پرش به محتوا

حسن بصری

از ویکی غدیر
حسن بصری
حسن بصری
اطلاعات فردی
نام کاملحسن بن ابوالحسن یسار بصری
سرشناسیاز تابعین • زهاد ثمانیه
وفات۱۱۰ق
محل دفنبصره
اطلاعات علمی
اطلاعات فرهنگی
زمینه فعالیتکلام • تفسیر • حدیث • وعظ • زهد و تصوف
علت شهرتنقل حدیث غدیر • اقرار به حدیث غدیر

حسن بَصْری (درگذشت: ۱۱۰ق)، متکلم، مفسر، محدث، واعظ، فقیه و یکی از هشت زاهد معروف قرن اول و دوم هجری قمری در جهان اسلام که به حدیث غدیر اقرار کرده و آن را نقل کرده است. درباره ارتباط حسن بصری و غدیر در متون روایی و تاریخی مطالبی نقل شده است؛ از جمله: اینکه او روای حدیث غدیر بوده، اینکه به غدیر اقرار کرده است و اینکه امام باقر علیه السلام به آیه تبلیغ در برابر حسن بصری استناد کرده است.

حسن بصری به امام التابعین، سید التابعین و شیخ الاسلام مشهور بوده و یکی از سران صوفیه به‌حساب آمده که بسیاری از سلسله‌های تصوف به او منسوب هستند. درباره مکتب فکری حسن بصری اتفاق‌نظری وجود ندارد: او را معتزلی، شیعی، پیرو مذهب مرجئه و معتقد به مبانی اشاعره دانسته‌اند. گفته شده که همیشه درباره حسن بصری گزارش‌هایی مطرح بوده که برخی آن را حاکی از مخالفتش با امامان شیعه، خاصه امیرالمؤمنین علیه‌السلام، دانسته شده است. بر این گزارش‌ها از سوی برخی محققان نقد وارد شده و گفته شده که حسن بصری در ترویج بعضی تعالیم امامان شیعه گام‌های بلندی برداشته است.

درباره حسن بصری در میان رجال‌شناسان اهل سنت و شیعه نظرات متفاوتی ابراز شده است: گفته شده که روایات حسن بصری در نزد عامه اهل سنت مقبول است و بخاری و مسلم در صحیحین احادیث او را آورده‌اند. در میان شیعیان برخی او را مذموم و مطرود برشمردند، برخی دیگر او را ممدوح دانسته‌اند و برخی با استناد به روایت سلیم بن قیس هلالی، که حاکی از ندامت حسن و توبه در آخر عمرش است، اظهار کرده‌اند که حسن نخست در راه هدایت نبود و بعداً مستبصر شد و به پیروان مذهب حق پیوست.

جایگاه و معتقدات

حسن بن ابوالحسن یسار، مشهور به حسن بصری (درگذشت: ۱۱۰ق)، متکلم، مفسر، محدث، واعظ، فقیه و یکی از هشت زاهد معروف قرن اول و دوم هجری قمری در جهان اسلام که به حدیث غدیر اقرار کرده و آن را نقل کرده است.[۱] او به امام التابعین، سید التابعین و شیخ الاسلام مشهور بوده[۲] و یکی از سران صوفیه به‌حساب آمده که بسیاری از سلسله‌های تصوف به او منسوب هستند.[۳] درباره مکتب فکری حسن بصری اتفاق‌نظری وجود ندارد: او را معتزلی، شیعی، پیرو مذهب مرجئه و معتقد به مبانی اشاعره دانسته‌اند.[۴]

گفته شده که همیشه درباره حسن بصری گزارش‌هایی مطرح بوده که برخی آن را حاکی از مخالفتش با امامان شیعه، خاصه امیرالمؤمنین علیه‌السلام، دانسته شده است. برای نمونه از احمد بن علی طبرسی نقل شده که در بصره امیرالمؤمنین علیه‌السلام از حسن دلیل شرکت نکردنش در جنگ جمل را پرسید و حسن دلیل آن را جهنمی‌بودن قاتل و مقتول بیان کرد.[۵] طبق روایتی دیگر از طبرسی، پس از جنگ جمل و ورود امیرالمؤمنین علیه السلام به بصره، آن حضرت خطاب به حسن بصری، که قصد کتابت سخنانش را داشت گفته بود هر امتی سامریی دارد و سامری این امت حسن است که اعتقاد به جنگ کردن ندارد.[۶] همچنین نقل شده است که حسن عمداً در کربلا به سپاه امام حسین علیه‌السلام نپیوست.[۷]

در پاسخ به این موارد گفته شده که در دو روایت اول، علاوه بر آنکه فاقد سند هستند، به‌لحاظ تاریخی نیز نمی‌توانند درست باشند، زیرا جنگ جمل در سال ۳۶ق اتفاق افتاد و حسن در این زمان حداکثر پانزده ساله بود. در مورد روایت سوم هم گفته شده که حضور نیافتن حسن بصری در کربلا می‌تواند به این دلیل باشد که به موقع از ورود سپاه امام به کربلا باخبر نشد، همچنان که هیچ‌یک از رجال بصره، که قصد یاری‌کردن امام حسین علیه‌السلام را داشتند، فرصت پیوستن به امام را نیافتند. دیگر آنکه نقل است که حسن چنان به اهل‌بیت علیهم‌السلام دلبستگی داشت که با شنیدن خبر شهادت امام حسین علیه‌السلام، به‌شدت گریست و سپس گفت: «خدا خوار کند امتی را که فرزند پیامبرش را کشت».[۸]

به نوشتهٔ برخی محققان، حسن بصری در ترویج بعضی تعالیم امامان شیعه گام‌های بلندی برداشت؛ از جمله: نفی رؤیت باری تعالی، شفاعت، مهدویت، امامتِ امامان اهل بیت و شمار آنان، تخطئه قیاس، تقیه، سرنوشت فرزندان نامسلمانان، معراج پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم، خطاهای فاحش خلفا، نکاح موقت، مسئله میراث پیامبر صلی اللّه علیه و آله وسلم، بزرگداشت بزرگان شیعه همچون سلمان و عمار یاسر.[۹] حسن بصری همچنین امامان شیعه علیهم السلام را ستایش کرده است؛ برای نمونه از امیرالمؤمنین علیه السلام به‌عنوان ربانی این امت و بهترین فرد امت پیامبر و نخستین مؤمن و نمازگزار با وی و از همسر و دو فرزندش به‌عنوان بهترین کسان پس از وی یاد کرده است.[۱۰]

وثاقت

درباره حسن بصری در میان رجال‌شناسان اهل سنت و شیعه نظرات متفاوتی ابراز شده است:

نزد اهل سنت

گفته شده که روایات حسن بصری در نزد عامه اهل سنت مقبول است و بخاری و مسلم در صحیحین احادیث او را آورده‌اند. همچنین در مکه برای حسن مجلس روایت حدیث ترتیب دادند و مجاهد و عطاء از جمله علمای بزرگ اهل سنت بودند که در مجلس او شرکت کردند.[۱۱] ابن سعد کاتب واقدی او را با عنوان جامع، ثقة و حجت ستوده، هرچند روایات مرسل او را حجت ندانسته است.[۱۲] شمس الدین ذهبی در کتاب تذکرة الحفاظ حسن را امام، شیخ الاسلام، حافظ و علامه و با این حال او را مدِلّس خوانده است.[۱۳] ابونعیم اصفهانی، علاوه بر آنکه او را فقیه، زاهد و عابدی دانسته که زینت دنیا را به دور افکنده بود، روایات حاکی از احوال حسن و مواعظ او را نقل کرده است.[۱۴]

در میان شیعیان

درباره وثاقت حسن بصری برخی محققان مطالب منابع را چنین صورت‌بندی کرده‌اند:[۱۵] از چهار منبع متقدم رجال شیعه، نام حسن فقط در اختیار معرفة الرجال آمده که مهم‌ترین مستند رجالیان متأخر شیعه نیز مطالب همین کتاب است. متن مورد اشاره، حاوی سخنانی منسوب به فضل‌بن شاذان است، به مناسبت ذکر زهاد ثمانیه که در آن حسن را نکوهش کرده است.[۱۶]

در میان علمای شیعه از جمله کسانی که حسن را مردود و مذموم شمرده‌اند؛ از جمله: فیض‌کاشانی،[۱۷] محمدباقر مجلسی[۱۸] محمدطاهر قمی[۱۹] آقامحمدعلی بهبهانی (کرمانشاهی)[۲۰] بوده‌اند. در مقابل، برخی از علمای متقدم و متأخر شیعه در مقام دفاع از حسن بصری برآمده و روایات و تفاسیر او را معتبر شمرده‌اند؛ از جمله شیخ صدوق در آمالی[۲۱] علاوه بر نقل روایات حسن بصری، سخنانی از او درباره امیرالمؤمنین علیه‌السلام نقل کرده که حاکی از اهمیت فراوان آنها در نظر ابن‌بابویه است، بی آنکه کمترین تعریضی درباره حسن داشته باشد. سید مرتضی نیز از حسن به نیکی یاد کرده و او را کثیر العلم، بلیغ المواعظ، اسوه، پیشوا و یکی از متقدمان دانسته که از تصریح به عدل خدا پروا نمی‌نمود.[۲۲]

همچنین، شیخ طوسی در مقدمه تفسیر تبیان ابن‌عباس و حسن بصری را به ترتیب از مفسرانی شمرده که در تفسیر قرآن طریقه‌ای ممدوح و مذهبی محمود داشته‌اند.[۲۳] به گفته قاضی نوراللّه شوشتری، به نقل از یکی از مشایخش، رضی‌الدین علی بن طاووس حسن بصری را مقبول می‌دانسته است.[۲۴] همچنین، محمدتقی شوشتری، رجالی شیعه، از نامه حسن در رد جبریان یاد کرده و آن را ستوده و نوشته نیکوتر آن است که وی را مردی نیک و پرهیزکار بدانیم و معتقد باشیم که تقیه کرده است.[۲۵] محمدهادی معرفت، عالم شیعه، نیز شرح احوال حسن را به تفصیل و با لحنی پر از ستایش نوشته است و اتهاماتی را که به وی وارد آورده‌اند مردود شمرده است.[۲۶]

از علمای شیعه کسانی همچون محمدباقر خوانساری[۲۷] عبداللّه مامقانی[۲۸] نیز با استناد به روایت سلیم بن قیس هلالی[۲۹] که حاکی از ندامت حسن و توبه در آخر عمرش است، اظهار کرده‌اند که حسن نخست در راه هدایت نبود و بعداً مستبصر شد و به پیروان مذهب حق پیوست.

حسن بصری و غدیر

درباره ارتباط حسن بصری و غدیر در متون روایی و تاریخی مطالبی نقل شده است؛ از جمله: اینکه او روای حدیث غدیر بوده، اینکه به غدیر اقرار کرده است و اینکه امام باقر علیه السلام به آیه تبلیغ در برابر حسن بصری استناد کرده است.

نقل حدیث غدیر

به‌گزارش برخی منابع،[۳۰] حسن بصری حدیث غدیر را این‌گونه نقل کرده است: «إن رسول اللّه آخى بين أصحابه و آخى بين نفسه و علی و نصبه للناس يوم غدير خم فقال: من كنت مولاه فعلی مولاه و قال: أنت منی بمنزلة هارون من موسى و لم يقل ذلك لأحد من أهل بيته و لا لأحد من أمته غيره؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم میان اصحابش برادری برقرار کرد و میان خود و علی علیه السلام برادری برقرار ساخت و او را در روز غدیر خم به مردم معرفی نمود و فرمود: هر که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست. و نیز فرمود: تو برای من مانند هارون برای موسی هستی و این را نه به کسی از خاندانش و نه به کسی از امتش جز خودش نگفت».[۳۱]

اقرار به غدیر

درباره اقرار حسن بصری به حقیقت غدیر با تکیه بر روایاتی از کتاب سلیم بن قیس هلالی در برخی منابع مطالبی نقل شده است:[۳۲] آبان بن تغلب از سلیم بن قیس هلالی نقل می‌کند که گفت: در بیماری ابوذر غفاری - که در زمان حکومت عمر مبتلا شده بود- نزد او حاضر بودم. عمر به‌عنوان عیادت نزد او آمد، در حالی که امیرالمومنین علیه السلام، سلمان و مقداد هم نزد او بودند و ابوذر به آن حضرت وصیت کرده و نوشته بود و شاهد گرفته بود.

وقتی عمر بیرون رفت مردی از فامیل ابوذر - که از پسرعموهای او از طایفه بنی غفار بود- گفت: چه مانعی داشت به امیرالمؤمنین عمر وصیت می‌کردی؟ ابوذر گفت: من به امیرالمؤمنین حقیقی وصیت کرده‌ام. پیامبر صلی الله علیه و آله به ما - که چهل نفر از عرب و چهل نفر از عجم بودیم- دستور داد و ما بر علی علیه السلام به‌عنوان امیرالمؤمنین سلام کردیم و همین حاکم که او را «امیرالمؤمنین» نامیدی (یعنی عمر) در بین ما بود. هیچ‌یک از عرب و عجم در این باره اعتراضی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نکرد، مگر همین شخص و رفیق بی‌مقدارش که او را جانشین خود قرار داد. این دو گفتند: آیا این حقی از جانب خدا و رسولش است؟ حضرت غضب کرد و فرمود: به‌خدا قسم آری! حقی از جانب خدا و رسولش است. خداوند این دستور را به من داده و من به شما دستور دادم.

سلیم می‌گوید: عرض کردم: ای ابوالحسن و تو ای سلمان و تو ای مقداد، آیا گفتار ابوذر را تأیید می‌کنید؟ گفتند: آری، راست می‌گوید. گفتم: چهار نفر عادل‌اند که اگر فقط یکی از آنان برایم نقل می‌کرد در صدق و راستی او شک نمی‌کردم، ولی چهار نفر شما برای اطمینان من و بصیرتم محکم‌تر است. گفتم: اصلحک اللَّه، آیا نام هشتاد نفر از عرب و غیر عرب را ذکر می‌کنی. سلمان نام یک‌یک آنها را ذکر کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام و ابوذر و مقداد گفتند: سلمان راست می‌گوید. رحمت خدا و مغفرتش بر او و بر آنان باد. از جمله کسانی که سلمان نام برد: ابوبکر، عمر، ابوعبیده، معاذ، سالم، پنج نفر اصحاب شوری، عمار بن یاسر، سعد بن عباده و بقیه اصحاب عقبه و اُبَیّ بن کعب و ابوذر و مقداد و عده دیگری که اکثرشان از اهل بدر و عموماً از انصار بودند. در میان ایشان ابوالهیثم بن تَیِّهان، خالد بن ولید، ابوایوب انصاری، اسید بن حضیر و بشیر بن سعید بودند.

سلیم می‌گوید: گمان می‌کنم با همه این افراد ملاقات کردم و از فردفرد آنان در تنهایی و خلوت در این مورد سؤال کردم. بعضی از آنان سکوت کردند و پاسخی ندادند و حقیقت را کتمان کردند. بعضی از آنان هم آن را نقل کردند و گفتند: فتنه‌ای به ما برخورد که قلب و گوش و چشم ما را گرفت! و آن هنگامی بود که ابوبکر ادعا کرد از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده است که بعد از آن فرموده: ما اهل بیتی هستیم که خداوند ما را گرامی داشته و آخرت را برای ما بر دنیا ترجیح داده و خداوند نمی‌گذارد نبوت و خلافت برای ما اهل بیت جمع شود. هنگامی که علی علیه السلام را برای بیعت آورده بودند به این مطلب استدلال کرد و چهار نفر، که نزد ما از خوبان بودند و مورد تهمت نبودند، او را تصدیق کرده و برایش شهادت دادند که عبارت بودند از: ابوعبیده، سالم، عمر، معاذ بن جبل. و ما گمان کردیم آنان راست می‌گویند.

سلیم می‌گوید: افرادی که با آنان ملاقات کردم همچنین گفتند: وقتی علی علیه السلام بیعت نمود به ما خبر داد که پیامبر صلی الله علیه و آله چه مطالبی گفته و خبر داده است که این پنج نفر در بین خود مکتوبی نوشته‌اند و در آن با یکدیگر عهد بسته‌اند و در کنار کعبه هم پیمان شده‌اند که اگر محمد از دنیا برود یا کشته شود بر علیه علی قیام کنند و خلافت را از او سلب کنند. امیرالمؤمنین علیه السلام چهار نفر را، که سلمان و ابوذر و مقداد و زبیر بودند، شاهد گرفت و آنان هم گواهی دادند و این بعد از آن بود که بیعت لعنت‌شده و گمراه‌کننده ابوبکر بر گردن ما قرار گرفته بود. و ما دانستیم که علی علیه السلام از قول پیامبر صلی الله علیه و آله مطلب باطلی نقل نمی‌کند که نیکان از اصحاب محمد صلی الله علیه و آله به آن شهادت دهند.[۳۳]

آبان می‌گوید: این حدیث را برای حسن بصری نقل کردم. او گفت: سلیم و ابوذر راست گفته‌اند. سپس حسن بصری فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام را برشمرد تا آنجا که گفت: پیامبر صلی الله علیه و آله او را در روز غدیر خم نصب کرد و برای او صاحب‌اختیاری بر مردم را واجب کرد، همان‌طور که برای خود واجب کرده بود و فرمود: هر کس من صاحب‌اختیار اویم، علی صاحب‌اختیار اوست؛ و به او گفت: تو نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسی هستی و این سخن را به هیچ‌یک از اهل بیتش و احدی از امتش جز او نفرموده است.[۳۴]

استناد امام باقر علیه السلام به آیه تبلیغ در برابر حسن بصری

برخی محققان، با تکیه بر بعضی منابع روایی، درباره استناد امام باقر علیه السلام به آیه تبلیغ در برابر حسن بصری چنین نوشته‌اند:[۳۵] یکی از دشمنان خاندان نبوت حسن بصری است. حسن بصری از محدثان سقیفه است که با نفاق خود گفته‌هایش را مقبول همه قرار می‌داد و دورویی او برای همه معلوم بود. او که عمری طولانی نمود، و از زمان امیرالمومنین علیه السلام تا امام باقر علیه السلام زنده بود، از سوی برخی جزء مقدسان شمرده می‌شد.

یکی از موارد نفاق او در تفسیر آیات قرآن بود که در این جهت نیز شهرتی به‌دست آورده بود. او آیات مربوط به اهل بیت علیهم السلام را بیان نمی‌کرد و درباره آنها به ابهام می‌گذراند. در چنین شرایط حساسی که حسن بصری خود را در اجتماع به‌عنوان یک مرجع علمی معرفی کرده بود، در مجلس امام باقر علیه السلام آیات غدیر و سکوتی که حسن بصری درباره آنها به خرج می‌داد مطرح شد. امام باقر علیه السلام در چنین موقعیتی دستورالعمل کامل آیه تبلیغ را شرح داد و نزول آن را برای تعیین «صاحب اختیار مردم» اعلام کرد.

این مسئله هنگامی مطرح شد که امام باقر علیه السلام برای مردم صحبت می‌کرد و مردی از اهل بصره به نام عثمان اعشی به‌پاخاست و عرض کرد: یابن رسول اللَّه، حسن بصری آیه تبلیغ را می‌خواند و می‌گوید: درباره مردی نازل شده است و نام او را نمی‌گوید. امام باقر گفت: او را چه شده است؟ خدا بدهی‌اش -یعنی نمازش- را ادا نکند، زیرا اگر می‌خواست از آن خبر دهد، می‌داد. جبرئیل بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و گفت: پروردگارت، تبارک و تعالی، تو را امر می‌کند که امتت را به نمازشان هدایت کنی. پس او را به نماز هدایت کرد و آن را علیه او حجت قرار داد. رسول خدا امتش را به آن هدایت کرد و آن را علیه آنها حجت قرار داد. سپس نزد او آمد و گفت: خداوند تبارک و تعالی به تو امر می‌کند که امتت را در مورد زکاتشان هدایت کنی، همان‌طور که آنها را در مورد نمازشان هدایت کردی. پس او را به زکات هدایت کرد و آن را علیه آنها حجت قرار داد. رسول خدا امتش را به زکات هدایت کرد و آن را علیه آنها حجت قرار داد.

سپس جبرئیل نزد او آمد و گفت: خداوند متعال به تو امر می‌کند که امت خود را در مورد روزه‌شان هدایت کنی، همان‌طور که آنها را در مورد نماز و زکاتشان هدایت کردی. ماه رمضان بین شعبان و شوال است که در آن فلان کار انجام می‌شود و از فلان کار اجتناب می‌شود. پس او را در مورد روزه راهنمایی کن و آن را علیه او حجت قرار بده. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله امت خود را در مورد روزه راهنمایی کرد و آن را علیه آنها حجت قرار داد. سپس نزد او آمد و گفت: خداوند تبارک و تعالی به تو امر می‌کند که امت خود را در مورد حجشان هدایت کنی، همان‌طور که آنها را در مورد نماز، زکات، روزه و حج هدایت کردی. پس او را در مورد حج راهنمایی کن و آن را علیه او حجت قرار بده. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله امت خود را در مورد حج راهنمایی کرد و آن را علیه آنها حجت قرار داد.

سپس نزد او آمد و گفت: خداوند تبارک و تعالی به تو امر می‌کند که امت خود را در مورد ولی‌امرشان هدایت کنی، همان‌طور که آنها را در مورد نماز، زکات، روزه و حج هدایت کردی. گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پروردگارا، امت من از جاهلیت تازه برگشته‌اند. پس خداوند نازل فرمود: «ای رسول، آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است، ابلاغ کن و اگر نکنی، رسالت او را ابلاغ نکرده‌ای. تفسیر آن اینکه آیا از مردم می‌ترسی؟ خدا تو را از مردم حفظ می‌کند. سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم برخاست و دست علی بن ابی‌طالب را گرفت و بالا برد و فرمود: هر که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست. خدایا، هر که او را دوست دارد، دوست بدار و هر که با او مخالفت می‌کند، دشمن بدار، هر که او را یاری می‌کند، یاری کن و هر که او را رها می‌کند، رها کن، هر که او را دوست دارد، دوست بدار و هر که با او دشمنی می‌کند، دشمن بدار.[۳۶]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. «حسن بصری»، ص۲۸۳؛ دانشنامه غدیر، ج۸، ص۲۶.
  2. «حسن بصری»، ص۲۸۳.
  3. «حسن بصری»، ص۲۸۶.
  4. «حسن بصری»، ص۲۸۷.
  5. الاحتجاج، ج۱، ص۱۷۱.
  6. الاحتجاج، ج۱، ص۱۷۱–۱۷۲.
  7. روضات الجنات، ج۳، ص۳۲.
  8. «حسن بصری»، ص۲۸۷.
  9. «حسن بصری»، ص۲۸۷.
  10. «حسن بصری»، ص۲۸۷.
  11. «حسن بصری»، ص۲۸۸.
  12. الطبقات الکبری، ج۷، ص۱۱۵.
  13. تذکرة الحفاظ، ج۱، ص۵۷.
  14. حلیة الاولیاء، ج۲، ص۱۳۱–۱۶۱.
  15. «حسن بصری»، ص۲۸۸.
  16. اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۳۱۵.
  17. المحجة البیضاء، ج۱، ص۸۷.
  18. بحار الانوار، ج۴۲، ص۱۴۱–۱۴۴.
  19. تحفة الاخیار، ص۱۴۶–۱۵۰.
  20. خیراتیه، ج۱، ص۷۵–۷۹.
  21. الامالی للصدوق، ص۳۱۵–۳۱۶.
  22. الامالی للمرتضی، ج۱، ص۱۵۲–۱۵۳.
  23. التبیان، ج۱، ص۶.
  24. مجالس المؤمنین، ج۲، ص۷.
  25. قاموس الرجال، ج۳، ص۱۹۷–۲۰۲.
  26. التفسیر و المفسرون، ج۱، ص۳۸۵.
  27. روضات الجنات، ج۳، ی۳۴.
  28. تنقیح المقال، ج۱۹، ص۱۵–۱۷.
  29. کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص۵۱–۵۳.
  30. اسرار غدیر، ص۳۰۲؛ چهارده قرن با غدیر، ص۱۱۶.
  31. اثبات الهداة، ج۳، ص۱۹۵.
  32. اولین میراث مکتوب درباره غدیر، ص۲۷–۲۸؛ اولین میراث مکتوب درباره غدیر، ص۵۸.
  33. کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص۱۲۷–۱۳۰.
  34. کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص۵۱–۵۲.
  35. تبلیغ غدیر در سیره معصومین علیهم السلام، ص۶۱؛ تبلیغ غدیر در سیره معصومین علیهم السلام، ص۲۰۲–۲۰۳؛ غدیر در قرآن، ج۳، ص۳۳۰–۳۳۱.
  36. بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۴۰–۱۴۱.

منابع

  • إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات؛ محمد بن حسن حر عاملی، تحقیق: علاءالدین اعلمی، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۲۵ق.
  • الاحتجاج؛ احمد بن علی طبرسی، تحقیق: محمدباقر موسوی خرسان، مشهد: نشر المرتضی، ۱۴۰۳ق.
  • اختیار معرفة الرجال المعروف برجال الکشی؛ محمد بن حسن طوسی، تحقیق: مهدی رجایی، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ۱۴۰۴ق.
  • اسرار غدیر؛ محمدباقر انصاری، تهران: نشر تک، ۱۳۸۴ش.
  • اولین میراث مکتوب از واقعه غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
  • تبلیغ غدیر در سیره معصومین علیهم السلام؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۹۱ش.
  • التبیان فی تفسیر القرآن؛ محمد بن حسن طوسی، تحقیق: احمد حبیب العاملی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • تحفة الاخیار؛ محمدطاهر بن محمدحسین قمی، تحقیق داود الهامی، قم: مطبوعاتی صدف، ۱۳۶۹ش.
  • تذکرة الحفاظ؛ شمس‌الدین محمد بن أحمد ذهبی، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۹ق.
  • تنقیح المقال فی علم الرجال؛ عبدالله مامقانی، تحقیق: محی الدین و محمدرضا مامقانی، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ۱۴۲۳ق.
  • چهارده قرن با غدیر (اتمام حجت‌ها، بحث‌های علمی، مناظرات، میراث مکتوب، شعر و ادب، یادگارها و یادبودها)؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۷۹ش.
  • «حسن بصری»؛ علی‌اکبر ثبوت، در دانشنامه جهان اسلام (ج ۱۳)، تهران: بنیاد دایرة المعارف اسلامی، ۱۳۸۸ش.
  • حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء؛ احمد بن عبدالله ابونعیم اصفهانی، تحقیق: کمال یوسف حوت، قاهره: دار أم القری، بی‌تا.
  • خیراتیه در ابطال صوفیه؛ محمدعلی بن محمدباقر بهبهانی، قم: مؤسسه علامه مجدد وحید بهبهانی، بی‌تا.
  • دانشنامه غدیر؛ محمدرضا شریفی، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۹۸ش.
  • روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات؛ محمدباقر بن زین العابدین موسوی خوانساری، قم: انتشارات اسماعیلیان، ۱۳۹۰ق.
  • الطبقات الکبری؛ محمد بن سعد کاتب واقدی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • قاموس الرجال؛ محمدتقی شوشتری، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • غدیر در قرآن، قرآن در غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
  • کتاب سلیم بن قیس الهلالی؛ سلیم بن قیس هلالی، تحقیق: علاءالدین موسوی، تهران: مؤسسة البعثة (قسم الدراسات الإسلامیة)، ۱۴۰۷ق.
  • مجالس المؤمنین؛ قاضی نورالله بن شریف‌الدین شوشتری، تهران: انتشارات کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۷۷ش.
  • المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء؛ محمد بن شاه‌مرتضی (فیض کاشانی)، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۷ق.