حسان بن ثابت
| اطلاعات فردی | |
|---|---|
| نام کامل | حسان بن ثابت بن منذر بن حرام خزرجی انصاری |
| سرشناسی | شاعر برجستهٔ مخضرم، پیشگام شعر ولایی و غدیریه |
| وفات | میان ۴۰ تا ۵۴ هجری |
| محل دفن | مدینه |
| اطلاعات علمی | |
| مذهب | مسلمان (صحابی) |
| اطلاعات فرهنگی | |
| زمینه فعالیت | شعر، مدح، دفاعیههای سیاسی و دینی |
| علت شهرت | اشعار در دفاع از پیامبر، نخستین غدیریه |
حسان بن ثابت انصاری (درگذشتهٔ حدود ۴۰–۵۴ ق)، از بزرگترین شاعران مخضرم و صحابهٔ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله است که با سرودههای خود در دفاع از اسلام و هجو مشرکان، در تاریخ ادب عرب جایگاه یافت. او که پیش از اسلام به دربار شاهان حیره و غسان رفتوآمد داشت، پس از هجرت، به مدح پیامبر صلی الله علیه وآله و تثبیت موقعیت سیاسی و اعتقادی مسلمانان پرداخت و نخستین غدیریهٔ تاریخ اسلام را سرود. شهرت او بهسبب حضور در جریانهای مهم صدر اسلام، از جمله ماجرای غدیر خم، افک و خونخواهی عثمان است.
زندگینامه
حسان بن ثابت با کنیههای ابوالولید، ابوالحسام، ابوعبدالرحمان و ابوالمضرب شناخته میشود.[۱] گاهی او را «حسام» نیز نامیدهاند.[۲] نسب او به یمن بازمیگردد؛ در یثرب (مدینه) زاده شد و در همان شهر رشد یافت. او از قبیلهٔ خزرج و طایفهٔ بنینجار بود و با پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله خویشاوندی داشت.[۳] پدرش ثابت و جدش منذر بن حرام، از اشراف خزرج بودند[۴] و مادرش فُریعه نیز از همان قبیله بود که پس از هجرت به مدینه، اسلام آورد. گاهی او را «ابنفریعه» نیز خطاب میکردند.[۵] پیش از اسلام، حسان بر آیین یهود بود، اما در شصتسالگی، همزمان با ورود پیامبر صلی الله علیه وآله به مدینه، مسلمان شد. در آن زمان، پیامبر حدود هفت یا هشت سال داشت.[۶]
دفاع شعری
با وجود آنکه حسان اهل جنگ نبود و به دلیل ترس، در هیچیک از غزوهها شرکت نکرد،[۷] خود را چون شیری میآراست و در اشعارش به شجاعت خویش میبالید که این کار پیامبر را به خنده وامیداشت. زبان تند و هجوآمیز او در برابر مشرکان و دفاع جانانه از پیامبر صلی الله علیه وآله، موجب احترام ویژهٔ آن حضرت و مایهٔ آرامش خاطر ایشان بود.[۸] پیامبر اکرم او را تأیید میکرد و میفرمود که حسان از تأیید روحالقدس برخوردار است.[۹]
به دستور پیامبر، حسان انساب و اخبار قریش را نزد ابوبکر آموخت و چنان هجویی بر آنان سرود که همگان را به تحسین واداشت و قریش را مبهوت ساخت.[۱۰] همچنین هنگامی که بنیتمیم در برابر پیامبر موضع گرفتند، دفاع حسان چنان مؤثر بود که همگی به اسلام گرویدند. در ماجرای افک، حسان نیز مؤاخذه شد، اما با سرودن مدحیهای در ستایش عایشه و یادآوری سابقهٔ دیرینهٔ خود در اسلام، از پیامبر صلی الله علیه وآله و عایشه عذرخواهی کرد.[۱۱]
نزد خلفاء و مواضع سیاسی
عمر بن خطاب از شعرخوانی حسان در مسجد پیامبر صلی الله علیه وآله ناخشنود بود، اما اصحابی چون زبیر بن عوام، عبدالله بن عباس و همچنین عایشه، مردم را به تکریم او و شنیدن اشعارش تشویق میکردند.[۱۲] در جریان خونخواهی عثمان، حسان به عثمانیان پیوست،[۱۳] هرچند قصاید منسوب به او در حمایت از عثمان را برخی محققان، از جمله شوقی ضیف،[۱۴] ساختهٔ امویان دانستهاند تا ننگ هجو قریش را بزدایند. او پیش از اسلام به دربار غسانیان و پادشاهان حیره رفتوآمد داشت و با مدح آنان صله میگرفت و این کار را تا پایان عمر ادامه داد.[۱۵] حسان در اواخر عمر نابینا شد و با بیش از صد سال زندگی، از معمرین مخضرم بهشمار میرود که نزدیک به نیمی از عمرش را در دورهٔ اسلامی گذراند. تاریخ وفات او میان سالهای ۴۰ تا ۵۴ هجری نقل شده است.[۱۶]
ارزش ادبی
از نظر شعری، حسان را برترین شاعر شهرنشینان عرب دانستهاند.[۱۷] او از اصحاب «مذهبات» (شاعرانی که اشعارشان با آب طلا نوشته میشد) بود.[۱۸] با این حال، ابیاتش در بازار عکاظ در برابر اعشی، خنساء و نابغه ذبیانی چندان مورد توجه قرار نگرفت و حتی حطیئه آن را از استحکام کافی ندانست.[۱۹] از سوی دیگر، اشعار حسان از حیث اشاره به حوادث تاریخی، سیرهٔ پیامبر و غزوهها، از مآخذ موثق تاریخ صدر اسلام بهشمار میرود.[۲۰] به باور فروخ،[۲۱] حسان به دلیل بهرهگیری از صنایع بدیعی در مدحیات پیامبر، میتواند نخستین بدیعهسرا باشد. سرودهٔ او در غدیرخم، نخستین غدیریه در تاریخ اسلام است.[۲۲]
اولین غدیریه به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله[۲۳]
کلام منظوم در همه ملتها به عنوان سندی ماندگار تلقی میشود، چرا که نظم و قالب خاص کلام حفظ آن را در خاطرهها آسانتر میسازد، و از نگاه ادبی برای یک مراسم مهم افتخار است که دست مایه ای از شعر را به همراه داشته باشد. آنچه در غدیر این بُعد ادبی را فوقالعاده نشان داد و تعجب همه را در چنان شرایطی برانگیخت دو جهت بود:
الف) سابقه مخالفت پیامبر صلی الله علیه و آله با شعر بر همگان روشن بود، به گونه ای که اگر هم در موردی برخورد مثبتی از حضرت دیده میشد اجازه قرائت شعرهای مثبت قدیمی بود، نه آنکه حضرت به کسی اجازه سرودن شعر بدهد. در حالی که در غدیر حسان بن ثابت برای شعرش رسماً از پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه گرفت و آن حضرت اجازه داد.
این اجازه از سوی حضرت آن قدر عجیب بود که حسان هنگام قرائت شعرش برای مردم - به عنوان اطمینان خاطر - گفت: ای مردم، سخن مرا به گواهی پیامبر صلی الله علیه و آله گوش کنید؛ و پیامبر صلی الله علیه و آله نیز فرمود: «بخوان به برکت خداوند». جالب تر آن بود که پیامبر صلی الله علیه و آله پس از خواندن شعرها توسط حسان تصریح کرد که در این اشعار روح القدس مؤید تو بوده و در واقع خداوند تو را یاری کرده است.
ب) حضور شاعر زبردست عرب در چنان مراسمی، به گونه ای که شعر غدیر را بدون سابقه ذهنی در همانجا سرود و برای مردم خواند. این در حالی است که معمولاً شعر مربوط به مراسمی را قبلاً پیشبینی مِی کنند، به خصوص آنکه متن شعر منعکس کننده عین مراسمی باشد که اجرا شده است. سرودن چنین شعری جز به دست شاعری فوقالعاده امکان نداشت، به خصوص آنکه با مضامینی بلند و دقیق از نظر ادبی سروده میشد.
با توجه به این جهات بازتاب مسئله شعر در غدیر به قدری عجیب بود که حسان راضی نشد شعر خود را بهطور خصوصی بخواند، بلکه به اطلاع مردم رساندند که حسان قصد دارد شعری را با اجازه پیامبر صلی الله علیه و آله درباره غدیر بخواند.
به تعبیر دیگر:
غدیریه در اصطلاح به اشعاری گفته میشود که شعرا در مورد ماجرا یا خطبه غدیر یا هر دو میسرایند. اولین کسی که غدیریه سرود حسّان بن ثابت در روز نوزدهم ذی الحجة و در صحرای غدیر و مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله بود. پس از اتمام خطبه غدیر و مراسم ابتدایی بیعت با امیرالمؤمنین علیه السلام، شب نوزدهم ماه ذی الحجة سال دهم هجرت در حالی سپری شد که کاروان غدیر به شدت خسته بودند و روز پر ماجرایی را پشت سر گذاشته بودند، گذشته از آنکه مسیر مکّه تا غدیر آنان را از پا انداخته بود.
با استراحت شبانه نشاط تازه ای در کالبد مردم جای گرفت، و روز نوزدهم را با نیرویی تازه از خواب برخاستند تا مراسم بیعت ادامه یابد. پس از نماز صبح بار دیگر مردم کنار دو خیمه صف کشیدند و گروه گروه وارد میشدند. ابتدا با پیامبر صلی الله علیه و آله دست بیعت میدادند و سپس در خیمه امیرالمؤمنین علیه السلام حاضر میشدند و دست بیعت داده «السلام علیک یا امیرالمؤمنین» میگفتند و با تبریک و تهنیت بیرون میآمدند.
در آن ساعات برگ دیگری بر پرونده غدیر افزوده شد. حَسّان بن ثابت، شاعر زبردست عرب که در غدیر حضور داشت از شعرایی بود که بالبداهة میسرود و سنجیده میگفت. مراسم حیرتانگیز غدیر این شاعر ماهر را به وجد آورده بود تا آنجا که شعری زیبا در ده بیت سرود که ترسیم کننده واقعه غدیر بود. حسان پس از سرودن این شعر خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد تا برای خواندن آن اجازه بگیرد؛ لذا عرض کرد: یا رسولالله، اجازه میفرمایید شعری را که درباره علی بن ابی طالب به مناسبت این واقعه عظیم سرودهام، بخوانم. حضرت فرمود: بخوان به نام خداوند و برکت او.
اکنون که اجازه از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله داده شد باید مردم باخبر میشدند. با کوچکترین اطلاعی مردم از هر سو جمع شدند، به طوری که برای شنیدن اشعارش ازدحام کردند و گردن میکشیدند. حسان برای رسیدن صدایش بر مکان بلندی قرار گرفت و اجازه پیامبر صلی الله علیه و آله را به همه اعلام کرد و گفت: «سخن مرا به گواهی و امضای پیامبر صلی الله علیه و آله گوش کنید». مردم که سراپا گوش شده بودند شعری را که توسط پیامبر صلی الله علیه و آله تأیید شده باشد در دل تحسین کردند. سپس حسان اشعارش را که همانجا سروده بود و آیه ۶۷ سوره مائده را در آن یادآور شده بود، برای مردم خواند:
| اَلَمْ تَعْلَمُوا اَنَّ النَبِیَّ مُحَمَّداً | لَدی دَوْحِ خُمٍّ حینَ قامَ مُنادِیاً | |
| وَ قَد جاءَهُ جِبْریلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ | بِأَنَّکَ مَعْصُومٌ فَلا تَکُ وانِیاً | |
| وَ بَلِّغْهُمُ ما اَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ | وَ اِنْ اَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حاذَرْتَ باغِیاً | |
| عَلَیْکَ فَما بَلَّغْتَهُمْ عَنْ اِلهِهِمْ | رِسالَتَهُ اِنْ کُنْتَ تَخْشَی الاَعادِیا | |
| فَقامَ بِهِ اِذْ ذاکَ رافِعُ کَفِّهِ | بِیُمْنی یَدَیْهِ مُعْلِنُ الصَّوْتِ عالِیاً | |
| فَقالَ لَهُمْ: مَنْ کُنْتُ مُولاهُ مِنْکُمُ | وَ کانَ لِقَوْلی حافِظاً لَیْسَ ناسیاً | |
| فَمَوْلاهُ مِنْ بَعدی عَلِیٌّ و اِنَّنی | بِهِ لَکُمْ دُونَ البَرِیَّةِ راضِیاً | |
| فَیا رَبِّ مَن والی عَلِیّاً فَوالِهِ | وَ کُنْ لِلَّذی عادی عَلِیّاً مُعادِیاً | |
| وَ یا رَبِّ فَاْنصُرْ ناصِریهِ لِنَصْرِهِمْ | اِمامَ الْهُدی کَالْبَدْرِ یَجْلُو الدَّیاجِیا | |
| وَ یا رَبِّ فَاخْذُلْ خاذِلیهِ وَ کُنْ لَهُمْ | اِذا وَقَفُوا یَوْمَ الْحِسابِ مُکافِیاً |
آیا نمیدانید که محمد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله کنار درختان غدیر خم به حالت ندا ایستاد، و این در حالی بود که جبرئیل از طرف خداوند پیام آورده بود که در این امر سستی مکن که تو محفوظ خواهی بود. و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرسانی و از ظالمان بترسی و از دشمنان حذر کنی رسالت پروردگارشان را نرساندهای.
اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و آله دست علی علیه السلام را بلند کرد و با صدای بلند فرمود: «هر کس از شما که من مولای او هستم و سخن مرا به یاد میسپارد و فراموش نمیکند، مولای او بعد از من علی است؛ و من فقط به او نه به دیگری به عنوان جانشین خود برای شما راضی هستم. پروردگارا، هر کس علی را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر کس با علی دشمنی کند او را دشمن بدار. پروردگارا، یاری کنندگان او را یاری فرما، به خاطر نصرتشان امام هدایت کننده ای را که در تاریکیها مانند ماه شب چهارده روشنی میبخشد. پروردگارا، خوار کنندگان او را خوار کن و روز قیامت که برای حساب میایستند آنان را به سزایشان برسان».
واقعاً جای ابیاتی از شعر در آن مراسم عظیم خالی بود که نشاطی دو چندان به جمعیت بخشید و به عنوان یک سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند و بسیاری از مردم آن را حفظ کردند. پس از شعر حسان، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «ای حسان، مادامی که با زبانت از ما دفاع میکنی از سوی روح القدس مؤید خواهی بود» و این در واقع مهر تأیید الهی بود که از سوی پیامبرش بر شعر حسان زده شد.[۲۴]
شعر حسّان بن ثابت به شکل دیگری نیز نقل شده که تقریباً شبیه شعر بالا است، و آن این است:
| یُنَادیهِمُ یَومَ الغَدیرِ نَبیُّهُم | بِخُمٍّ وَ أسمِع بِالرَسُولِ مُنادیا | |
| یَقُولُ فَمَن مَولاکُمُ وَ وَلیُّکُم؟[۲۵] | فَقالُوا وَ لَم یَبدُوا هُناکَ التَعامیا | |
| إلهُکَ مَولانا وَ أنتَ وَلیُّنا | وَ لَن تَرَ مِنّا لَکَ الیَومَ عاصیا | |
| فَقالَ لَهُ قُم یا عَلیُّ فَإنَّنی | رَضیتُکَ مِن بَعدی إماماً وَ هادیا | |
| فَمَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا وَلیُّهُ | فَکُونُوا لَهُ أنصارَ صِدقٍ مُوالیاً | |
| هُناکَ دَعَا اللَّهُمَّ والِ وَلیَّهُ | وَ کُن لِلَّذی عادی عَلیّاً مُعادیا |
در روز غدیر خم، پیامبرِ آنان ندایشان داد. و صدای رسول صلی الله علیه و آله در هنگام ندا بسیار رساست. فرمود: مولا و ولیّ شما کیست؟ مردم بی آنکه در آن جا خود را به نابینایی بزنند گفتند: معبود تو مولای ماست و تو ولیّ مایی، و تو امروز هیچیک از ما را نافرمانِ خود نخواهی دید. پس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای علی، برخیز که من تو را امام و راهنمای پس از خود برگزیدم. پس هر کس من مولای او هستم این ولیّ او است. او را یار و دوست دار راستین باشید. در اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کرد: خدایا، با دوست دار علی علیه السلام دوستی کن و دشمن کسانی باش که با علی علیه السلام دشمنی کنند.
روایت غدیر[۲۶]
در اولین مراحل از مسیر فرهنگی غدیر در طول چهارده قرن و پس از زمان ننگین منع از نقل و تدوین حدیث، شعر شاعران نیز نقش مهمی در حفظ غدیر در طول زمانهای ظلمانی داشته چه آن که قالب شعر محفوظ تر است و مردم علاقه خاصی به آن دارند.
از ساعتی که خطبه پیامبر صلی الله علیه و آله پایان یافت حسّان بن ثابت اولین شعر را در حضور آن حضرت سرود و دلیل روشنی شد تا شاعران در طول چهارده قرن با هنر خود غدیر را حفظ کنند و به راحتی به نسلهای بعد برسانند.
روایت حدیث غدیر[۲۷]
یکی از صحابه که حدیث غدیر را نقل کرده حسان بن ثابت (م ۳۶ ق) است. او یکی از حاضرین در غدیر است و شعر او در غدیر و در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله که حدیث غدیر هم در آن آمده در محل خود مفصل توضیح داده شده است.
سند ادبی غدیر[۲۸]
مراسمی که به عنوان احیای شعائر برگزار میشود با مراسمی که با اهداف بلند مدت اجرا میشود، این تفاوت را دارد که در نوع اول آنچه بر جای میماند انتشار خبر آن است ولی در نوع دوم گذشته از گزارش خبری باید اسناد تثبیت شدهای از آن برای نسلهای آینده باقی بماند تا اهداف دقیق آن را منتقل نماید. از مواضع اعجاببرانگیز سخنرانی غدیر آن بود که برای ماندگاری مقاصد آن برنامه عظیم چند پیشبینی متفاوت در نظر گرفته شد که در سراسر عمر پیامبر صلی الله علیه و آله سابقه نداشت.
یکی از آنها شعر بلند حسّان بن ثابت بود که داستان غدیر را در خود جای داد.
غدیریّه حسّان از وجوه دلالت حدیث غدیر[۲۹]
یکی از وجوه دلالت حدیث غدیر بر امامت و جانشینی و خلافت، شعر حسّان بن ثابت در غدیر است. او این شعر را پس از آن که پیامبر صلی الله علیه و آله سخنرانی خود را به پایان رساند، با اذن حضرتش و در مقابل حضرت و همگان سرود و خواند. شعر او این است:
| یُنَادیهِمُ یَومَ الغَدیرِ نَبیُّهُم | بِخُمٍّ وَ أسمِع بِالرَسُولِ مُنادیا | |
| یَقُولُ فَمَن مَولاکُمُ وَ وَلیُّکُم؟[۳۰] | فَقالُوا وَ لَم یَبدُوا هُناکَ التَعامیا | |
| إلهُکَ مَولانا وَ أنتَ وَلیُّنا | وَ لَن تَرَ مِنّا لَکَ الیَومَ عاصیا | |
| فَقالَ لَهُ قُم یا عَلیُّ فَإنَّنی | رَضیتُکَ مِن بَعدی إماماً وَ هادیا | |
| فَمَن کُنتُ مَولاهُ فَهذا وَلیُّهُ | فَکُونُوا لَهُ أنصارَ صِدقٍ مُوالیاً | |
| هُناکَ دَعَا اللَّهُمَّ والِ وَلیَّهُ | وَ کُن لِلَّذی عادی عَلیّاً مُعادیا |
در روز غدیر خم، پیامبرِ آنان ندایشان داد. و صدای رسول صلی الله علیه و آله در هنگام ندا بسیار رساست. فرمود: مولا و ولیّ شما کیست؟ مردم بی آن که در آن جا خود را به نابینایی بزنند گفتند: معبود تو مولای ماست و تو ولیّ مایی، و تو امروز هیچیک از ما را نافرمانِ خود نخواهی دید. پس پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: ای علی، برخیز که من تو را امام و راهنمای پس از خود برگزیدم. پس هر کس من مولای او هستم این ولیّ او است. او را یار و دوست دار راستین باشید. در اینجا بود که پیامبر صلی الله علیه و آله دعا کرد: خدایا، با دوست دار علی علیه السلام دوستی کن و دشمن کسانی باش که با علی علیه السلام دشمنی کنند.
روایت شده که وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله اشعار حسّان را شنید، فرمود: ای حسّان، مادام که ما را یاری کنی یا با زبانت از ما دفاع کنی مؤیَّد به روح القدس خواهی بود.
الف) نقل شعر حسّان توسط شماری از پیشوایان مشهور اهل سنت
قضیه شعر سرودن حسّان بن ثابت در روز غدیر خم، در مقابل پیامبر صلی الله علیه و آله و به اذن او را شماری از بزرگان پیشوایان اهل سنت و مشاهیر اعیان علمای آنان نقل کردهاند؛ البته در بعضی نقلها یکی دو سطر کم و زیاد دارد. و اما چند تن از بزرگان اهل سنت که شعر حسّان را نقل کردهاند:
و اما بیان هر یک از این موارد:
۱. ابن مَردَوَیه (ت ۲۴۰ یا ۲۴۱ - م ۳۲۷ ق) در «کشف الغُمَّة» از ابن مردویه از ابنعباس نزول آیه تبلیغ و حدیث و ماجرای غدیر را نقل کرده است.
ابنعباس میافزاید: به خدا سوگند که ولایت علی علیه السلام بر گردن قوم واجب گشت و حسّان بن ثابت اشعارش را سرود.
۲. احمد بن عبدالله اصفهانی
ابونُعَیم ابونعیم اصفهانی در «ما نزل من القرآن فی علی علیه السلام» نیز اشعار حسّان در غدیر را پس از نقل مختصر ماجرای غدیر و نزول آیه اکمال از ابوسعید خُدری روایت کرده است.[۳۱]
۳. موفّق بن احمد مکّی خوارزمی
اخطب خوارزم نیز در «مناقب علی بن ابی طالب علیه السلام» ماجرای شعر سرودن حسّان را پس از نقل مختصر ماجرای غدیر و نزول آیه اکمال از ابوسعید خُدری نقل کرده است.[۳۲]
۴. محمد بن علی بن ابراهیم نطنزی
حافظ ابوالفتح نطنزی نیز در «الخصائص العلویّة» این خبر را پس از نقل مختصر ماجرای غدیر و نزول آیه اکمال از ابوسعید خُدری نقل کرده است.[۳۳]سمعانی و صفدی و ابن نجّار[۳۴]وی را توثیق کرده و به خصوص در ادبیات ستودهاند.
۵. سبط بن جوزی
ابوالمظفر سبط ابن جوزی در «تذکرة الخواصّ» گفته که شاعران، اشعار بسیاری را درباره غدیر خم سرودهاند، که حسّان بن ثابت یکی از آن هاست.[۳۵]
۶. ابراهیم بن محمد مؤیّد بن عبداللَّه بن علی بن محمد بن حمویه خراسانی جوینی صوفی، صدرالدین ابوالمجامع (ت ۶۴۴ - م ۷۲۲ ق)
صدرالدین حموئی نیز در «فرائد السمطین» شعر حسّان در روز غدیر را پس از نقل مختصر ماجرای غدیر و نزول آیه اکمال با اسنادش از خوارزمی و نیز با سندی دیگر از ابوسعید خُدری روایت کرده، و سپس میگوید: این حدیثی است که طرق بسیاری به ابوسعید سعد بن مالک خُدری انصاری دارد.[۳۶]
حموینی از پیشوایان نامدار اهل سنت و از اعلام مشایخ بزرگان آنهاست، به خصوص وی استاد ذهبی و کازرونی است. ذهبی و کازرونی[۳۷]وی را توثیق کرده و بسیار ستودهاند، به خصوص در حدیث و رجال.
۷. ابوعبداللَّه گنجی شافعی
گنجی شافعی ضمن بیان حدیث غدیر شعر حسّان بن ثابت در غدیر را آورده است.[۳۸]
۸. جلال الدین سُیوطی
جلال الدین سیوطی رساله ای دارد که خود در آغاز آن چنین وصفش کرده است: این رساله ای است که در آن، اشعاری را گرد آوردم که دربردارنده مضامین احادیث و آثار است و آن را «الأزهار» نامیدهام…. وی در این کتاب از تذکره شیخ تاج الدین ابن مکتوم اشعار حسّان بن ثابت انصاری در غدیر را نقل کرده است. در ادامه اشعاری از سید حِمیَری و شاعری دیگر را نیز آورده است.
سیوطی از حافظان و بزرگان به نام اهل سنت است، تا جایی که بعضی از دانشمندان عامه او را مجدّد قرن نهم نامیدهاند. شرح حال مفصل سیوطی در جلد حدیث مدینة العلم از کتاب «عبقات» آمده است. همچنین ابن مکتوم (ت ۶۸۲ یا ۶۸۳ - م ۷۴۹ ق)- که سیوطی شعر حسّان را از تذکره او نقل کرده و کتاب «الدرّ اللقیط من البحر المحیط» در تفسیر قرآن تألیف او است- از دانشمندان بزرگ اهل تسنن است: صفدی و ابن جَزَری و سیوطی[۳۹]وی را توثیق کرده و به خصوص در حدیث و تاریخ و فقه و ادبیات بسیار ستودهاند.
ب) وجوه استدلال به شعر حسّان
شعر حسّان بن ثابت در روز غدیر، در دلالت حدیث غدیر به امامت امیرالمؤمنین علیه السلام صریح است، زیرا در آن آمده است که پیامبر صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: یا علی، برخیز که من تو را امام و راهنمای پس از خود برگزیدم.
قطعاً آنچه حسّان در شعرش آورده معنای حدیث غدیر و سخن رسول خدا صلی الله علیه وآله در آن روز بزرگ و در آن اجتماع بی نظیر مسلمانان است، نه آنچه متعصّبان متأخّر گفتهاند تا حدیث را از دلالت بر امامت بلافصل علی علیه السلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله منصرف کنند. در اینجا وجوه مختلف استدلال به شعر حسّان را بیان میکنیم:
۱. سراینده این شعر از صحابه است
سراینده این شعر یعنی حسّان بن ثابت از صحابه شناخته شده و موصوف به مناقب شکوهمند است:
الف) در «الاستیعاب» در شرح حال وی آمده است: برای ما از طرق بسیار از ابوهریره روایت شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله به حسّان فرمود: آنان (مشرکان) را هجو کن و روح القدس همراه تو است. همچنین حضرتش برای حسّان دعا کرد: خدایا، او را برای دفاعش از مسلمانان به روح القدس تأیید فرما. همچنین فرمود: شعر حسّان در نکوهش مشرکان از تیرافکندن بر آنان شدیدتر است.
عمر بن خطاب در مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله بر حسّان بن ثابت گذر کرد و دید که او شعر میخواند. گفت: شعر میخوانی؟ یا گفت: همچون شعری در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله؟ حسّان بن ثابت به او گفت: من در این مسجد در حضور کسی که از تو بهتر است (پیامبر صلی الله علیه وآله)، شعر خواندهام. پس عمر خاموش گشت.
ابن دُرَید از ابوحاتم، از ابوعبیده نقل میکند: حسّان به سه چیز بر دیگر شاعران برتری دارد: در جاهلیت شاعر انصار بود، و در روزگار نبوت شاعر پیامبر صلی الله علیه و آله بود، و در دوران اسلام شاعر تمام یمن بود. عرب در اینکه بهترین شاعران مردم شهرنشین اهل یثرب و سپس قبیله عبدالقیس و سپس ثقیف اند هم داستان هستند، و در این که بهترین شاعر شهرنشینان حسّان است اتفاق نظر دارند. حسّان بن ثابت در جاهلیت شاعر انصار بود، و در دوران اسلام شاعر مردم یمن بود. او شاعر شهرنشینان است.
زبیر بن بَکّار گوید: ابراهیم بن منذر، از هشام بن سلیمان، از ابن جریج، از محمد بن سائب بن برکه، از مادرش نقل کرده است: همراه با عایشه در طواف بودیم و امّ حکیم بنت خالد بن عاص و امّ حکیم بنت عبداللَّه بن ابی ربیعه نیز همراه عایشه بودند. از حسّان بن ثابت سخن به میان آوردیم و امّ حکیم بنت خالد و امّ حکیم بنت عبداللَّه به ناسزاگویی به او پرداختند. عایشه گفت: آیا پسر فریعه (مادر حسّان) را ناسزا میگویید؟ حال آنکه من امید دارم که خدا او را به خاطر دفاع زبانی اش از پیامبر صلی الله علیه و آله به بهشت برد. آیا او نگفته است:
| هَجَوتَ مُحَمَّداً فَأجَبتُ عَنهُ | وَ عِندَ اللَّهِ فی ذاکَ الجَزاءُ | |
| فَإنَّ أبی وَ والِدَتی وَ عِرضی | لِعِرضِ مُحَمَّدٍ مِنکُمُ الوَقاءُ[۴۰] |
محمد صلی الله علیه و آله را هجو کردی و من به آن پاسخ دادم. این کار نزد خدا پاداش دارد. بی گمان پدر و مادر و آبروی من مایه پاسداری از آبروی محمد صلی الله علیه و آله در برابر شماست. پس عایشه حسّان را از این که به او افترا زده باشد تبرئه کرده است (زیرا این سخن شایع بود که حسّان عایشه را هجو کرده است).[۴۱]
ب) ابن اثیر در شرح حال حسّان مینویسد: او را شاعر رسول خدا صلی الله علیه و آله میگفتند. عایشه پیامبر صلی الله علیه و آله را توصیف کرد و گفت: به خدا سوگند، این توصیف مانند اشعاری است که حسّان درباره حضرتش سروده است…. رسولالله صلی الله علیه و آله در مسجد، منبری برای حسّان مینهاد و او بر آن منبر میایستاد و اشعاری در ستایش پیامبر صلی الله علیه و آله میخواند و هجو مشرکان را پاسخ میگفت. رسول خدا صلی الله علیه و آله میگفت: مادام که حسّان از فرستاده خدا دفاع کند، خدا او را به روح القدس تأیید میکند.[۴۲]
ج) ابن حجر عسقلانی میگوید: در صحیحین از براء روایت شده که پیامبر صلی الله علیه و آله به حسّان گفت: در هجو مشرکان شعر بگو که جبرئیل با تو است.
ابوداوود از لؤیّ، از ابن ابی زِناد، از پدرش، از هشام بن عُروه، از عایشه روایت کرده است: پیامبر صلی الله علیه و آله در مسجد، منبری برای حسّان مینهاد و او بر آن منبر میایستاد و هجوکنندگان حضرتش را هجو میکرد. رسول اللَّه صلی الله علیه و آله میگفت: ما دام که حسّان از پیامبر خدا دفاع کند، روح القدس با او خواهد بود.
حاکم نیشابوری نیز در شرح حال حسّان احادیثی آورده که بعضی از آنها ذکر شد. یکی از آن احادیث این است: ابوالعباس محمد بن یعقوب، از حسن بن علی بن عفّان، از ابواُسامه، از ولید بن کثیر، از یزید بن عبدالله بن قسیط، از ابوالحسن بنده بنی نوفل برای ما روایت کرد: هنگامی که سوره شعراء نازل شد و پیامبر صلی الله علیه و آله آن را بر مسلمانان خواند، وقتی به این آیه رسید:
«وَ الشُعَراءُ یَتَّبِعُهُمُ الغاوُونَ»[۴۳]و شاعران را گمراهان پیروی کنند، عبدالله بن رواحه و حسّان بن ثابت گریه کنان نزدیک رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدند. وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله به این آیه رسید: «وَ عَمِلُوا الصالِحاتِ»: کسانی که کارهای نیک کنند، فرمود: یعنی شما. و وقتی آیه «وَ ذَکَرُوا اللَّهَ کَثیراً»: و خدای را بسیار یاد کنند، را خواند، فرمود: یعنی شما. و چون «وَ انتَصَرُوا مِن بَعدِ ما ظُلِمُوا»[۴۴]و پس از آن که ستم دیدهاند داد میستانند، را خواند، فرمود: یعنی شما.[۴۵]
۲. این شعر به اِذن پیامبر صلی الله علیه و آله سروده شده است
حسّان این شعر را پس از درخواست اذن از پیامبر صلی الله علیه و آله سرود. آن حضرت نیز به او اجازه داد و فرمود: بگو به لطف خدا. این کلام حضرت بزرگترین شاهد و راستترین برهان بر حجیت این شعر است.
۳. تقریر پیامبر صلی الله علیه و آله
در احادیثی که اهل سنت در گزارش ماجرای شعر سرودن حسّان در روز غدیر خم روایت کردهاند، آمده که پیامبر صلی الله علیه وآله به این شعر گوش داد و مضمونش را تقریر کرد. از سوی دیگر، همه مسلمانان در این که تقریر پیامبر صلی الله علیه و آله دلیل قاطع بر حجیت و درستی کاری است، هم عقیده هستند.
۴. پیامبر صلی الله علیه و آله شعر حسّان را نیکو شمرد.
رسولالله صلی الله علیه و آله به روشنی این شعر را نیکو شمرد، و پس از آن که حسّان آن را به پایان رساند به او فرمود: ای حسّان، مادام که با زبانت از ما دفاع کنی به روح القدس مؤیّد خواهی بود. این در روایت محمد بن یوسف گنجی و سبط بن جوزی گذشت.
۵. این شعر در حضور صحابه سروده شد
حسّان بن ثابت این شعر را در روز غدیر خم و بلافاصله پس از سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و آله پیش از آنکه گروههای پرشمار صحابه عادل رسول خدا صلی الله علیه و آله و دستههای مسلمانان پراکنده شوند، سرود و هیچیک از آنان سروده حسّان را انکار نکرد و به شعر او و استفاده اش از حدیث غدیر اعتراض نکرد؛ بنابراین، به اجماع همه صحابه ثابت میشود که مراد از «مَوْلَی» در این حدیث «امام» و «هادی» است. این اعتراض معترضان و تأویلِ تأویل گران را از اعتبار میاندازد.
۶. تقریر خلفای سهگانه
شکی نیست وقتی که حسّان شعرش را در روز غدیر خم خواند خلفای سهگانه حاضر بودند. در هیچ جا نقل نشده که یکی از این سه تن به حسّان و شعرش اعتراضی کرده باشد. با این که خلیفه دوم از میان این سه خلیفه در موارد متعدد بسیار اعتراض میکرد. این نشان میدهد که نزد این سه خلیفه، مانند دیگر مسلمانان حاضر در روز غدیر، «مَولی» در حدیث غدیر به معنای «امام» و «هادی» بوده است.
فرهنگ سازی با شعر غدیر در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله[۴۶]
با در نظر گرفتن بازارِ شعر در حجاز و احتراز خاص پیامبر صلی الله علیه و آله از آن، برای مردم عجیب بود که در حضور آن حضرت شعری خوانده شود؛ چه رسد به این که سروده شود، و چه رسد به این که آن شعر درباره دین باشد، و چه رسد به این که مورد تأیید حضرت قرار گیرد و روح القدس مؤید آن باشد!! برای شاعر نیز یک اقدام عادی به حساب نمیآمد که ذوق شکفته اش را درباره چنین موضوعی به کار گیرد و بتواند آن را در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله بخواند.
به همین دلیل بدون اجازه هرگز چنین جرأتی به خود نداد و از اجازه پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار تعجب کرد؛ و ذوق زده بر فراز بلندی قرار گرفت و شعرش را خواند تا رسمیت و مجاز بودن این گام ادبیِ غدیر را به همه نشان دهد. همه اینها پایهگذاری فرهنگی برای شعر غدیر در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله بود که با مراحل حساب شده پیش میرفت.
با پایان خطابه پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر، حَسّان بن ثابت با در نظر گرفتن قسمتهای اصلی خطبه و مقدماتی که برای اجرای آن فراهم شد، داستان غدیر را به صورت قطعه شعری تنظیم کرد. آن گاه خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: یا رسول اللَّه، اجازه میفرمایید شعری را که درباره علی بن ابی طالب - به مناسبت این واقعه عظیم سرودهام بخوانم؟ حضرت فرمود: بخوان به نام خداوند و برکت او.
حسّان بر جای بلندی قرار گرفت و مردم برای شنیدن کلامش ازدحام کردند، در حالی که برای بهتر شنیدن شعرش گردن میکشیدند. در این حال قبل از خواندن شعرش پاسخ اعتراض احتمالی را آماده کرد و گفت: ای بزرگان قریش، سخن مرا به گواهی و امضایِ پیامبر گوش کنید. سپس اشعاری را که همانجا سروده بود خواند، که به عنوان یک سند تاریخی از غدیر ثبت شد و به یادگار ماند. پس از اشعار حسان، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ای حسان، تا مادامی که با زبانت از ما دفاع میکنی، از سوی روح القدس مؤید خواهی بود.[۴۷]
فهم کلمه مولی با شعر حسّان[۴۸]
اگر در سراسر خطبه غدیر دقت کنیم خواهیم دید که اکثر مطالب آن تفسیر و توضیحی برای روشن کردن کامل معنی «مولی» و مصداق آن، و ارزش الهی «ولایت» در اجتماع و ارتباط آن با توحید و نبوت و وحی است. بنا بر این در حالی که خود پیامبر صلی الله علیه و آله مقصود و مراد از «مولی» را روشن کرده، و همه حاضرین در غدیر - که شاعر بزرگ عرب حسّان هم در میان آنان بوده - معنای صاحب اختیاری را از آن فهمیدند و بر سر همین بیعت نمودند، معنی ندارد برای فهمیدن منظور آن حضرت به لغتها و لغت نامهها و معانی عرفی این کلمه مراجعه کنیم، چه آنها با تفسیر خودِ حضرت مطابق باشد و چه نباشد!
به تعبیر دیگر اشعاری که حسّان بن ثابت سروده بود و مورد تأیید پیامبر صلی الله علیه و آله قرار گرفت، دلیل قاطعی بر این است که او هم از مولی معنای «اولی به نفس» را فهمیده است. او چون اهل ادب و شاعر بزرگ عرب است از نظر لغوی بر هر لغت نامه دیگری ترجیح دارد، زیرا لغت نامهها فقط معنای کلمه را میگویند ولی تبادر در مورد معین بر عهده حاضرین آن ماجراست. از الطاف خدا بوده که شاعری زبردست و لغتشناس در غدیر حاضر بوده و در همانجا تبادر ذهنی خود را به صراحت اعلام کرده و حتی آن را به صورت شعر درآورده که اثری ماندگار و سندی محکم باشد.[۴۹]
پانویس
- ↑ ابنسلام جمحی، ص ۲۰۳؛ ابنقتیبه، ج ۱، ص ۳۰۵؛ ابنعساکر، ج ۱۲، ص ۳۷۸؛ ابنحجر عسقلانی، ج ۲، ص ۶۳
- ↑ ابنسلام جمحی، ص ۸۹؛ آمدی، ص ۸۹
- ↑ ابنسلام جمحی، ص ۱۷۹؛ شوقی ضیف، ج ۲، ص ۷۷
- ↑ ابنسلام جمحی، ص ۱۸۰
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، ج ۴، ص ۱۴۴؛ آمدی، ص ۱۶۵
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، ج ۴، ص ۱۳۵–۱۳۶
- ↑ ابنقتیبه، همانجا؛ ابنعساکر، ج ۱۲، ص ۴۳۳؛ نیز ابوالفرج اصفهانی، ج ۴، ص ۱۶۵–۱۶۶
- ↑ ابنسلام جمحی، ص ۱۸۱؛ ابنقتیبه، همانجا؛ ابوالفرج اصفهانی، ج ۴، ص ۱۴۳، ۱۶۰–۱۶۱
- ↑ ابنسلام جمحی، همانجا؛ ابوالفرج اصفهانی، ج ۴، ص ۱۳۸، ۱۴۲؛ مفید، الارشاد، ص ۹۵
- ↑ ابنسلام جمحی، ص ۱۸۰–۱۸۱؛ ابوالفرج اصفهانی، ج ۴، ص ۱۳۷–۱۴۰
- ↑ همان، ج ۴، ص ۱۵۶، ۱۶۱–۱۶۲؛ مفید، الجمل و النصرة، ص ۲۱۷–۲۱۹؛ هرچند در روایتی دیگر، این مؤاخذه به دلیل اعتراض او به تازهمسلمانان مهاجر بود، نک: ابوالفرج اصفهانی، ج ۴، ص ۱۵۷–۱۶۰
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، ج ۴، ص ۱۴۳–۱۴۶، ۱۶۳–۱۶۴
- ↑ طبری، سلسله ۱، ص ۳۲۴۵
- ↑ شوقی ضیف ج ۲، ص ۸۱
- ↑ ابنسلام جمحی، ص ۱۸۱؛ ابنقتیبه، ج ۱، ص ۱۵۹، ۱۶۴–۱۶۵، ۳۰۵–۳۰۶
- ↑ ابنعساکر، ج ۱۲، ص ۳۸۰، ۴۳۴
- ↑ اصمعی، ص ۱۱، ۱۹؛ ابنسلام جمحی، ص ۱۷۹؛ ابوالفرج اصفهانی، ج ۴، ص ۱۳۶–۱۳۷
- ↑ بستانی، ج ۱، ص ۲۷۵
- ↑ ابوالفرج اصفهانی، ج ۴، ص ۱۶۷؛ ج ۹، ص ۳۴۰
- ↑ بستانی، ج ۱، ص ۲۷۸؛ برای نمونه رجوع کنید به دیوان حسان، ج ۱، ص ۲۹–۳۰، ۶۷–۶۸، ۸۵–۸۶
- ↑ ج ۱، ص ۳۲۶
- ↑ امینی، ج ۲، ص ۶۵؛ نیز سلیم بن قیس هلالی، ج ۲، ص ۸۲۸–۸۲۹؛ مفید، الجمل و النصرة، ص ۲۲۰–۲۲۲
- ↑ اولین میراث مکتوب درباره غدیر: ص ۴۹. واقعه قرآنی غدیر: ص ۱۲۹. اسرار غدیر ص ۵۸، ۵۹، ۳۱۸. چهارده قرن با غدیر: ص ۱۷۱. سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۹۴. ژرفای غدیر: ص ۷۸. چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص ۴۷۶–۴۸۳.
- ↑ ۱ بحار الانوار: ج ۲۱ ص ۳۸۸ و ج ۳۷ ص ۱۱۲ ،۱۶۶ ،۱۹۵. عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۴۱ ،۹۸ ،۱۴۴ ،۲۰۱. کفایة الطالب: ص ۶۴. متن عربی اشعار از کتاب سلیم بن قیس: ص ۸۲۸ حدیث ۳۹ به نقل از ابوسعید خدری نقل شده، که با کمی تفاوت در کتب دیگر هم آمده است.
- ↑ در بعضی نقلها این مصرع این گونه آمده است: بِأَنّی مَولاکُم نَعَم وَ وَلیَّکُم.
- ↑ چهارده قرن با غدیر: ص ۱۴۰–۱۴۳.
- ↑ چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص ۱۴۴.
- ↑ سخنرانی استثنائی غدیر: ص ۹۳.
- ↑ چکیده عبقات الانوار (حدیث غدیر): ص ۴۷۶–۴۸۳.
- ↑ در بعضی نقلها این مصرع این گونه آمده است: بِأَنّی مَولاکُم نَعَم وَ وَلیَّکُم.
- ↑ ما نزل من القرآن فی علی علیه السلام: ص ۵۷.
- ↑ مناقب علی بن ابیطالب علیه السلام (خوارزمی): ص ۸۰.
- ↑ الخصائص العلویة علی سائر البریّة (مخطوط).
- ↑ الانساب: «النطنزی». الوافی بالوفیات: ج ۴ ص ۱۶۱. ذیل تاریخ بغداد (مخطوط)
- ↑ تذکرة الخواصّ: ص ۳۳.
- ↑ فرائد السمطین: ج ۱ ص ۷۲، ۷۴.
- ↑ المعجم المختصّ: ص ۶۵.
- ↑ کفایة الطالب :ص 16.
- ↑ الوافی بالوفیات: ج ۷ ص ۷۴. طبقات القرّاء: ج ۱ ص ۷۰. حسن المحاضرة: ج ۱ ص ۴۷۰. بُغیَة الوُعاة فی طبقات اللغویّین و النُحاة: ج ۱ ص ۳۲۶.
- ↑ حسّان این اشعار را در پاسخ به اشعار هجوآمیز ابوسفیان بن حارث بن عبدالمطلب سروده است. اسد الغابة: ج ۵ ص ۱۴۴ ،۱۴۵ (مترجم).
- ↑ الاستیعاب: ج ۱ ص ۳۴۵–۳۴۷.
- ↑ اسد الغابة: ج ۲ ص ۴.
- ↑ شعراء / ۲۲۴.
- ↑ شعراء / ۲۲۷
- ↑ المستدرک علی الصحیحین: ج ۳ ص ۴۸۶.
- ↑ تبلیغ غدیر در سیره معصومین علیهم السلام: ص ۱۳۱،۱۳۰.
- ↑ بحار الانوار: ج ۲۱ ص ۳۸۸ و ج ۳۷ ص۱۱۲، ۱۶۶، ۱۹۵. عوالم العلوم: ج ۳ / ۱۵ ص ۴۱ ،۹۸، ۱۴۴. کفایة الطالب: ص ۶۴. کتاب سلیم: ص ۸۲۸.
- ↑ اسرار غدیر: ص ۱۱۴، ۱۱۸.
- ↑ دانشنامه غدیر، ج ۸، ص ۸