پرش به محتوا

ابوذر غفاری

از ویکی غدیر
(تغییرمسیر از ابوذر)
ابوذر غفاری
ابوذر غفاری
اطلاعات فردی
نام کاملجُنْدَب بن جُناده بن کعب بن صعیر غفاری
سرشناسیصحابی بزرگ پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله • از پیشگامان اسلام • از اصحاب خاص امیرالمؤمنین علیه السلام
وفات۳۲ق
نحوه درگذشتمرگ در تبعید
محل دفنربذه (منطقه‌ای بین مکه و مدینه)
اطلاعات علمی
استادانپیامبر اسلام صلی الله علیه وآله • امیرالمؤمنین علیه السلام
مذهبتشیع
اطلاعات تکمیلی
زمینه فعالیتحدیث • مبارزه با ظلم
علت شهرتروایت حدیث غدیر و حمایت از غدیر

اَبوذَر غِفاری (درگذشت: ۳۲ق)، با نام اصلی جُنْدَب بن جُناده، از صحابهٔ برجسته پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام از جمله راویان حدیث غدیر، بیعت‌کنندگان با امیرالمؤمنین در غدیر و از اتمام حجت‌کنندگان با حدیث غدیر و شهادت‌دهندگان به آن برشمرده شده است. ابوذر از ارکان چهارگانه پذیرش غدیر و عدم ارتداد بعد از سقیفه برشمرده شده است.

ابن‌عقده در کتاب الولایه، موفق بن احمد خوارزمی در مقتل الحسین علیه السلام، ابراهیم بن محمد حموی جوینی در فرائد السمطین، ابن شهرآشوب در مناقب آل ابی‌طالب، سید بن طاووس در الطرائف و ابن‌جزری در اسنی المطالب حدیث غدیر را از ابوذر نقل کرده‌اند یا او را در شما راویان آن قرار داده‌اند.

ابوذر در افشای توطئه‌های منافقان علیه غدیر در آن مقطع فعال بود و همین موجب دشمنی منافقان با او و تمسخرش از سوی آنان شد. ابوذر بعدها در زمان خلافت عثمان به درخواست امیرالمؤمنین علیه السلام به غدیر شهادت داد.

ابوذر یکی از پیشگامان ایمان‌آورنده به اسلام و از چهره‌های شاخص در دفاع از عدالت اجتماعی و ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام شناخته شده است. او از معدود افرادی بود که در سقیفه بنی‌ساعده به مخالفت با بیعت با ابوبکر برخاست. او با سیاست‌های عثمان و معاویه در دنیاگرایی مخالفت کرد که به تبعید و مرگ او در تبعید انجامید.

مناقب ابوذر در روایات بسیاری آمده و احادیث او در زمینه‌های مختلف نقل شده است. همچنین، روایات متعددی از او در کتاب‌های حدیثی شیعه، به‌ویژه در موضوع امامت و فضایل اهل‌بیت علیه السلام نقل شده است.

ابوذر غفاری و غدیر

در رابطهٔ ابوذر غفاری و غدیر در منابع مطالب متنوعی آمده است؛ از جمله:

نقل حدیث غدیر

ابوذر از جمله راویان حدیث غدیر برشمرده شده است.[۱] برخی محدثان در آثار خود روایت او از حدیث غدیر را ضبط کرده‌اند و برخی او را در شما راویان آن قرار داده‌اند؛ از جمله:

ابن‌عقده در کتاب الولایه،[۲] موفق بن احمد خوارزمی در مقتل الحسین علیه السلام،[۳] ابراهیم بن محمد حموی جوینی در فرائد السمطین،[۴] ابن شهرآشوب در مناقب آل ابی‌طالب،[۵] سید بن طاووس در الطرائف[۶] و ابن‌جزری در اسنی المطالب.[۷]

آماده‌سازی منبر غدیر

مقاله اصلی: "واقعه غدیر"

ابوذر غفاری از جمله صحابه‌ای دانسته شده که در آماده‌سازی منبر غدیر نقش داشته‌اند. به‌نقل از منابع، پس از رسیدن کاروان حجةالوداع به غدیر، پیامبر صلی الله علیه و آله به ابوذر، مقداد، سلمان و عمار دستور داد تا در زیر پنج درخت کهنسال در کنار برکه خم بروند و آنجا را برای اجرای مراسم آماده کنند.

آنان خارهای زیر درختان را کندند و سنگ‌های ناهموار را جمع کردند و زیر درختان را جارو کردند و آب پاشیدند. سپس، شاخه‌های پایین آمده درختان را قطع کردند. بعد از آن سایبانی ایجاد کردند و در زیر آن بنای منبری از سنگ را تدارک دیدند. سپس، از رواندازهای شتران کمک گرفتند و آن را تکمیل کردند.

در مرحله بعد، پارچه‌ای برای زیبایی از بالا تا پایین منبر انداختند. آنان منبر را طوری برپا کردند که نسبت به دو طرف جمعیت در وسط قرار بگیرد و پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام سخنرانی مُشرِف بر مردم باشد تا همه آن حضرت را ببینند.[۸]

بیعت در غدیر

ابوذر غفاری از جمله کسانی دانسته شده که در غدیر با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت کرد.[۹] به‌گزارش برخی منابع، پس از خطابه غدیر، بیعت عمومی آغاز شد و نخستین افراد از خواص مؤمنان ابوذر، مقداد و سلمان بودند. آنان پس از بیعت با پیامبر صلی الله علیه و آله، به‌دستور او به امیرالمؤمنین علیه السلام سلام داده و دست بیعت دادند. در این میان، سلمان فارسی با پیشگامی در بیعت، وفاداری خود را آشکار ساخت و پس از مقداد بر امیرالمؤمنین سلام کرد. این اقدام همراه با دیگر یاران نزدیک، سرآغاز بیعت گسترده مسلمانان طی سه روز گردید.[۱۰]

افشای نفاق منافقان در غدیر

نقل شده ابوذر غفاری در رخداد روز غدیر به افشای نفاق منافقان علیه غدیر پرداخت.[۱۱] به‌نقل از منابع، منافقان در خلوت خود اقرار به شکست خود و عظمت ماجرای غدیر می‌نمودند. این موجب کینه آنان شد، ولی چون خود را از هر تلاشی عاجز می‌دیدند، برای خالی‌کردن خشم خود دست به کارهای مسخره‌آمیز می‌زدند. نمونه‌ای این کارهای آنان ماجرای سوسمار است که ابوذر آن را به پیامبر صلی الله علیه و آله اطلاع داد:

آنگاه که پیامبر صلی الله علیه و آله از منصوب‌کردن امیرالمؤمنین علیه السلام در غدیر فراغت یافت و مردم از مجلس سخنرانی متفرق شدند، عده‌ای از قریش گرد یکدیگر جمع شده بودند و از آنچه اتفاق افتاد تأسف می‌خوردند. در این میان سوسماری از کنار آنان عبور کرد. یکی از آنان گفت: ای کاش محمد این سوسمار را به جای علی امیر ما قرار می‌داد! ابوذر سخن آنان را شنید و برای پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرد. حضرت سراغ آنان فرستاد و آنان را احضار نمود و گفته آنان را بر خودشان عرضه کرد. آنان انکار کردند و بر این انکار قسم یاد کردند. خداوند تعالی آیه ۷۴ توبه را نازل کرد.

سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: «آسمان سایه نینداخته و زمین بر خود حمل نکرده راستگوتر از ابوذر را». بعد از آن فرمودند: جبرئیل برایم خبر آورده که روز قیامت قومی را می‌آورند که امام آنان سوسمار است. مواظب باشید که شما نباشید، چرا که خدای تعالی می‌فرماید (آیه ۷۱ سوره اسراء): «روزی که هر گروه از مردم را با امامشان فرا می‌خوانیم».[۱۲]

شهادت ابوذر علیه منافقین

نقل شده در جریان واقعه غدیر علیه برخی منافقان که قصد توطئه علیه غدیر را داشتند شهادت داد.[۱۳] به‌نقل از برخی منابع، پس از بیعت در غدیر، معاویه با تکبر و خشم، در حالی که دست راستش را بر دوش ابوموسی عبداللَّه بن قیس اشعری و دست چپ را بر دوش مغیرة بن شعبه گذاشته بود، به راه افتاد و این گفته را در آن حال تکرار می‌کرد: هرگز محمد را بر گفته‌اش تصدیق نمی‌کنیم و به ولایت علی اقرار نخواهیم کرد.

خبر این کار معاویه فوراً به پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، به‌خصوص آنکه ابوذر و حذیفه نیز شاهد آن بودند. هم‌زمان آیات ۳۱ تا ۳۵ سوره قیامت نیز در این باره نازل شد. پس از آن، پیامبر صلی الله علیه و آله درباره معاویه سه تصمیم در نظر گرفت: یکی اینکه بر فراز منبر رود و باطن او را به مردم معرفی کند و خباثت او را به همه بشناساند؛ دوم اینکه بر فراز منبر برائت و بیزاری خود را از معاویه اعلام فرماید؛ سوم اینکه دستور قتل او را صادر نماید. اما هم‌زمان با این تصمیم بار دیگر آیه‌ای (آیه ۱۶ سوره قیامت) به‌خاطر مهلتی که به او داده شده نازل شد. این بود که پیامبر صلی الله علیه و آله سکوت کرد و در معرفی او چیزی نفرمود.[۱۴]

بیشتر بخوانید: "اتمام حجت‌های قرآنی غدیر"

استهزاء ابوذر توسط منافقان در غدیر

ابوذر از جمله کسانی برشمرده شده که توسط منافقان به‌دلیل اعتقاد به غدیر مورد استهزاء قرار گرفت.[۱۵] به‌نقل از منابع، یکی از برنامه‌های منافقین این بود که وقتی ابوذر، سلمان، مقداد و عمار را می‌دیدند به آنان می‌گفتند: «ما به محمد ایمان آورده و در برابر بیعت علی و فضیلت او سر تسلیم فرود آورده‌ایم و مانند شما دستورات او را اجرا می‌کنیم»؛ به‌خصوص ابوبکر و عمر و بقیه نُه نفری که سرشناس‌تر در نفاق بودند، گاهی که با سلمان و اصحابش رو به رو می‌شدند از آنان احساس انزجار می‌کردند و می‌گفتند: «اینان اصحاب ساحر و احمق هستند»، که منظورشان پیامبر و علی علیهما السلام بود. سپس به یکدیگر می‌گفتند: «از اینان بپرهیزید که مبادا از گوشه‌های سخنانتان درباره کفر محمد و آنچه درباره علی گفته‌اید با اطلاع شوند و خبر آن را برای او ببرند و باعث هلاک شما شود».

آنگاه ابوبکر به اصحاب منافقش می‌گفت: «اینک مرا بنگرید که چگونه آنان را به مسخره می‌گیرم و شرّ آنان را از شما دفع می‌کنم»... سپس ابوبکر رو به ابوذر کرد و گفت: مرحبا به تو ای ابوذر! تو همان کسی هستی که پیامبر درباره‌ات گفت: «زمین بر خود حمل نکرده و آسمان سایه نینداخته بر گوینده‌ای که راستگوتر از ابوذر باشد». از پیامبر پرسیدند: خداوند به چه چیزی او را فضیلت و شرافت داده است؟ او گفت: «زیرا او به برکت علی برادرم گوینده توانایی است و در شرایط مختلف ثناخوان او و نسبت به مسخرهکنندگان و دشمنان او سرزنش‌کننده و با دوستان او دوست است، و به‌زودی خدا او را در بهشت از بهترین ساکنان آن قرار می‌دهد و تعدادی، که عدد آن را جز خدا نمی‌داند، از زنان و پسران بهشتی خدمتکار او خواهند بود».

ابوذر و اصحابش برخورد ظاهری آنان را می‌پذیرفتند، همان‌گونه که خدا امر فرموده بود، و از کنار آنان می‌گذشتند. آنگاه ابوبکر به اصحابش می‌گفت: مسخره‌کردن من نسبت به اینان را چگونه دیدید؟ و چگونه شرّ آنان را از خودم و از شما دفع کردم؟ آنان در پاسخ گفتند: همیشه راه خیر را پیش بگیری تا مادامی که زنده هستی! ابوبکر در پاسخ آنان گفت: معامله شما با اینان باید این‌گونه باشد تا روزی که فرصتی بدست آورید، زیرا عاقل فهمیده کسی است که غصه را گلوگیر کند تا فرصتی به چنگ آورد.[۱۶]

پرسش ابوذر در آخرین لحظات حجة الوداع

ابوذر در لحظات پایانی حجة الوداع با پرسش خود از پیامبر صلی الله علیه و آله موجب روشن شدن معنای مسلمانی از نظر پیامبر شد که اساس آن محبت اهل بیت علیهم السلام بود.[۱۷] در آخرین لحظات خروج از منا در سفر حجةالوداع، پیامبر صلی الله علیه و آله سوار بر مرکب شده و فرمود: «وارد بهشت نمی‌شود مگر کسی که مسلمان باشد». ابوذر پرسید: یا رسول‌الله، اسلام چیست؟ فرمود: «اسلام عریان است و لباس آن تقواست. زینت آن حیاء است و ضابطه آن پرهیزکاری است و جمال آن دین است و ثمره آن عمل صالح است؛ و برای هر چیزی اساسی است و اساس اسلام محبت ما اهل بیت است».[۱۸]

اتمام حجت ابوذر با غدیر

ابوذر غفاری از جمله کسانی برشمرده شده که با حدیث غدیر با مردم اتمام حجت کرد.[۱۹] به‌نقل از منابع، ابوذر در مجلس ابن‌عباس که در خیمه‌ای برقرار بود نشسته بود و ابن‌عباس مشغول صحبت با مردم بود. ناگهان ابوذر برخاست و دست به عمود خیمه زد و گفت: ای مردم هرکس مرا می‌شناسد که می‌شناسد و هر کس مرا نمی‌شناسد من خود را به اسمم برایش معرفی می‌کنم. من جندب بن جناده ابوذر غفاری هستم. به حق خدا و رسولش از شما می‌پرسم که آیا از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدید که می‌فرمود: زمین حمل نکرده و آسمان سایه نینداخته بر راستگوتر از ابوذر؟ گفتند: آری بخدا قسم. ابوذر گفت: ای مردم، آیا قبول دارید که پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر خم ما را جمع کرد و فرمود: «خدایا، هر که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست. خدایا، هر که او را دوست بدارد، دوست بدار و هر که با او دشمنی ورزد، دشمن بدار و هر که او را یاری کند، یاری کن و هر که او را تنها بگذارد، رهایش کن». همه گفتند: آری، به‌خدا قسم.[۲۰]

شهادت ابوذر به غدیر

به‌نقل از منابع، در واقعه‌ای سال‌ها پس از غدیر ابوذر به آن شهادت داد.[۲۱] نقل شده که امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان عثمان اتمام حجتی در مسجد داشت و از جمله به غدیر استناد کرد. در آنجا ابوذر، زید بن ارقم، براء بن عازب، مقداد و عمار گفتند: ما شهادت می‌دهیم که سخن پیامبر صلی الله علیه و آله را به یاد داریم که بر منبر ایستاده بود و تو در کنار او بودی و می‌فرمود: ای مردم، خداوند به من دستور داده که معرفی کنم امام شما را و آن که بعد از من در میان شما قائم خواهد بود، و وصی خود و جانشینم را، و آن کسی که خداوند در کتابش اطاعت او را بر مؤمنان واجب کرده و اطاعت او را قرین اطاعت خود و من نموده، و شما را در قرآن به ولایت او دستور داده است. من برای معاف‌شدن در این باره -از ترس اهل نفاق و تکذیبشان- به پروردگارم مراجعه کردم، ولی مرا ترسانید که باید این رسالت را برسانم و گرنه مرا عذاب می‌کند.

ای مردم، خداوند در کتابش شما را به نماز امر کرده و من آن را برایتان بیان نمودم، و به زکات و روزه و حج دستور داده که آن را هم برای شما بیان و تفسیر نمودم، و به ولایت دستور داده و من شما را شاهد می‌گیرم که ولایت مخصوص این شخص است -و حضرت دستش را بر علی بن ابی‌طالب علیه السلام قرار داد- و سپس برای دو پسرش بعد از او، و سپس برای اوصیاء از فرزندانشان بعد از آن هاست. آنان از قرآن جدا نمی‌شوند و قرآن از آنان جدا نمی‌شود تا بر سر حوضم بر من وارد شوند.

ای مردم، پناه و امامتان بعد از خودم و ولیّ و هدایت‌کننده شما را برایتان بیان کردم و او برادرم علی بن ابی‌طالب است و او در میان شما به‌منزله من در میان شماست. دین خود را از او پیروی کنید و در همه امورتان از او اطاعت نمایید، زیرا آنچه خداوند از علم و حکمتش به من آموخته نزد اوست. از او بپرسید و از او و جانشینانش بعد از او بیاموزید. به آنان چیزی یاد ندهید و بر آنان پیشی نگیرید و از ایشان عقب نمانید که آنان با حق و حق با آنان است. نه ایشان از حق جدا می‌شوند و نه حق از ایشان جدا می‌شود. ابوذر و بقیه پس از این شهادت نشستند.[۲۲]

ابوذر از ارکان اربعه

ابوذر از ارکان چهارگانه پذیرش غدیر و عدم ارتداد بعد از سقیفه برشمرده شده است؛[۲۳] در روایات در این مورد چنین آمده است:

  • امام باقر علیه السلام: مردم تا یک سال بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله در ارتداد بودند به جز سه نفر. پرسیدند: آن سه کیانند؟ فرمود: مقداد، ابوذر و سلمان، و سپس فرمود: زمان زیادی نگذشت که مردم معرفت پیدا کردند.[۲۴]
  • امام صادق علیه السلام: به‌خدا قسم، همه، به‌جز آن سه نفر، هلاک شدند. البته بعد از زمانی چهار نفر دیگر ملحق شدند و روی هم هفت نفر شدند: ابوساسان، عمار، شتیره، ابوعمره![۲۵]
  • امام صادق علیه السلام: مردم پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله مرتد شدند، جز سه نفر: سلمان، ابوذر و مقداد. پرسیدند: پس عمار چه شد؟ فرمود: او از راه راست تمایلی به راست و چپ پیدا کرد، ولی سپس بازگشت.[۲۶]
  • از ابوذر پرسیدند: چگونه عمار و حذیفه وقتی ابوبکر و عمر را دیدند، در کار خود بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله به تردید افتادند؟ ابوذر پاسخ داد: آنان توبه و پشیمانی خود را بعداً اعلام کردند، ولی اولی برای خود مقامی ادعا کرد و دومی با سه نفر دیگر برایش شهادت دادند که همان مطلب را از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده‌اند. عمار و حذیفه هم با خود گفتند: لابد این مطلبی است که بعد از مطلب اول (یعنی خلافت علی علیه السلام) اتفاق افتاده است. پس این دو نفر هم با سایر شک‌کنندگان به تردید افتادند. ولی بعداً توبه کردند و معرفت پیدا کردند و تسلیم شدند.[۲۷]

ابوذر و غدیر در قیامت

درباره نتیجه همراهی ابوذر با غدیر در قیامت در منابع چنین آمده است:[۲۸] امام صادق علیه السلام فرمود: روز قیامت چهار روز را مانند عروس به پیشگاه الهی می‌برند: عید فطر، عید قربان، روز جمعه، عید غدیر. روز غدیر خم در مقابل عید قربان و فطر مانند ماه بین ستارگان است. خداوند تعالی بر غدیر ملائکه مقربین را موکل می‌کند که رئیسشان جبرئیل است و انبیاء مرسلین را که رئیسشان حضرت محمد صلی الله علیه و آله است و اوصیاء منتجبین را که رئیسشان امیرالمؤمنین علیه السلام است، و اولیاء خود را که رئیسشان سلمان و ابوذر و مقداد و عمار هستند. اینان غدیر را همراهی می‌کنند تا آن را وارد بهشت نمایند.[۲۹]

زندگی‌نامه

ابوذر غفاری، با نام جُنْدَب بن جُناده بن کعب بن صعیر، در منابع تاریخی و حدیثی، به‌عنوان یکی از پیشگامان ایمان‌آورنده به اسلام[۳۰] و از چهره‌های شاخص در دفاع از عدالت اجتماعی[۳۱] و ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام[۳۲] شناخته شده است.[۳۳]

به‌نقل از منابع، ابوذر از قبیله «بنی‌غِفار» بود که قبلیه او در دوران جاهلیت ماه‌های حرام را رعایت نمی‌کرد و به راهزنی و بت‌پرستی مشهور بود.[۳۴] با این حال، نقل شده که ابوذر حتی در دوران جاهلیت به توحید معتقد بود و بت‌پرستی نمی‌کرد؛ او خود نقل می‌کند: «من سه سال پیش از آنکه نزد رسول‌خدا صلی الله علیه و آله بروم، نماز می‌خواندم و در نماز به‌هر سویی که خداوند اراده می‌کرد، عبادت می‌کردم».[۳۵] برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که او پیش از اسلام به شغل شبانی اشتغال داشته است.[۳۶]

اسلام‌آوردن و هجرت

به‌نقل از منابع، ابوذر خود را «پنجمین مسلمان» معرفی کرده است.[۳۷] او پس از آگاهی از دعوت پیامبر صلی الله علیه و آله در مکه، ابتدا برادرش «اُنَیس» را برای کسب اطلاعات به مکه فرستاد. وقتی انیس بازگشت و گزارش داد که مردی در مکه مردم را به نیکی دعوت و از بدی نهی می‌کند، ابوذر شخصاً به مکه سفر کرد. در مکه ابتدا با امیرالمؤمنین علیه السلام ملاقات نمود و سپس به همراه با او نزد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت و اسلام آورد.[۳۸]

نقل شده که پیامبر صلی الله علیه و آله به او دستور داد که به قبیله‌اش بازگردد و تا زمان هجرت، اسلام را پنهانی تبلیغ کند. ابوذر پس از بازگشت، مادر و برادرش را نیز مسلمان کرد و نیمی از قبیله غفار پیش از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله به اسلام گرویدند.[۳۹] پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله به مدینه، ابوذر نیز به آنجا مهاجرت کرد و در بسیاری از غزوات، از جمله فتح مکه، حضور یافت.[۴۰] در غزوه تبوک، به‌دلیل فقر و نداشتن مرکب، پیاده مسافت طولانی را پیمود تا به لشکر اسلام ملحق شد. پیامبر صلی الله علیه وآله در این واقعه فرمودند: «ابوذر تنها زندگی می‌کند، تنها می‌میرد و تنها محشور می‌شود».[۴۱]

موضع‌گیری‌ها پس از پیامبر

نقل شده که ابوذر در مسئله خلافت، همواره از امیرالمؤمنین علی علیه السلام حمایت کرد و از معدود افرادی بود که در سقیفه بنی‌ساعده به مخالفت با بیعت با ابوبکر برخاست.[۴۲] شیخ طوسی او را از «ارکان اربعه» شیعه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله دانسته است.[۴۳]

ابوذر از جمله حاضران در تشییع پیکر حضرت فاطمه سلام الله علیها برشمرده شده که در خفا و با حضور معدودی از شیعیان خاص انجام شد.[۴۴] گفته شده که ابوذر حدیث «علی با حق است و حق با علی» را از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می‌کرد و بر اساس آن، حقانیت امیرالمؤمنین علیه السلام را اثبات می‌نمود.[۴۵]

مخالفت با سیاست‌های عثمان و معاویه

نقل شده که در دوران خلافت عثمان، ابوذر با سیاست‌های حکومت، به‌ویژه در زمینه توزیع بیت‌المال و ثروت‌اندوزی برخی نزدیکان عثمان، به‌مخالفت صریح پرداخت؛ اعتراضاتی که باعث شد تا عثمان او را از مدینه اخراج و به شام تبعید کند.[۴۶]او در شام، با مشاهده اقدامات معاویه (مانند ساخت کاخ سبز) به او اعتراض کرد و گفت: «اگر این کاخ را از مال خدا ساخته‌ای، خیانت است و اگر از مال خود ساخته‌ای اسراف است».[۴۷]

ابوذر آیه وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا یُنْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ؛ و کسانی را که زر و سیم می‌اندوزند و در راه خدا انفاقش نمی‌کنند، به عذابی دردآور بشارت ده(توبه:۳۴) را عام می‌دانست و بر ضرورت انفاق ثروت در راه خدا تأکید می‌کرد. او معتقد بود این آیه تنها شامل اهل کتاب نمی‌شود، بلکه هر کس که از انفاق مالش در راه خدا خودداری کند، مشمول آن است. اعتراضات او باعث شد تا معاویه به عثمان نامه بنویسد و از تحریک مردم توسط ابوذر شکایت کند. عثمان نیز او را به مدینه فراخواند و پس از مشاجرات لفظی، او را به ربذه تبعید کرد.[۴۸]

تبعید به ربذه و شهادت

نقل شده که به‌دلیل مواضع انتقادی ابوذر، عثمان دستور تبعید او به ربذه (منطقه‌ای بی‌آب و علف در بیرون مدینه) را صادر کرد. در این تبعید، تنها امیرالمؤمنین علی علیه السلام برادرش عقیل، فرزندانش حسن و حسین علیهما السلام و عمار یاسر او را بدرقه کردند.[۴۹]

نقل شده که ابوذر سرانجام در سال ۳۲ق، در حالی که تنها همسر و دخترش همراه او بودند، درگذشت.[۵۰] پیش از وفات، کاروانی از اهل عراق به سرپرستی عبدالله بن مسعود به او رسید و طبق حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله که فرموده بود «ابوذر تنها می‌میرد و تنها برانگیخته می‌شود»، او را غسل دادند، کفن کردند و به‌خاک سپردند.[۵۱]

جایگاه حدیثی و اخلاقی

گفته شده که پیامبر صلی الله علیه و آله در مناقب ابوذر احادیث متعددی بیان فرموده‌اند؛ از جمله آنکه: «آسمان بر راستگوتر از ابوذر سایه نیفکنده و زمین کسی چون او را در خود نپرورده است».[۵۲] پیامبر همچنین فرمودند: «ابوذر در میان امت من به عیسی بن مریم در زهد و پارسایی شبیه است».[۵۳]

زهد، قناعت و دوری از تجملات دنیوی از ویژگی‌های بارز ابوذر دانسته شده است؛[۵۴] آنچنان که در مدینه در صفهٔ مسجد النبی می‌خوابید و جز ضروریات زندگی چیزی نداشت.[۵۵] حتی وقتی عثمان یا معاویه برای جلب نظر او هدایایی می‌فرستادند، آنها را نمی‌پذیرفت و می‌گفت: «مرا به آن نیازی نیست؛ زیرا امروز را در حالی آغاز کردم که بی‌نیازترین مردمانم».[۵۶] راستگویی او زبانزد خاص و عام بود تا جایی که پیامبر صلی الله علیه وآله درباره او فرمود: «هر که دوست دارد به مردی راستگو بنگرد، به ابوذر بنگرد».[۵۷]

دیدگاه‌های تفسیری و فقهی

گفته شده که ابوذر در تفسیر آیات قرآن، به‌ویژه در موضوعات اجتماعی، دیدگاه‌های خاصی داشت که با قرائت حاکمان وقت متفاوت بود.[۵۸] او در مقابل تفسیرهای کعب‌الاحبار، که مورد حمایت دستگاه خلافت بود، می‌ایستاد و بر تفسیر نبوی تأکید می‌ورزید؛ مثلاً وقتی کعب گفت: «کسی که زکات واجب را داده، تکلیفش ساقط شده است»، ابوذر با عصا بر سر او کوفت و گفت: «ای یهودی‌زاده! تو را چه به اظهارنظر در دین اسلام».[۵۹]

گفته شده که در فقه نیز، او بر اساس روایات پیامبر صلی الله علیه و آله عمل می‌کرد و از پذیرش نظرات فقهی همسو با سیاست حاکمان سرباز می‌زد؛ آنچنان که حتی وقتی عثمان او را از تفسیر قرآن منع کرد، گفت: «آیا مرا از خواندن کتاب خدا منع می‌کنی؟ به خدا سوگند، رضایت خدا را بر خشم عثمان ترجیح می‌دهم».[۶۰]

جایگاه در منابع رجالی و حدیثی شیعه

در منابع رجالی شیعه، ابوذر به عنوان یکی از «ارکان اربعه» و از اصحاب وفادار امیرالمؤمنین علیه السلام شناخته می‌شود.[۶۱] روایات متعددی از او در کتاب‌های حدیثی شیعه، به‌ویژه در موضوع امامت و فضایل اهل‌بیت علیه السلام نقل شده است.[۶۲]

امام صادق علیه السلام او را از کسانی دانسته که پس از شهادت پیامبر صلی الله علیه و آله بر عهد خود با امامت ثابت قدم ماند.[۶۳] همچنین در منابع اهل سنت، اگرچه از فضایل او بسیار سخن رفته، اما مواضع انتقادی او نسبت به خلفا معمولاً کمرنگ نشان داده شده است. با این حال، حتی در این منابع، راستگویی و زهد او ستوده شده است.[۶۴]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ چکیده عبقات الانوار، ص۱۴۱؛ دانشنامه غدیر، ج۶، ص۵۱۰.
  2. ↑ کتاب الولایه، ص۱۹۳.
  3. ↑ مقتل الحسین علیه السلام، ج۱، ص۸۱.
  4. ↑ فرائد السمطین، ج۱، ص۳۱۴–۳۱۶.
  5. ↑ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۲۵.
  6. ↑ الطرائف، ج۱، ص۱۴۱.
  7. ↑ اسنی المطالب، ص۴۸.
  8. ↑ بحارالانوار، ج۲۱، ص۳۸۷؛ بحارالانوار، ج۲۳، ص۳۶۲؛ بحارالانوار، ج۳۶، ص۱۵۲؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۱۹؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۴۰؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۵۲؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۷۳؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۲۰۳–۲۰۴؛ بحارالانوار، ج۹۸، ص۲۹۸؛ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۲۹۹–۳۰۱؛ احقاق الحق، ج۲۱، ص۴۶.
  9. ↑ واقعه قرآنی غدیر، ص۱۲۰.
  10. ↑ التحصین، ص۵۳۷؛ الیقین، ص۲۸۵؛ بحارالانوار، ج۳۶، ص۱۲۶؛ بحارالانوار، ج۳۶، ص۱۴۸؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۳۱۱، ح۴۳.
  11. ↑ واقعه قرآنی غدیر، ص۱۳۶؛ اسرار غدیر، ص۸۳؛ غدیر در قرآن، ج۱، ص۲۲۹.
  12. ↑ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۴۱–۴۲؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۶۳؛ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۱۶۳.
  13. ↑ واقعه قرآنی غدیر، ص۱۲۲؛ اسرار غدیر، ص۸۲.
  14. ↑ کتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص۱۰۸؛ تفسیر القمی، ج۲، ص۳۹۷؛ تفسیر فرات الکوفی، ص۵۱۷؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۹۰–۳۹۲؛ المسترشد، ص۵۸۶–۵۸۸، ح۲۵۷؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۳۸–۳۹؛ الصراط المستقیم، ج۱، ص۳۱۴؛ تأویل الآیات الظاهره، ص۳۷–۳۸؛ تفسیر البرهان، ج۵، ص۵۴۰–۵۴۱؛ بحارالانوار، ج۳۰، ص۳۱۵؛ بحارالانوار، ج۳۳، ص۱۶۳، ح۴۲۸؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۶۱؛ بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۹۴؛ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۹۷؛ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۲۷۷.
  15. ↑ واقعه قرآنی غدیر، ص۱۷۶–۱۸۲؛ غدیر در قرآن، ج۱، ص۴۴۲؛ غدیر در قرآن، ج۱، ص۴۵۲–۴۵۴.
  16. ↑ غدیر در قرآن، ج۱، ص۴۵۲–۴۵۵.
  17. ↑ واقعه قرآنی غدیر، ص۳۹.
  18. ↑ الامالی للطوسی، ص۸۴.
  19. ↑ چهارده قرن با غدیر، ص۸۲؛ اسرار غدیر، ص۲۸۳.
  20. ↑ بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۹۳، ح۷۶.
  21. ↑ اولین میراث مکتوب از واقعه غدیر، ص۱۹.
  22. ↑ اولین میراث مکتوب از واقعه غدیر، ص۱۹.
  23. ↑ غدیر در قرآن، ج۲، ص۳۶۷–۳۷۳.
  24. ↑ بحار الانوار، ج۲۲، ص۳۵۱، ح۷۶.
  25. ↑ بحار الانوار، ج۲۲، ص۳۵۲، ح۷۸.
  26. ↑ بحار الانوار، ج۲۲، ص۴۴۰، ح۹؛ بحار الانوار، ج۲۸، ص۲۳۹، ح۲۶؛ بحار الانوار، ج۶۴، ص۱۶۵.
  27. ↑ غدیر در قرآن، ج۲، ص۳۶۷–۳۷۳.
  28. ↑ اسرار غدیر، ص۲۳۳–۲۳۵.
  29. ↑ عوالم العلوم، ج۲/۱۵، ص۲۱۲.
  30. ↑ تاریخ الاسلام، ج۳، ص۴۰۶.
  31. ↑ شرح نهج البلاغه، ج۸، ص۲۵۶.
  32. ↑ الاختصاص، ص۶۱.
  33. ↑ الرواة المشترکون، ج۱، ص۱۷۳.
  34. ↑ الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۶۶.
  35. ↑ الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۰۱.
  36. ↑ الکافی، ج۸، ص۲۹۷.
  37. ↑ الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۶۹.
  38. ↑ الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۶۷–۱۶۹.
  39. ↑ الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۶۷.
  40. ↑ المغازی، ج۲، ص۸۱۹؛ المغازی، ج۳، ص۸۹۶؛ الرواة المشترکون، ج۱، ص۱۷۳.
  41. ↑ المغازی، ج۳، ص۱۰۰۰.
  42. ↑ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۲۴.
  43. ↑ رجال الطوسی، ص۵۹.
  44. ↑ تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۱۵.
  45. ↑ اصحاب امام علی علیه السلام، ج۱، ص۶۷.
  46. ↑ شرح نهج البلاغه، ج۸، ص۲۵۶.
  47. ↑ جمل من انساب الاشراف، ج۵، ص۵۴۲.
  48. ↑ الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۷۰–۱۷۱؛ تاریخ الطبری، ج۴، ص۲۸۳–۲۸۴.
  49. ↑ شرح نهج البلاغه، ج۸، ص۲۵۲.
  50. ↑ البدایة و النهایة، ج۷، ص۱۶۵.
  51. ↑ بحار الانوار، ج۲۱، ص۲۱۶.
  52. ↑ بحارالانوار، ج۲۲، ص۴۰۴.
  53. ↑ المعجم الکبری، ج۲، ص۱۴۹.
  54. ↑ الرواة المشترکون، ج۱، ص۱۷۳.
  55. ↑ الکافی، ج۸، ص۲۹۷.
  56. ↑ اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۱۱۸–۱۲۰.
  57. ↑ الاستیعاب، ج۱، ص۳۲۳.
  58. ↑ برای نمونه نگاه کنید: الطبقات الکبری، ج۴، ص۱۷۰–۱۷۱.
  59. ↑ تاریخ الطبری، ج۴، ص۲۸۴.
  60. ↑ شرح نهج البلاغه، ج۸، ص۲۵۶.
  61. ↑ رجال الطوسی، ص۵۹.
  62. ↑ الرواة المشترکون، ج۱، ص۱۷۴–۱۷۶.
  63. ↑ الکافی، ج۸، ص۲۴۵.
  64. ↑ برای نمونه نگاه کنید: حلیة الاولیاء، ج۱، ص۱۵۶–۱۷۰.

منابع

  • إحقاق الحق و إزهاق الباطل؛ سید نورالله بن شریف‌الدین شوشتری، قم: کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، ۱۴۰۹ق.
  • الإختصاص؛ محمد بن محمد بن نعمان (شیخ مفید)، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۳۰ق.
  • اختیار معرفة الرجال المعروف برجال الکشی؛ محمد بن حسن طوسی، تحقیق: مهدی رجایی، قم: مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ۱۴۰۴ق.
  • الإستیعاب فی معرفة الأصحاب؛ یوسف بن عبدالله بن محمد بن عبدالبر قرطبی اندلسی، تحقیق: علی محمد معوض و عادل احمد عبدالموجود، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۲۲ق.
  • اسرار غدیر؛ محمدباقر انصاری، تهران: نشر تک، ۱۳۸۴ش.
  • أسنی المطالب فی مناقب سیدنا علی بن أبی طالب کرم الله وجهه؛ محمد بن محمد بن محمد جزری شافعی، تحقیق: محمدهادی امینی، اصفهان: مکتبة الإمام أمیرالمؤمنین علی علیه السلام العامة، بی‌تا.
  • اصحاب امام علی علیه السلام؛ سید اصغر ناظم‌زاده قمی، قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۷ش.
  • الامالی؛ محمد بن حسن طوسی، قم: دار الثقافة، ۱۴۱۴ق.
  • اولین میراث مکتوب از واقعه غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
  • بحارالانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار؛ محمدباقر بن محمدتقی مجلسی، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق.
  • تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة؛ شرف‌الدین علی حسینی استرآبادی، تحقیق: حسین استادولی، قم:مؤسسة النشر الإسلامی، ۱۴۰۹ق.
  • تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام؛ محمد بن احمد ذهبی، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۹ق.
  • تاریخ الیعقوبی؛ احمد بن اسحاق یعقوبی، بیروت: دار صادر، بی‌تا.
  • التحصین لاسرار ما زاد من أخبار کتاب الیقین؛ سید رضی‌الدین علی بن طاووس حلی، قم: مؤسسة دار الکتاب (الجزائری)، ۱۴۱۳ق.
  • البرهان فی تفسیر القرآن؛ هاشم بن سلیمان بحرانی، قم: مؤسسة البعثة (مرکز الطباعة و النشر)، ۱۴۱۵ق.
  • تفسیر فرات الکوفی؛ فرات بن ابراهیم کوفی، تحقیق: محمد الکاظم، تهران: وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی (مؤسسة الطبع و النشر)، ۱۴۱۰ق.
  • تفسیر القمی‏؛ علی بن ابراهیم قمی، تحقیق: طیّب موسوی جزائری، قم: دار الکتاب‏، ‏۱۴۰۴ق‏.
  • جمل من أنساب الأشراف؛ احمد بن یحیی بن داود بلاذری، تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، بیروت: دار الفکر، ۱۴۱۷ق.
  • چکیده عبقات الانوار حدیث غدیر؛ میرحامد حسین کنتوری هندی، به‌کوشش: محمدرضا شریفی و مرتضی نادری و سید علی میلانی، قم: عطر عترت، ۱۳۹۶ش.
  • دانشنامه غدیر؛ محمدرضا شریفی، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۹۸ش.
  • رجال الطوسی؛ محمد بن حسن طوسی، تحقیق: جواد قیومی اصفهانی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۳۷۳ش.
  • الرواة المشترکون بین الشیعة و السنة: دراسه تسلط الضوء علی جانب من احوالهم و آرائهم و النقاط المضیئه فی حیاتهم؛ حسین عزیزی و همکاران، تهران: مرکز التحقیقات و الدراسات العلمیة المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الإسلامیة، ۱۴۳۰ق.
  • شرح نهج‌البلاغة؛ عبدالحمید بن هبة الله (ابن ابی‌الحدید معتزلی)، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم، قم: مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، بی‌تا.
  • شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فی الآیات النازلة فی أهل البیت صلوات الله و سلامه علیهم؛ عبیدالله بن عبدالله حسکانی، تحقیق: محمدباقر حسکانی، تهران: وزارة الثقافة و الإرشاد الإسلامی (مؤسسة الطبع و النشر)، ۱۴۱۱ق.
  • الصراط المستقیم إلی مستحقی التقدیم؛ علی بن محمد نباطی عاملی، تحقیق: محمدباقر بهبودی، تهران: مکتبة المرتضویة، ۱۳۸۴ق.
  • الطبقات الکبری؛ محمد بن سعد کاتب واقدی، تحقیق: محمد عبدالقادر عطا، بیروت: دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۰ق.
  • الطرائف فی معرفة مذاهب الطوائف؛ علی بن موسی بن طاووس (سید بن طاووس)، قم: مطبعة الخیام، ۱۴۰۰ق.
  • عوالم العلوم و المعارف و الأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال؛ عبدالله بن نورالله بحرانی اصفهانی‏، تحقیق: محمدباقر موحد ابطحی اصفهانی‏، قم: مؤسسة الإمام المهدی علیه السلام، ۱۳۸۲ش.
  • غدیر در قرآن، قرآن در غدیر؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۷ش.
  • فرائد السمطین؛ ابراهیم بن محمد حموی جوینی، تحقیق: محمدباقر محمودی، بیروت: مؤسسة المحمودی، ۱۳۹۸ق.
  • الکافی؛ محمد بن یعقوب کلینی، تحقیق: علی‌اکبر غفاری و محمد آخوندی، تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۰۷ق.
  • کتاب سلیم بن قیس الهلالی؛ سلیم بن قیس هلالی، تحقیق: علاءالدین موسوی، تهران: مؤسسة البعثة (قسم الدراسات الإسلامیة)، ۱۴۰۷ق.
  • کتاب الولایة؛ احمد بن محمد کوفی (ابن‌عقده)، تحقیق: عبدالرزاق محمدحسین حرزالدین، قم: دلیل ما، ۱۴۲۴ق.
  • المسترشد فی إمامة أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام؛ محمد بن جریر طبری امامی، تحقیق: احمد محمودی، تهران: مؤسسة الثقافة الإسلامیة لکوشانپور، ۱۴۱۵ق.
  • المعجم الکبیر؛ سلیمان بن احمد طبرانی، تحقیق: حمدی سلفی، قاهره: مکتبة ابن تیمیة، بی‌تا.
  • المغازی؛ محمد بن عمر واقدی، تحقیق: مارزدن جونز، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق.
  • مناقب آل ابی‌طالب؛ محمد بن علی بن شهرآشوب مازندرانی، تحقیق: محمدحسین آشتیانی و سید هاشم رسولی محلاتی، قم: مؤسسه انتشارات علامه، ۱۳۷۹ق.
  • المناقب؛ موفق بن احمد بکری مکی حنفی خوارزمی، تحقیق: مالک محمودی، قم: مؤسسة النشر الاسلامی، ۱۴۱۱ق.
  • واقعه قرآنی غدیر: گزارش سفر یک‌ماهه پیامبر برای اعلان ولایت در سایه آیات قرآنی؛ محمدباقر انصاری، قم: انتشارات دلیل ما، ۱۳۸۶ش.
  • الیقین باختصاص مولانا علی علیه‌السلام بامرة المؤمنین؛ سید علی بن موسی بن طاووس، تحقیق: محمدباقر انصاری، قم: مؤسسه دار الکتاب الجزائری، ۱۴۱۳ق.