ فَأَجَبْتُ، وَإِنِّي قَدْ تَرَكْتُ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ، أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الْآخَرِ: كِتَابَ اللَّهِ وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي، فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِي فِيهِمَا، فَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ مَوْلَايَ وَأَنَا وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ. ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ فَقَالَ: مَنْ كُنْتُ وَلِيَّهُ فَهَذَا وَلِيُّهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ.؛ هنگامی که رسول خدا از حجة‌الوداع بازگشت و در غدیر خم فرود آمد، فرمان داد زیر درختان بزرگ را پاک کنند. سپس فرمود: گویی فراخوانده شده‌ام و پاسخ داده‌ام؛ و من دو چیز گران‌بها در میان شما بر جای گذاشته‌ام که یکی از دیگری بزرگ‌تر است: کتاب خدا و عترتم، اهل‌بیتم. بنگرید پس از من با آن دو چگونه رفتار می‌کنید؛ زیرا آن دو از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا کنار حوض بر من وارد شوند. سپس فرمود: خدا مولای من است و من ولیّ هر مؤمنی هستم. آنگاه دست علی را گرفت و فرمود: هر کس من ولیّ اویم، این شخص ولیّ اوست. خدایا، با هر کس که با او دوستی و همراهی می‌کند، دوستی کن و با هر کس که با او دشمنی می‌کند، دشمنی کن.[۱۳]

ابوالطفیل از زید پرسید که آیا این سخن را از پیامبر شنیده است؟ زید پاسخ داد که در آن اجتماع، کسی نبود مگر آنکه پیامبر را با چشم خود دید و سخن او را با گوش خود شنید.[۱۴]

نقل الإرشاد

شیخ مفید در گزارش غدیر، پس از بیان سفارش به قرآن و عترت، از اقرارگرفتن پیامبر به اولویت خود و سپس معرفی امیرالمؤمنین یاد کرده است. عبارت حدیث در این گزارش چنین است:

فَمَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.؛ پس هر کس من مولای اویم، این علی مولای اوست. خدایا، با هر کس که با او دوستی و همراهی می‌کند، دوستی کن و با هر کس که با او دشمنی می‌کند، دشمنی کن؛ هر کس او را یاری می‌کند یاری کن و هر کس او را بی‌یاور می‌گذارد، بی‌یاور بگذار.[۱۵]

تفاوت نقل‌ها

جملهٔ اصلی حدیث در منابع با تعبیرهایی مانند «فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ»، «فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ» و «مَنْ كُنْتُ وَلِيَّهُ فَهَذَا وَلِيُّهُ» آمده است.

بخش روایت نمونهٔ تعبیر مأخذ
جملهٔ اصلی مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ سنن الترمذی.[۱۶]
تعبیر «ولی» مَنْ كُنْتُ وَلِيَّهُ فَهَذَا وَلِيُّهُ خصائص أمیرالمؤمنین.[۱۷]
مقدمهٔ اولویت أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ؟ مسند أحمد.[۱۸]
دعای ولایت و عداوت اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ خصائص أمیرالمؤمنین و مسند أحمد.[۱۹][۲۰]
دعای نصرت و خذلان وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ الإرشاد.[۲۱]

همهٔ منابع، تمام این بخش‌ها را یکجا نقل نکرده‌اند. تفاوت در اختصار، الفاظ و عبارت‌های همراه، اقتضا می‌کند که هنگام نقل مستقیم، متن همان مأخذ حفظ شود و حکم سندی یک روایت به همهٔ افزوده‌ها تعمیم نیابد.

راویان حدیث

حدیث غدیر از گروهی از صحابه نقل شده است. از نمونه‌های دارای مأخذ مشخص می‌توان به زید بن ارقم، براء بن عازب، سعد بن ابی‌وقاص و جابر بن عبدالله اشاره کرد.[۲۲][۲۳][۲۴][۲۵]

امیرالمؤمنین علیه السلام نیز در گزارش‌های مناشده، سخن پیامبر را یادآوری کرده و از شاهدان خواسته است بر شنیدن آن گواهی دهند.[۲۶]

آمار راویان در الغدیر

عبدالحسین امینی در جلد نخست «الغدیر»، نام ۱۱۰ تن از صحابه و ۸۴ تن از تابعین را در شمار ناقلان حدیث آورده است.[۲۷][۲۸] او همچنین ناقلان حدیث از عالمان دوره‌های بعد را معرفی کرده است.[۲۹]

این اعداد، نتیجهٔ گردآوری و دسته‌بندی مؤلف‌اند. در بررسی تفصیلی، باید نقل مستقیم، نقل با واسطه، گواهی در مناشدات و اختلاف احتمالی در نام اشخاص از یکدیگر تفکیک شوند.

منابع حدیث

حدیث غدیر در منابع روایی و تاریخی شیعه و اهل‌سنت نقل شده است. منابعی که متن حدیث را با سند آورده‌اند، با آثاری که نقل‌های پیشین را گردآوری یا شرح کرده‌اند، کارکرد یکسانی ندارند.

کتاب مؤلف نمونهٔ محل نقل
سنن الترمذی محمد بن عیسی ترمذی ح۳۷۱۳.[۳۰]
مسند أحمد احمد بن حنبل نقل زید بن ارقم و گزارش مناشدهٔ رحبه.[۳۱][۳۲]
خصائص أمیرالمؤمنین احمد بن شعیب نسائی ح۷۹.[۳۳]
السنن الکبری احمد بن شعیب نسائی روایت زید بن ارقم و گزارش رحبه.[۳۴][۳۵]
سنن ابن‌ماجه محمد بن یزید قزوینی ح۱۱۶ و ح۱۲۱.[۳۶][۳۷]
المستدرک علی الصحیحین محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری نقل حدیث در فضائل امیرالمؤمنین.[۳۸]
الکافی محمد بن یعقوب کلینی گزارش‌های ولایت و نص بر امیرالمؤمنین.[۳۹]
الإرشاد شیخ مفید گزارش واقعه و متن حدیث.[۴۰]
عیون أخبار الرضا شیخ صدوق نقل حدیث در مجموعهٔ اخبار امام رضا علیه السلام.[۴۱]
کمال الدین وتمام النعمة شیخ صدوق نقل حدیث با تعبیر «ولی».[۴۲]

صحت و تواتر

داوری ترمذی

در متن نقل‌شده از سنن ترمذی، پس از حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه»، تعبیر «حسن غریب» آمده است.[۴۳] این داوری به طریق مشخصی مربوط است که ترمذی در همان موضع آورده است.

تصریح ذهبی به تواتر متن

ذهبی پس از نقل حدیث از جابر بن عبدالله، سند مورد بحث را حسن و متن حدیث را متواتر معرفی کرده است.[۴۴]

این تعبیر میان ارزیابی یک سند و ارزیابی متن بر پایهٔ مجموعهٔ نقل‌ها تفاوت می‌گذارد؛ حسن‌بودن یک طریق، با متواتردانستن متن از راه مجموع طرق منافاتی ندارد.

دیدگاه ابن‌حجر هیتمی

ابن‌حجر هیتمی با وجود مخالفت با استدلال امامیه بر خلافت، اصل حدیث را صحیح دانسته و به فراوانی طرق و وجود سندهای صحیح و حسن اشاره کرده است. او ردّ یکسرهٔ دعای «اللهم وال من والاه» را نیز نپذیرفته است.[۴۵]

موضع او نمونه‌ای از تفاوت میان پذیرش اعتبار حدیث و نپذیرفتن تفسیر امامیه از دلالت آن است.

تواتر در آثار امامیه

عالمان امامیه، حدیث غدیر را از نصوص متواتر در موضوع امامت شمرده‌اند. شیخ طوسی در بحث امامت بر اعتبار حدیث و اختلاف در معنای آن تأکید کرده و علامه حلی نیز در استدلال بر امامت به آن استناد کرده است.[۴۶][۴۷]

علامه امینی در «الغدیر» با گردآوری ناقلان، منابع و گزارش‌های احتجاج، از تواتر حدیث دفاع کرده است.[۴۸]

دامنهٔ حکم به تواتر

در ارزیابی نقل‌ها باید میان این موارد تفاوت گذاشت:

  • تواتر جملهٔ اصلی «من کنت مولاه فعلی مولاه»؛
  • اعتبار مقدمهٔ «ألست أولى بالمؤمنین من أنفسهم»؛
  • اعتبار دعای پس از حدیث؛
  • اعتبار جزئیات تاریخی و متن‌های مفصل خطبه.

تصریح یک محدث به تواتر متن اصلی، لزوماً شامل تمام عبارت‌های افزوده در همهٔ نقل‌ها نیست. همچنین ضعف یک طریق، به‌تنهایی همهٔ طرق دیگر را بی‌اعتبار نمی‌کند.

معنای «مولی»

«مولی» در زبان عربی کاربردهای متعددی دارد. ابن‌اثیر از معانی‌ای مانند سرور، یاری‌کننده، دوست، هم‌پیمان و متولی امر یاد می‌کند و توضیح می‌دهد که معنای مناسب باید با توجه به حدیث و سیاق آن تعیین شود.[۴۹]

ازاین‌رو، اختلاف دربارهٔ حدیث غدیر تنها با فهرست‌کردن معانی لغوی حل نمی‌شود؛ مسئلهٔ اصلی، تعیین معنای متناسب با جمله‌های پیش و پس، موقعیت بیان و دیگر قرائن است.

برداشت امامیه

متکلمان امامیه «مولی» را در این حدیث، با توجه به قرائن، ناظر به اولویت در تدبیر و تصرف و لزوم اطاعت می‌دانند. در این برداشت، پیامبر همان نوع اولویتی را که پیش‌تر دربارهٔ خود از مخاطبان اقرار گرفته بود، برای امیرالمؤمنین بیان کرده است.[۵۰][۵۱]

شیخ مفید نیز اتصال پرسش از اولویت پیامبر به جملهٔ «من کنت مولاه» را دلیل بر ولایت و اطاعت از امیرالمؤمنین دانسته است.[۵۲]

برداشت محبت و نصرت

در برابر، برخی شارحان اهل‌سنت، حدیث را بیانگر محبت، نصرت و پیوند دینی با امیرالمؤمنین دانسته‌اند و از آن، تعیین خلافت بلافصل را نتیجه نگرفته‌اند. ابن‌اثیر در توضیح حدیث، تفسیر «ولاء اسلام» را از شافعی نقل کرده است.[۵۳]

بنابراین، پذیرش اصل حدیث نزد یک عالم، به‌تنهایی نشان‌دهندهٔ پذیرش دلالت آن بر امامت به معنای مورد نظر امامیه نیست.

قرائن دلالت بر امامت

پرسش از اولویت پیامبر

مهم‌ترین قرینهٔ مورد استناد امامیه، مقدمه‌ای است که در آن پیامبر می‌پرسد:

أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ؟؛ آیا نمی‌دانید که من نسبت به هر مؤمنی از خودش سزاوارترم؟[۵۴]

این تعبیر با مضمون آیهٔ ششم سورهٔ احزاب ارتباط دارد:

النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؛ پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.(احزاب:۶)

متکلمان امامیه، پیوند این مقدمه با معرفی امیرالمؤمنین را شاهدی بر آن می‌دانند که سخن از دوستی معمولی فراتر است و به ولایت و اطاعت مربوط می‌شود.[۵۵]

همراهی با حدیث ثقلین

در نقل نسائی، سفارش به کتاب خدا و عترت، پیش از معرفی ولایت امیرالمؤمنین آمده است.[۵۶] در تفسیر امامیه، این همراهی، قرینه‌ای بر جایگاه اهل‌بیت در هدایت امت و مرجعیت پس از پیامبر است.

دعای پس از حدیث

دعای «اللهم وال من والاه وعاد من عاداه» در شماری از نقل‌ها آمده است.[۵۷][۵۸]

عالمان امامیه، این دعا را با مسئولیت امت در همراهی و یاری امیرالمؤمنین مرتبط می‌دانند. بااین‌حال، استدلال کامل بر امامت، بر مجموعهٔ قرائن تکیه دارد و به ترجمهٔ این دعا محدود نمی‌شود.[۵۹]

یادآوری حدیث در مناشدات

استناد امیرالمؤمنین به سخن پیامبر و درخواست گواهی از شاهدان غدیر، از دیگر قرائن مورد توجه پژوهشگران امامی است.[۶۰] این گزارش‌ها نشان می‌دهند که حدیث در دوره‌های بعد نیز برای یادآوری جایگاه آن حضرت مطرح بوده است.

مناشدهٔ رحبه

«مناشده» در این بحث، به معنای سوگنددادن و درخواست گواهی از کسانی است که سخن پیامبر را شنیده‌اند.

در مسند احمد، ابوالطفیل گزارش می‌کند که امیرالمؤمنین مردم را در رحبه گرد آورد و از هر مسلمانی که سخن پیامبر را در روز غدیر شنیده بود، خواست برخیزد و شهادت دهد. در یک صورت نقل، سی تن و در تعبیر راوی دیگر، گروه بسیاری برخاستند.[۶۱]

آنان گواهی دادند که پیامبر پس از پرسش از اولویت خود نسبت به مؤمنان، فرمود:

مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ.؛ هر کس من مولای اویم، این شخص مولای اوست. خدایا، با هر کس که با او دوستی و همراهی می‌کند، دوستی کن و با هر کس که با او دشمنی می‌کند، دشمنی کن.[۶۲]

ابوالطفیل سپس با زید بن ارقم دیدار کرد و آنچه شنیده بود با او در میان گذاشت؛ زید نیز شنیدن این سخن از پیامبر را تأیید کرد.[۶۳]

گزارش رحبه در السنن الکبری نسائی و شرح مشکل الآثار نیز آمده است.[۶۴][۶۵]

تفاوت شمار شاهدان در نقل‌های مختلف باید هنگام گزارش حفظ شود و نباید همهٔ صورت‌ها را به یک عدد ثابت بازگرداند.

ارتباط با آیات قرآن

در منابع و استدلال‌های امامیه، چند آیه در ارتباط با واقعه و حدیث غدیر بررسی شده‌اند. نوع ارتباط این آیات یکسان نیست.

آیه نوع ارتباط در استدلال امامیه
احزاب: ۶ بیان اولویت پیامبر نسبت به مؤمنان و ارتباط آن با مقدمهٔ حدیث.
مائده: ۶۷؛ آیهٔ تبلیغ در گزارش‌های تفسیری امامیه، مأموریت پیامبر به ابلاغ ولایت با این آیه مرتبط دانسته شده است.[۶۶][۶۷]
مائده: ۳؛ آیهٔ اکمال در روایات امامیه، اکمال دین و اتمام نعمت با اعلام ولایت پیوند یافته است.[۶۸]

روایت‌های شأن نزول و تفسیر این آیات، مجموعه‌ای مستقل از شواهدند. اعتبار و دلالت آنها باید جداگانه بررسی شود و از یکسان‌گرفتن همهٔ گزارش‌های تفسیری با متن کوتاه حدیث پرهیز گردد.

پژوهش‌ها و آثار اختصاصی

گردآوری طرق حدیث غدیر، پیشینه‌ای کهن دارد. علامه امینی از تألیف‌های مستقلی دربارهٔ این حدیث یاد کرده است؛ از جمله آثار محمد بن جریر طبری و ابن‌عقده که طرق روایت را گرد آورده بودند.[۶۹]

در دوره‌های بعد، پژوهش حدیث غدیر در دو محور اصلی ادامه یافته است: بررسی سند و ناقلان، و بررسی دلالت بر ولایت و امامت.

اثر پدیدآورنده محور اصلی
طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه شمس‌الدین ذهبی گردآوری و بررسی طرق حدیث.[۷۰]
عبقات الأنوار میرحامد حسین موسوی هندی بررسی سند و دلالت نصوص امامت، از جمله حدیث غدیر.
الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب عبدالحسین امینی معرفی راویان، منابع، احتجاج‌ها و شواهد تاریخی و ادبی؛ به‌ویژه در جلد نخست.[۷۱]
نگاهی به حدیث غدیر سید علی حسینی میلانی بررسی اعتبار حدیث و قرائن دلالت آن بر امامت.[۷۲]
حدیث الغدیر بین أدلة المثبتین وأوهام المبطلین سید هاشم میلانی بررسی دلایل اثبات و نقد اشکال‌های سندی و دلالی.[۷۳]

جستارهای وابسته

واقعه غدیر • خطبه غدیر • دلالت حدیث غدیر بر امامت • حدیث ثقلین • فهرست صحابه راوی حدیث غدیر • زنان راوی غدیر

پانویس

  1. ↑ سنن الترمذی، ح۳۷۱۳.
  2. ↑ خصائص أمیرالمؤمنین، ح۷۹.
  3. ↑ الإرشاد، ج۱، ص۱۷۴–۱۷۷.
  4. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۷۳–۷۴.
  5. ↑ خصائص أمیرالمؤمنین، ح۷۹.
  6. ↑ الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۱۳۳–۲۴۵.
  7. ↑ النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج۵، ص۲۲۸.
  8. ↑ الإرشاد، ج۱، ص۱۷۴–۱۷۷.
  9. ↑ خصائص أمیرالمؤمنین، ح۷۹.
  10. ↑ صحیح مسلم، ح۲۴۰۸.
  11. ↑ سنن الترمذی، ح۳۷۱۳.
  12. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۷۳–۷۴.
  13. ↑ خصائص أمیرالمؤمنین، ح۷۹.
  14. ↑ خصائص أمیرالمؤمنین، ح۷۹.
  15. ↑ الإرشاد، ج۱، ص۱۷۶.
  16. ↑ سنن الترمذی، ح۳۷۱۳.
  17. ↑ خصائص أمیرالمؤمنین، ح۷۹.
  18. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۷۳–۷۴.
  19. ↑ خصائص أمیرالمؤمنین، ح۷۹.
  20. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۷۳–۷۴.
  21. ↑ الإرشاد، ج۱، ص۱۷۶.
  22. ↑ خصائص أمیرالمؤمنین، ح۷۹.
  23. ↑ سنن ابن‌ماجه، ح۱۱۶.
  24. ↑ سنن ابن‌ماجه، ح۱۲۱.
  25. ↑ سیر أعلام النبلاء، ج۸، ص۳۳۴–۳۳۵.
  26. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۵۵، ح۱۹۳۰۲.
  27. ↑ الغدیر، ج۱، ص۴۱–۱۴۴.
  28. ↑ الغدیر، ج۱، ص۱۴۵–۱۶۵.
  29. ↑ الغدیر، ج۱، ص۱۶۷–۳۱۰.
  30. ↑ سنن الترمذی، ح۳۷۱۳.
  31. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۷۳–۷۴.
  32. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۵۵، ح۱۹۳۰۲.
  33. ↑ خصائص أمیرالمؤمنین، ح۷۹.
  34. ↑ السنن الکبری، ج۷، ص۳۱۰، ح۸۰۹۲.
  35. ↑ السنن الکبری، ج۷، ص۴۴۲، ح۸۴۲۴.
  36. ↑ سنن ابن‌ماجه، ح۱۱۶.
  37. ↑ سنن ابن‌ماجه، ح۱۲۱.
  38. ↑ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۱۸–۱۱۹.
  39. ↑ الکافی، ج۱، ص۲۹۴–۲۹۶.
  40. ↑ الإرشاد، ج۱، ص۱۷۴–۱۷۷.
  41. ↑ عیون أخبار الرضا، ج۲، ص۴۷.
  42. ↑ کمال الدین وتمام النعمة، ج۱، ص۲۳۴–۲۳۵.
  43. ↑ سنن الترمذی، ح۳۷۱۳.
  44. ↑ سیر أعلام النبلاء، ج۸، ص۳۳۴–۳۳۵.
  45. ↑ الصواعق المحرقة، ص۴۲.
  46. ↑ الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۳۴۳–۳۵۱.
  47. ↑ کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۶۹.
  48. ↑ الغدیر، ج۱، ص۴۱–۳۱۰.
  49. ↑ النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج۵، ص۲۲۸.
  50. ↑ الشافی فی الإمامة، ج۳، ص۱۳۳–۲۴۵.
  51. ↑ الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۳۴۳–۳۵۱.
  52. ↑ الإرشاد، ج۱، ص۸.
  53. ↑ النهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج۵، ص۲۲۸.
  54. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۷۳–۷۴.
  55. ↑ الإرشاد، ج۱، ص۸.
  56. ↑ خصائص أمیرالمؤمنین، ح۷۹.
  57. ↑ خصائص أمیرالمؤمنین، ح۷۹.
  58. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۷۳–۷۴.
  59. ↑ الغدیر، ج۱، ص۶۵۳–۶۶۳.
  60. ↑ الغدیر، ج۱، ص۳۲۷–۴۲۲.
  61. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۵۵، ح۱۹۳۰۲.
  62. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۵۵، ح۱۹۳۰۲.
  63. ↑ مسند أحمد، ج۳۲، ص۵۵، ح۱۹۳۰۲.
  64. ↑ السنن الکبری، ج۷، ص۴۴۲، ح۸۴۲۴.
  65. ↑ شرح مشکل الآثار، ج۵، ص۱۵، ح۱۷۶۲.
  66. ↑ الإرشاد، ج۱، ص۱۷۵.
  67. ↑ المیزان فی تفسیر القرآن، ذیل آیهٔ ۶۷ سورهٔ مائده.
  68. ↑ الکافی، ج۱، ص۲۸۹.
  69. ↑ الغدیر، ج۱، ص۳۱۳–۳۱۶.
  70. ↑ طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه، ص۱۱.
  71. ↑ الغدیر، ج۱.
  72. ↑ نگاهی به حدیث غدیر، ص۲۳ و ص۳۸.
  73. ↑ حدیث الغدیر بین أدلة المثبتین وأوهام المبطلین، ص۷.

منابع

  • الإرشاد فی معرفة حجج الله علی العباد؛ محمد بن محمد بن نعمان، شیخ مفید، تحقیق مؤسسة آل‌البیت لإحیاء التراث، قم: المؤتمر العالمی لألفیة الشیخ المفید، ۱۴۱۳ق.
  • الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد؛ محمد بن حسن طوسی، بیروت: دارالأضواء، ۱۴۰۶ق.
  • السنن الکبری؛ احمد بن شعیب نسائی، تحقیق حسن عبدالمنعم شلبی، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۱ق.
  • الشافی فی الإمامة؛ سید مرتضی علم‌الهدی، تحقیق سید عبدالزهرا حسینی، تهران: مؤسسة الصادق، ۱۴۱۰ق.
  • الصواعق المحرقة فی الرد علی أهل البدع والزندقة؛ احمد بن محمد ابن‌حجر هیتمی، چاپ مورد استناد: ص۴۲، نسخهٔ برخط کتابخانهٔ اهل‌بیت.
  • المستدرک علی الصحیحین؛ محمد بن عبدالله حاکم نیشابوری، تحقیق مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت: دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۱ق.
  • المیزان فی تفسیر القرآن؛ سید محمدحسین طباطبایی، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات؛ بخش تفسیر آیهٔ ۶۷ سورهٔ مائده.
  • النهایة فی غریب الحدیث والأثر؛ مجدالدین مبارک بن محمد ابن‌اثیر، تحقیق محمود محمد طناحی، قم: مؤسسهٔ اسماعیلیان.
  • حدیث الغدیر بین أدلة المثبتین وأوهام المبطلین؛ سید هاشم میلانی، کربلا: العتبة العباسیة المقدسة، ۱۴۳۸ق.
  • خصائص أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب؛ احمد بن شعیب نسائی، روایت شمارهٔ ۷۹؛ نسخهٔ برخط متن در بخش منابع اصلی حدیث در الدرر السنیة.
  • سنن الترمذی؛ محمد بن عیسی ترمذی، کتاب المناقب، حدیث۳۷۱۳؛ نسخهٔ برخط در پایگاه Sunnah.
  • سنن ابن‌ماجه؛ محمد بن یزید قزوینی، مقدمه، باب فضائل علی بن ابی‌طالب، احادیث۱۱۶ و۱۲۱؛ نسخهٔ برخط در پایگاه Sunnah.
  • سیر أعلام النبلاء؛ شمس‌الدین محمد بن احمد ذهبی، تحقیق شعیب ارنؤوط و همکاران، بیروت: مؤسسة الرسالة.
  • شرح مشکل الآثار؛ احمد بن محمد طحاوی، تحقیق شعیب ارنؤوط، بیروت: مؤسسة الرسالة.
  • صحیح مسلم؛ مسلم بن حجاج نیشابوری، کتاب فضائل الصحابة، حدیث۲۴۰۸؛ نسخهٔ برخط در پایگاه Sunnah.
  • طرق حدیث من کنت مولاه فعلی مولاه؛ شمس‌الدین محمد بن احمد ذهبی، تحقیق سید عبدالعزیز طباطبایی، قم: دلیل ما، ۱۴۲۶ق.
  • عبقات الأنوار فی إمامة الأئمة الأطهار؛ میرحامد حسین موسوی هندی.
  • عیون أخبار الرضا؛ محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق، تحقیق مهدی لاجوردی، تهران: انتشارات جهان.
  • الغدیر فی الکتاب والسنة والأدب؛ عبدالحسین امینی، قم: مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیة، ۱۴۱۶ق.
  • الکافی؛ محمد بن یعقوب کلینی، تحقیق علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دارالکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد؛ حسن بن یوسف علامه حلی، تصحیح حسن حسن‌زاده آملی، قم: مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۱۳ق.
  • کمال الدین وتمام النعمة؛ محمد بن علی بن بابویه، شیخ صدوق، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۹۵ق.
  • مسند أحمد؛ احمد بن محمد بن حنبل، تحقیق شعیب ارنؤوط، عادل مرشد و همکاران، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۱ق.
  • نگاهی به حدیث غدیر؛ سید علی حسینی میلانی، قم: الحقائق، ۱۳۸۷ش.