زبیر بن عوام
زُبَیر بن عَوام از صحابه برجسته پیامبر صلی الله علیه و آله از جمله راویان حدیث غدیر، بیعتکنندگان در غدیر با امیرالمؤمنین علیه السلام و از شهادتدهندگان به حدیث غدیر و از کسانی برشمرده شده که امیرالمؤمنین علیه السلام درباره غدیر با او اتمام حجت کرده است. با این همه، او از جمله بیعتشکنان با امیرالمؤمنین علیه السلام و از سران فتنه جمل بود که منجر به جنگ جمل شد.
زبیر در جریان شورای ششنفره پس از کشتهشدن عثمان، پس از آنکه امیرالمؤمنین علیه السلام آنان را قسم داد که آیا شنیدهاند که رسول خدا درباره من فرمود «هرکس من مولای اویم، پس علی مولای اوست»؟ زبیر و نیز بقیه سخن آن حضرت را تأیید کردند.
زبیر بن عوام، پسر صفیه دختر عبدالمطلب و از خویشاوندان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، از نخستین مسلمانان و مهاجران به حبشه بود. او در جنگهای صدر اسلام حضور داشت و بهعنوان یکی از یاران پیامبر شناخته میشد. پس از پیامبر، زبیر از مخالفان جریان سقیفه بود و از حامیان امیرالمؤمنین علیه السلام نقش بود. بااینحال، در دوران خلفای سهگانه ثروت فراوانی اندوخت و در جریان شورش علیه عثمان نیز حضور داشت.
زبیر ابتدا با امیرالمؤمنین علیهالسلام بیعت کرد، اما سپس همراه طلحه و عایشه بهسوی بصره رفت و زمینهساز جنگ جمل شد. پس از یادآوری سخنان پیامبر توسط امیرالمؤمنین علیه السلام، از جنگ کناره گرفت، ولی در وادیالسباع کشته شد؛ درباره پذیرفتهشدن توبه او از قیام علیه امام، میان منابع اختلاف نظر وجود دارد.
زبیر و غدیر
زبیر بن عوام قرشی از صحابه برجسته پیامبر صلی الله علیه و آله از جمله راویان حدیث غدیر، بیعتکنندگان در غدیر با امیرالمؤمنین علیه السلام و از شهادتدهندگان به حدیث غدیر و از کسانی برشمرده شده که امیرالمؤمنین علیه السلام درباره غدیر با او اتمام حجت کرده است:
نقل حدیث غدیر
زبیر از جمله صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله دانسته شده که حدیث غدیر را نقل کرده است.[۱] ابنعقده در کتاب الولایه،[۲] ابنمغازلی در مناقب،[۳] ابنجزری در اسنی المطالب،[۴] ابن شهرآشوب در مناقب آل ابیطالب[۵] و سید بن طاووس در الطرائف[۶] حدیث غدیر را از او نقل کردهاند یا او را از جمله راویان آن برشمردهاند.
بیعت در غدیر
زبیر بن عوام از جمله اولین بیعتکنندگان با امیرالمؤمنین علیه السلام در غدیر بهشمار آمده است. نقل شده که پس اتمام خطبه غدیر و دستور پیامبر صلی الله علیه و آله برای بیعت همگانی با امیرالمؤمنین علیه السلام و بعد از بیعت مقداد، سلمان، ابوذر، حذیفه، ابن مسعود، عمار و بریده اسلمی، از اولین افرادی که باید برای بیعت حضور مییافتند ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر، معاویه، مغیره و ابوموسی اشعری بودند که پیامبر صلی الله علیه و آله تأکید خاصی بر بیعت آنان داشت.[۷]
شهادتدهنده به حدیث غدیر در جریان شورای ششنفره
زبیر بن عوام از شهادتدهنده به حدیث غدیر برشمرده شده است. نقل شده که او در جریان شورای ششنفره پس از کشتهشدن عثمان، پس از آنکه امیرالمؤمنین علیه السلام آنان را قسم داد که آیا شنیدهاند که رسول خدا درباره من فرمود «هرکس من مولای اویم، پس علی مولای اوست»؟ زبیر و نیز بقیه سخن آن حضرت را تأیید کردند.[۸]
اتمام حجت امیرالمؤمنین علیه السلام با زبیر
گفته شده که امیرالمؤمنین علیه السلام در ماجرایی با زبیر بن عوام درباره غدیر اتمام حجت کرده است.[۹] نقل شده که در ماجرایی که امیرالمؤمنین علیه السلام بر طلحه اتمام حجت کرد، نام زبیر را هم بهعنوان یار او و اینکه حجت بر او هم تمام شده آورد.[۱۰]
ابان بن تغلب از سلیم بن قیس هلالی نقل میکند که در گفتوگویی که امیرالمؤمنین علیه السلام با منافقین و دشمنان در زمان عثمان داشت، از جمله فرمود: ای طلحه، دلیل بر بطلان آنچه بدان شهادت دادند، سخن پیامبر صلی الله علیه و آله است که در روز غدیر خم فرمود: هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارترم، علی هم نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر است.
من چگونه میتوانم بر آنان صاحب اختیارتر از خودشان باشم، در حالی که آنان امیران و حاکمان بر من باشند؟ دلیل بر دروغ و باطل و ناحقشان این است که آنان بهدستور پیامبر صلی الله علیه و آله بر من بهعنوان «امیرالمؤمنین» سلام کردند.
و این مطلب بر آنان (ابوبکر و عمر) و بر تو (ای طلحه) بهخصوص و بر این که همراه توست (زبیر) و بر همه امت و بر این دو نفر -و حضرت به سعد بن ابی وقاص و عبدالرحمان بن عوف اشاره کردند- و بر این خلیفه ظالم شما (عثمان) حجت است.[۱۱]
نسب، اسلامآوردن و حضور در غزوات
براساس منابع، ابوعبدالله زبیر بن عوام بن خویلد بن اسد بن عزی بن قصی، پسر برادر خدیجه کبری سلام الله علیها و نوه عبدالمطلب بوده است.[۱۲] پدرش عوام در جنگ فجار کشته شد و مادرش صفیه، دختر عبدالمطلب و عمه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیهالسّلام بود.[۱۳] ازدواج زبیر با اسماء دختر ابوبکر از نکات دیگر زندگی او است.[۱۴] برای او ۱۱ پسر و ۹ دختر نوشته شده که معروفترین آنان عبدالله بن زبیر است.[۱۵]
زبیر را پنجمین یا ششمین گرونده به اسلام میدانند.[۱۶] نقل شده که او پس از ابوبکر به دین اسلام گروید.[۱۷] برخی مورخان او را در آن هنگام ۸ ساله[۱۸] و برخی ۱۵ ساله[۱۹] دانستهاند. گفته شده که از آنجا که نوهاش، هشام بن عروة بن زبیر، اسلامآوردن وی را گزارش کرده، بدین سبب احتمال اینکه درباره زمان اسلامآوردن او اغراق شده باشد، وجود دارد.[۲۰] او در شمار مهاجران به حبشه بوده است.[۲۱]
نقل شده که زبیر در تمام جنگهای صدر اسلام حضور داشته است؛ آنچنان که در منابع اهل سنت آمده که پیامبر صلی الله علیه و آله درباره او فرموده است: «برای هر پیامبری یک حواری است و حواری من زبیر است».[۲۲]
در زمان خلفا
پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله، زبیر از جمله مخالفان با جریان سقیفه برشمرده شده است.[۲۳] هنگام حمله مهاجمان برای گرفتن بیعت به خانه امیرالمؤمنین علیه السّلام، زبیر در خانه امام بود و در مقابل مهاجمان مقاومت کرد، اما شمشیرش را عمر شکست.[۲۴] زبیر از جمله شاهدان وصیت حضرت زهرا سلام الله علیها[۲۵] و از جمله حاضران مراسم تشییع و دفن آن حضرت دانسته شده است.[۲۶]
بهنقل از منابع، او در شورای ششنفره پس از عمر از جمله مخالفان خلافت عثمان بوده است.[۲۷] امام بعداً عثمان برای راضی نگه داشتن او مبلغ ۶۰۰/۰۰۰ درهم به وی بخشید.[۲۸] با وجود آن، در جریان شورش علیه عثمان در میان قاتلان خلیفه سوم بود.[۲۹]
نقل شده که زبیر در دوران خلفای سهگانه دارایی فراوانی اندوخت و پس از خود یازده خانه در مدینه، دو خانه در بصره، یک خانه در کوفه و یک خانه در مصر به ارث گذاشت. داراییهای او شامل هزار دینار، هزار اسب و هزار کنیز و غلام بوده است.[۳۰]
در زمان خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام
در زمان خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام، زبیر از جمله بیعتکنندگان نامدار با حضرت برشمرده شده است.[۳۱] اما گفته شده پس از آنکه او و طلحه از دریافت مقام در حکومت حضرت ناامید شدند، با خروج از مدینه به قصد حج و همراهشدن با عایشه، که خود را خونخواه عثمان میخواند، برای خروج علیه حکومت امام به بصره رفتند.[۳۲]
حاصل بیعتشکنی و خروج زبیر و همراهانش درگرفتن اولین جنگ دوران خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام جنگ جمل بوده است.[۳۳] در منابع نقل شده که زمانی که امیرالمؤمنین علیه السلام به نزدیک سپاه جمل رسید، اردو زد و زبیر را برای گفتوگو فرا خواند. امام به او گفت: ای ابا عبدالله تو را به خدا سوگند میدهم، آیا بهخاطر داری که روزی دست من در دست تو بود و به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدیم و آن حضرت به تو فرمود: آیا علی را دوست میداری؟ و تو گفتی آری! و آن حضرت فرمود: ولی تو با او جنگ و نسبت به او ستم خواهی کرد. زبیر گفت آری به یاد دارم.[۳۴]
این یادآوری موجب کنارگیری زبیر از جنگ شد.[۳۵] زبیر پس از کنارهگیری از جنگ، توسط شخصی به نام عمرو بن جرموز و یارانش در وادی السباع بصره بهقتل رسید.[۳۶] قاتل زبیر با سر او نزد امیرالمؤمنین علیه السلام رفت و به دربان گفت، برای قاتل زبیر اجازه ورود بگیر. حضرت فرمود: اجازه بده وارد شود و مژده آتش جهنم به او بده. پیامبر صلی الله علیه و آله نیز درباره قاتل زبیر فرموده بود: جایگاه قاتل زبیر آتش است.[۳۷]
اما درباره توبه زبیر از قیام علیه امیرالمؤمنین علیه السلام اختلاف است؛ برخی گفتهاند که توبه او فقط در صورتی مقبول بود که از امام زمان خویش پیروی کند و به خدمت او درآید که این اتفاق نیفتاده است. قاتل او نیز بعدها به خوارج نهروان پیوست، پس سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام درباره قاتل زبیر دلالت بر عدم قبولی توبه زبیر دارد.[۳۸]
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ چکیده عبقات الانوار، ص۱۴۵؛ دانشنامه غدیر، ج۱۱، ص۱۱۸.
- ↑ کتاب الولایة، ص۱۶۳.
- ↑ مناقب، ص۷۸.
- ↑ اسنی المطالب، ص۴۸.
- ↑ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۲۵.
- ↑ الطرائف، ج۱، ص۱۴۰.
- ↑ واقعه قرآنی غدیر، ص۱۲۰–۱۲۱.
- ↑ کتاب الولایه، ص۱۵۰؛ کتاب الولایه، ص۱۶۴.
- ↑ اولین میراث مکتوب درباره غدیر، ص۲۱.
- ↑ اولین میراث مکتوب درباره غدیر، ص۲۱.
- ↑ کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص۸۰–۸۱.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۳، ص۷۳–۷۴؛ الاستیعاب، ج۲، ص۵۱۰.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۳، ص۷۳–۷۴؛ الاستیعاب، ج۲، ص۵۱۰.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۵۳.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۳، ص۷۴.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۳، ص۷۵.
- ↑ البدء و التاریخ، ج۵، ص۸۳.
- ↑ البدء و التاریخ، ج۵، ص۸۳.
- ↑ الاستیعاب، ج۲، ص۵۱۰.
- ↑ «جایگاه و نقش آلزبیر در تاریخ اسلام»، ص۱۲۳.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۳، ص۷۵.
- ↑ مسند احمد، ج۲۲، ص۲۷۲.
- ↑ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۲۴.
- ↑ تاریخ الطبری، ج۳، ص۲۰۲.
- ↑ کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۴۴.
- ↑ روضة الواعظین، ج۱، ص۳۴۹.
- ↑ شرح نهج البلاغة، ج۱، ص۱۸۷.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۳، ص۷۹.
- ↑ شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۱۶۷.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۳، ص۷۷؛ مروج الذهب، ج۲، ص۳۳۲–۳۳۳.
- ↑ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۷۸؛ الجمل، ص۱۶۲.
- ↑ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۷۹–۱۸۰.
- ↑ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۸۰–۱۸۱.
- ↑ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۸۲؛ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۸، ص۴۰۹؛ بحار الانوار، ج۱۸، ص۱۲۳.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۸۲–۱۸۳.
- ↑ تاریخ الطبری، ج۴، ص۵۱۱؛ الجمل، ص۳۸۸.
- ↑ تاریخ مدینة دمشق، ج۱۸، ص۴۲۱.
- ↑ دایرة المعارف صحابه پیامبراعظم(ص)، ج۵، ص۱۳۷.
منابع
- الإستیعاب فی معرفة الأصحاب؛ یوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر قرطبی اندلسی، تحقیق: علی محمد البجاوی، بیروت: دار الجیل، ۱۴۱۲ق.
- أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه؛ محمد بن محمد بن محمد جزری شافعی، تحقیق: محمدهادی امینی، اصفهان: مکتبة الإمام أمیرالمؤمنین علی علیه السلام العامة، بیتا.
- اولین میراث مکتوب از واقعه غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
- بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
- البدء و التاریخ؛ مطهر بن طاهر مقدسی، بور سعید (مصر)، مکتبة الثقافة الدینیة، بیتا.
- تاریخ الطبری (تاریخ الامم و الملوک)؛ محمد بن جریر طبری، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت: بینا، بیتا.
- تاریخ مدینة دمشق؛ علی بن حسن شافعی (ابنعساکر)، تحقیق: علی شیری، بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۵ق.
- تاریخ الیعقوبی؛ احمد بن اسحاق یعقوبی، بیروت: دار صادر، بیتا.
- «جایگاه ونقش آل زبیر در تاریخ اسلام»؛ احمد فلاحزاده، فصلنامهٔ تاریخ اسلام، سال یازدهم، شمارهٔ ۴۳ و ۴۴، پاییز و زمستان ۱۳۸۹ش.
- الجمل و النصرة لسید العترة فی حرب البصرة؛ محمد بن محمد بن نعمان بغدادی (شیخ مفید)، تحقیق: علی میرشریفی، قم: بوستان کتاب، ۱۴۱۳ق.
- چکیده عبقات الانوار حدیث غدیر؛ میرحامد حسین کنتوری هندی، بهکوشش: محمدرضا شریفی و مرتضی نادری و سید علی میلانی، قم: عطر عترت، ۱۳۹۶ش.
- دانشنامه غدیر؛ محمدرضا شریفی، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۹۸ش.
- دایرة المعارف صحابه پیامبراعظم؛ عبدالرضا عسکری وادقانی، بهاشراف محمدهادی یوسفی غروی، قم: انتشارات پژوهشکده باقرالعلوم، ۱۳۹۱.
- روضة الواعظین و بصیرة المتعظین؛ محمد بن احمد فتال نیشابوری، تحقیق: محمدمهدی خرسان، قم: منشورات الرضی، ۱۳۷۵ش.
- شرح نهجالبلاغة؛ عبدالحمید بن هبة الله (ابن ابیالحدید معتزلی)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، بیتا.
- الطبقات الکبری؛ محمد بن سعد کاتب واقدی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
- الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف؛ علی بن موسی بن طاووس، قم: مطبعة الخیام، ۱۴۰۰ق.
- کتاب سلیم بن قیس الهلالی؛ سلیم بن قیس هلالی، تحقیق: علاءالدین موسوی، تهران: مؤسسة البعثة (قسم الدراسات الإسلامیة)، ۱۴۰۷ق.
- کتاب من لایحضره الفقیه؛ محمد بن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، تحقیق: علیاکبر غفاری، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق.
- کتاب الولایة؛ احمد بن محمد کوفی (ابنعقده)، تحقیق: عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، قم: دلیل ما، ۱۴۲۴ق.
- مروج الذهب و معادن الجوهر ؛ علی بن حسین مسعودی، تحقیق: یوسف احمد داغر، قم: مؤسسة دار الهجرة، ۱۴۰۹ق.
- مسند أحمد؛ أحمد بن محمد بن حنبل شیبانی، تحقیق: شعیب الأرنؤوط و عادل مرشد، بیروت: مؤسسة الرسالة، ۱۴۲۱ق.
- مناقب آل ابیطالب؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، تحقیق: محمدحسین آشتیانی و سید هاشم رسولی محلاتی، قم: مؤسسه انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق.
- مناقب الإمام علی بن أبیطالب علیه السلام؛ علی بن محمد بن شافعی (ابنمغازلی)، تحقیق: محمدباقر بهبودی، بیروت: دار الأضواء، ۱۴۲۴ق.
- واقعه قرآنی غدیر: گزارش سفر یکماهه پیامبر برای اعلان ولایت در سایه آیات قرآنی؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۶ش.